Header Background day #22
انواع و اقسام خاطرا...
 
اعلان‌ها
پاک کردن همه

انواع و اقسام خاطرات دوران مدرسه

53 نوشته‌ها
26 کاربران
56 واکنش‌ها
7,806 بازدیدها
daren_shan
(@daren_shan)
Noble Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 1134
شروع‌کننده موضوع   [#902]

سلام به همگی

همونطور که از اسم انجمن و به خصوص تایک بر میاد معلومه جای تعریف خاطرات بچه ها از شیطونیای مدرسشونه که میدونم کم هم نبوده!

حالا از گانگسترای مدرسه و همچنین بچه های آروووووووووووووم (جهت یاد گیری و آموزش!) میخوام بیان و تجربیات گرانبهاشونو در زمینه این فعالیتای صلح جویانه بین معلمین و ما و مدرسه در اختیار هم بذارن تا هم سطح علمی بالا بره!

هم در شادی هم سهیم بشیم!

و هم یه تجدید خاطره ای داشته باشیم...!

((212))((212))((212))

((204))((204))((204))((204))((204))((204))

پس در کل:خاطرات جالب دوران مدرسه رو اینجا بزارید((61))



   
banooshamash واکنش نشان داد
نقل‌قول
smajid324
(@smajid324)
Honorable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 529
 

من در دوران مدرسه شیطونی هام زیاد نبود فقظ دبیرستان یکم شیطونی کردم البته بیشتر تیکه یا صدا در آوردن بود نه کار خاصی اما یه خاطره دارم از سال دوم دبیرستان ؛ اسفند ماه بود منم از معلم شیمی اجازه گرفتم و اومدم بیرون از کلاس خیلی سرم درد می کرد و به خاطر همین هم معلم گذاشت برم بیرون منم رقتم رو به اب خوری یه کم دست و صورتم رو بشورم ، داشتم از کنار دفتر مدیر رد می شدم که دیدم کسی نیست نزدیک ساعت 11 بود نمی دونم چی شد اما رفتم داخل ، دیدم میکروفونی که باهاش در بلند گوی مدرسه حرف می زنند رو میزه وسوسه شدم میکروفون رو برداشتم (میکروفون بی سیم بود.) و دستگاه رو روشن کردم اومدم حرف بزنم با خودم گفتم الان اگه چیزی بگم همه میفهمن که کار من بوده پس میکروفون رو بردم و رفتم سر کلاس آقا نمیدونین چه حالی داد کل بچه های کلاس یه دهن آواز خوندن بعد بچه ها تصمیم گرفتن میکروفون رو بندازن تو کیف معلم بیچاره و دکمش هم روشن باشه خلاصه مدیر و ناظم ها داشتن می گشتن ببینن میکروفون دسته کی است و از سر وصدای بچه ها که اسم اقای ...... را صدا می زدنند فهمیدن کلاس ماست اخه اگه دستگاهش رو خاموش می کردند نمی فهمیدن میکروفون کجاست اومدن سر کلاس و همه رو گشتن و میکروفون رو پیدا نکردن پس کیف اقای معلم رو هم گشتن دیدن میکروفون اونجاست و مدیر هم می خواست از همه بچه های کلاس نمره انضباط کم کنه اما بچه ها اعتراض کردن و گفتن ما نمیدونستیم اقای معلم میکروفون رو اورده خلاصه معلم رنگش پریده بود((42))((42))((42)) بچه ها هم میگفتن تقصیر اقای معلم است و همین باعث شد معلممون عوض شه و ما هم نمرمون کم نشه ، تازه بچه های کلاس تا یه هفته برام به خاطر این کارم ساندویچ می خریدن.



   
banooshamash، Leyla، Azi و 6 نفر واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
sheyton.divane
(@sheyton-divane)
Famed Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 2544
 

همه گفتن منم بگم:

اولی سیاست مداری:ما کلاس چهارم ابتدایی بودیم یه کی از هم کلاسی هام مامانش معلم سال اول بود رو همین حساب خیلی به ما زور می گفت یه زنگ تفریح خوراکی های منو از دستم گرفت منم خودم به خاطر مامانش می ترسیدم چیزی بهش بگم(بچه بودم نمی دونستم معلم سال اول کاری به من نداره)رفتم به یه سال پنجمی گفتم بهت فحش داده سال پنجمیه هم گرفت یه دل سیر کتکش زد من وایسادم یه گوشه خندیدم!

