خب سلام....
به ذهنم رسید یه تاپیک بزنم که با شعرای خودمون توش مشاعره کنیم...
قانون خاصیم نداره....فقط شعر از شعرای معروف ممنوع..ینی کلا ازدیگران شر ممنوع....فقط خودتون.
اول من....
به نام خدای زمین و زمان
که جز او نداده برم آب و نان
بعدی با ن بده.....
موفق باشید
****
حالا قانون جدید برای تاپیک:
باید اشعار معنی داشته باشن...یا بهتر بگم دارای سبک شعر باشن
عاشقانه
عارفانه
پندامیز
فکاهی(خنده دار یا انتقادی)
وصف
مدح
سبکی مونده بود که جا انداختم معذرت...
یک روز بپرسید عماد ز من
که کیست ان عاشق زوج عزیز من
خخخخخخخخخخخ
ندانی چ گویی که گر می دانستی
عشق و عماد را نمی آوردی با هم
میان آسمان شب
میان این همه التهاب و تب
نگاه تو
نگاه تو
شد هزیان من
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به کافی نت و دلم شاد کنید
دستم به کیبوردم یاد حانیه کردم من
حانیه ای که گر غم داشته باشد سریع شادی میگرد بلعکس من. ( کیبورد داشت بدبختش میکرد از ناکجا آباد مدیر شد ):دی:دی:دی
- - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -
@Hermion 42059 گفته:
تو بگفتی شعریو رفتی ز پس آن
من ماندم و کوله باری ز تنهایی
( برو در معنای این شعر ژرف بیاندیش:دیخودم که چیزی نفهمیدم:دی)
قافیه نداشت این که باید ادامش میدادی میشد غزل.:دی
مدیر شدنتم مبارک.((72))
دل می رود ز دستم صاحب دلا کجایی
بی دل بد است حالم باشد که باز آیی
یاد باد انروز که دل دادم به او
شکست عقلم شنیدم و جان دادم به او
یکی جواب بده دیگه
واپسین لحظات است، آری
زمان رفتن من است، آٰری
یاد دنیا غم بیارد به تنم
من چه کردم که چنین رنج زمانه ببرم
ما ز نیک بختی گویا سهمی نداریم
می رویم ز هر راه بار هم یک پا نداریم
مرا پرسی چرا اینگونه کردی
بگویم چون دلش گفت و دلش خواست
منم چون عاشقی درمانده در راه
بگفتم بر فنا هرچه دلش خواست
تبارک بادا طلاقت حانی
مبارک بادا طلاقت حانی...
یاد ان دلبستگی ها که غمم میداد شاد
که غمی بود در پنجره خاطره های شادیم
دل من از چه می نالی؟
زبانم از چه می خوانی؟