درگیری فیزیکی:دوم دبیرستان دو تا سال سومی یکی از رفیقای ما رو زده بودن ماهم شیش تا بچه پایه و رفیق شیش جمع شدیم بریم تک تک گیرشون بیاریم!گفتیم باهم بریم که فرار می کنن من داوطلب شدم بعد از زنگ آخر تو راه که می رفتیم خونه تو یه کوچه خلوت یکی شونو گیر آوردم رفتم کنارش گفتم چرا رفیق ما رو زدی؟اونم خوب هیکلش از من درشت تر بود گفت:دلم خواسته به تو ربطی نداره!همینو گه گفت مثله پلنگ پریدم رو سرش کاپشنشو از پشت کشیدم رو سرش کشیدمش پایین تا دولا شد بعد شروع کردم الکی داد زدن که رفیقام از پشت دیوار اومدن تا می خورد زدیمش!ولی الآن به شدت پشیمونم!

اذیت کردن معلم:سال دوم دبیرستان یه معلم داریم خیلی بد دهنه وقتی عصبانی میشه دیگه حالیش نیست خواهر و مادر و ناموس این چیزا حالیش نیست شروع می کنه فحشای ناجور دادن!یه بار منو رفیقم سر کلاس حرف می زدیم شروع کرد فحش دادن ما که بچه غیرتی بلندشدیم دو تایی شروع کردیم داد زدنو بعدشم رفتیم پیش مدیر ولی مدیر طرف معلمو گرفت ما دیدیم اینجوریه یه رفتیم پیش معلمو بعد از کلی معذرت خواهی و آقا غلط کردم اجازه داد بریم سر کلاس!یه چند وقتی هم تا می شدخودشیرینی کردیم!ولی بعدنزدیکی های عید یه زنگ ورزش معلممون ماشینشو پشت مدسه پارک کرده بود منو رفیقم رفتیم چار چرخشو پنچر کردیم تمام کاپوتشم روغن ترمز مالیدم(وقتی روغن ترمزو شسته بود تمام رنگ کاپوت پاک شده یود) به هم شک کردن به جز ما دوتا!!!!!!خوب یه عالمه........مالی کرده بودیم دیگه!



   
banooshamash و troubleclap24 واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
FAEZE.ASADI
(@faeze-asadi)
Trusted Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 30
 

@nasi_kh 16027 گفته:

کارایی که ما گردیم یه کم بی تربیتیه ولی ی بار کلاس جفتیمون یه کاری کرد دِله همه بچه ها مدرسه خنک شد ((200)) کف صندلی خودش یکم لق بود کندنش کج گذاشتنش روی صندلی معلم وقتی نشست رفت تو صندلی :)))) تا چند روز می لنگید خیلییی باحال بود((72))

یه بارم پارسال با بچه ها یه کاری کردیم میزش چپ شد ((207)) معلممون چاق بود می خواست بشینه میزو یکم هول میداد جلو ما هم یه سکو داشتیم که میزه رو اون بود اومدیم میزو گذاشتیم لبه سکو وقتی نشست میز افتاد همه وسایلشم افتاد خودشم افتاد ((223)) خیلی سهنه باحالی بود کارا دیگه هم کردیم اما یادم نیس یادم اومد میگم ((200))

اوا ما دقیقا همین کارو با معلم گلمون کردیم



   
پاسخنقل‌قول
mahta.1378
(@mahta-1378)
Estimable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 208
 

وقتی ما کلاس چهارم بودیم یه جنگ (!) بین ما یه طرف و کلاس سومی ها و پنجمی ها یه طرف اتفاق افتاد....قضیه از این قرار بود که کلاس ما بعد از سالها شروع کرده بود از این بازیای بچگانه کردن...از این بازیای گروهی.....(مسخره نکنین دلمون گرفته بود خو :دی)

بعد که جمع میشدیم سومی ها از یه طرف پنجمی ها از یه طرف میدوییدن گروه مارو بهم میزدن....ماهم رفتیم کلاس با چن نفر دیگه نقشه کشیدم که دوباره جمع بشیم و وقتی اونا دوییدن که بازیو خراب کنن دستامونو ول کنیم بریم بزنیمشون که این اتفاق هم افتاد....منم به شخصه سه چهار تا کوچیک تر از خودم گرفته بودن مقنعه رو داشتن میکشدین خفه بشم همزمان هم میزدن که به لطف دوستان گرامی نجات پیدا کردم!

چند دقیقه ای این جنگ ادامه یافت و بعد با دخالت نابجای ناظم ها به پایان رسید!

ولی خیلی خوب بود ((217))



   
Leyla و Ginny واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
troubleclap24
(@troubleclap24)
Noble Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 955
 

من بااینکه بچه شری محسوب میشم ولی تو مدرسه کاملا ارومم.....

دریغ از یدونه شیطنت....

بخاطر همین یدونه خاطره میگم مال امساله(سال سوم راهنمایی اردیبهشت اونجاها)

اقا اینا سال سوم مارو دوبار سرزنگ ورزش بردن پیاده روی دور دریاچه مصنوعی که اولای گنبده....

دفه اول که اتفاق خاصی نبفتاد فقط یکم تیکه انداختن بهمون(3نفری مسابقه دوگذاشته بودیم از معلمو معاونو بچه ها کلی دور بودیم)...

ولی دفه دوم....

دسته گلی به اب دادما....

اقا مااولش عین بچه ادم داشتیم راه میرفتیم(البته همراه با یکم...فقط یکم مسخره بازی)

بد ازین اخراش دیه بچه ها تقریبا پخش شده بودن چن نفر داشتن بااین وسایل رزشی کار میردن چن نفرم سوار تاب سرسره شده بودن چن نفر سوار الاکلنگ(من همه ایناروسوار شدم:d)

دونفرم رفته بودم کنار اب نشسه بودن(این دریاچهه شبیه ااین ظرفای لبه دار گوده...یه تیکه صافه که ملت پیاده روی میکنن یه تیکشم شیب نسبتاتندی داره بدشم که ابه)..

منم رفتم کنار ایناوایسادم.....

کرمای درنم گل کرد خواستم نوک کفشموکنم تواب...

نگو اون تیکه لجن داشته...

هیچی دیه پام سر خورد تاکمرافتادم تو اب....

بزور بادستام خودمو تو اون تیکه شیبدار نگه داشتم....

ینی از کمربه پایین خیس شده بودم لباسم لجنیم شده بود((231))

هیچی دیه دبیرورزش اومد گفت بزار زنگ بزنم به ممان بابات بری خونه(اون موقه از شانس من هوا ابری بود بادم میزد((231)))

منم مامان بابام نمیدونستن اومدم اینجا(ینی امضا جعل کرده بودم....خط منوبابام که شبیه همه امضام که.....امضاشو جعل کردم....خودشم نفهمید جعلیه:d)

هیچی دیه گفتم نه نه الان هیشکی نیستو(مدرسه بودن هردوتا)سرکارنواینجورچیزا..

بد گفت بااین وض که نمیتونی بشینی سرکلاس...

منم گفتم اشکال نداره شلوار ورزشی با پالتو میپوشم...(لازم به ذکره بنده سر کلاس عین مرغ پخته شده بودم)

بد به یکی از بچه ها گفتم بیا بریم کمک کن من لباسارو بشورم(بچه ی مورد نظر همین ارامه@aram@البته تنها کمکی کرد این بودکه پالتوولباسامو نگه داش که من بقیرو بشورم)

خوب دیه یبار تو مدرسه کرمای درونم بکار افتاد که نتیجش این شد.....

ولی خوب خدایی سر صحنه افتادن تاحد مرگ خندیدیم:d



   
mahta.1378، Leyla و Ginny واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
Azi
 Azi
(@mixed_nut)
Prominent Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 768
 

یه بار کلاس دوم دبیرستان زنگ آمادگی دفاعی بود کتاب تموم شده بود بیکار نشسته بودیم. خودشم چون آخرای مدرسه بود و دم به دیقه امتحان میدادیم حسابی حوصله مون پوکیده بود.

خلاصه اون زنگ صندلی هارو چیده بودیم دورتادور دیوار، اضافی ها هم نشسته بودن وسط کلاس.

من و رفیقام درست چسبیده بودیم به دیوار روبرویی معلم.

معلم با ورقه هامون مشغول بود. من و دوستام داشتیم فکر میکردیم چیکار کنیم چیکار نکنیم که یهو به طور کاملا تصادفی منو و دوستم همزمان یه پامونو انداختیم رو اون یکی.

و همزمان یه فکری به نظرمون رسید قیافمون این شکلی شد : ((72))

یه ده نفری میشدیم که ردیفی کنار هم نشسته بودیم. ده تا از شاگردای پایه ی کلاس که به هیچی نه نمی گفتیم.

قرار بر این شد که اول پای راستمون رو روی پای چپمون بندازیم و با علامت من جاهاشونو عوض کنیم.

کلاس ساکت بود و از اونجایی که ما هم ناشی بودیم، همین که علامت دادم اون نه تای بقیه تالاپی پاهاشونو عوض کردن.

همه برگشتن نگاه کردن و ما خودمونو زدیم به کوچه علی چپ!

بعد قرار شد که بی سروصدا پاهارو عوض کنیم.

خلاصه داشتیم کیف میکردیم منم هربار الگوی بازی رو پیچیده تر میکردم

تا اینکه

قرار شد پای راست که روی پای چپه یه بار پایین بیاد کنار پای چپ، بعد بلندش کنیم رو هوا، دوباره بزاریمش کنار پای چپ، بعد پای چپ رو بندازیم رو پای راست!

من علامت دادم و شروع کردیم.

پای راست رو آوردیم پایین، ولی همین که خواستیم ببریمش بالا رو هوا، یهو معلم برگشت صاف زل زد به ما.

تصور کنین ده تا لنگه پای راست رو هوا باشن!!!

کلاس ترکید از خنده

معلممون یه چند دیقه نگاه کد بعد با تاسف سرشو انداخت پایین و مشغول شد.

ما هم ساکت تو صندلیامون کز کردیم.

.

.

.

ولی نهایتا باز حوصلمون سر رفت.

بچه ها گفتن بیاین ادامه بدیم منم گفتم باشه.

ردیف جلویی برگشت گفت اونام هستن

گفتم دوباره از همون الگوی اولی ساده شروع میکنیم با علامت من

همین که علامت دادم ردیف جلویی که ناشی بودن یهو تالاپ پاهاشونو کوبیدن زمین!

این دفه کلاس چنان از خنده منفجر شد که معلم پا شد داد زد:

گمشین بیرون، دارم به یه مشت وحشی از پشت کوه اومده تدریس میکنم بی لیاغتا و... (بقیش یادم نمیاد چی گفت، اینا روهم یادم مونده چون بعدا سوژه کردیم!)

هیچی دیگه وسایلامونو جمع کردیم رفتیم حیاط نشستیم رو سکو بازیمونو ادامه دادیم( البته اینبار عمدا پاهامونو میکوبیدیم، یَک مارشی راه انداخته بودیم...)

.

.

.

هــــــــــعی... یادش گرامی



   
banooshamash، mahta.1378 و Leyla واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
FAEZE.ASADI
(@faeze-asadi)
Trusted Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 30
 

من دوم راهنمایی که بودم عموما روش تقلبم مظلوم نمایی بود یعنی همه معلما فکر میکردن ته بچه مثبتم((207))

کارنامه نوبت اولمو که دادن دیدم سه تا از درسامو که با یک نفر بود 18.5 داده بود .بقیه بیست عصبی رفتم دفتر چون مطمئن بودم اون درسا رو بیست میشم.صداش کردم گفت:صبر کنم منم پشت دفتر واستاده بودم فحش های+18 بارش میکردم که یکی دیگه از معلمامون اومد ((227))همه رو هم شنیده بود نامرد .منم یه کم رفتم عقب خوردم به یه میز رو همون ولو شدم به خودم گفتم کارم تمومه اخه اسکل کی پشت دفتر به یکی از معلما فحش ناموسی میده؟؟؟((119))((222))

هیچی دیگه اومد یکی یواش زد روی گونم گفت:ای بلا!!! و رفت(5)

چند روز بعد

بعد از زنگ ازادی داشتیم از مدرسه در میرفتیم. به دوستم گفتم:اون بوقققق باید عذر خواهی کنه نه من (با یکی قهر بودم)

همون موقع همون معلمم از کنارم رد شد دیگه رسما ابروم رفت پیشنهاد میکنم هر وقت خواستین پشت سر کسی حرف بزنین همه جا رو نگاه کنین مخصوصا اگه مثل من بد شانسین



   
banooshamash و Leyla واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
r4min90
(@r4min90)
Eminent Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 18
 

روز دوم سوم مدرسه بود تازه کلاس اول دبستان میرفتم

معلم صدام کرد پای تخته برم حوصله ام سر رفت معلم هم حواسش نبود ، از تخته بالا رفتم خواستم بیام پایین همراه با تخته افتادم:d

معلم اول با چوب منو زد بعد از کلاس اخراجم کرد :)) مجبور شد پدرم بیاد مدرسه صحبت کنه تا منو سر کلاس راه بدن

********************************************************************

خاطره بعدیم اول دبیرستان میرفتیم یه معلم خانم داشتیم فقط تو فکر قیافه و تیپش بود درس نمی داد لاک میزد=))

یروز یه لیوان آب خواست آب که براش اوردن رفت بیرون کلاس صداش کرده بودن، توی این فرصت بچه ها ادامسشونو انداختن توی آب لیوان و تف کردن توش=))

معلمه اومد آبه رو خورد یه نگاه اخر سر کرد فهمید چی بود خورده=)) صحنه ی دیدنی بود :))

از خاطرات باحال مدرسه ام بودن ((10))



   
Leyla واکنش نشان داد
پاسخنقل‌قول
صفحه 4 / 4
اشتراک‌گذاری: