اعلانها
پاک کردن همه
حکایات و اشعار
7
نوشتهها
6
کاربران
22
واکنشها
1,010
بازدیدها
شروعکننده موضوع 1392/10/26 22:48
یه شعر شنیدم امروز کلی باهاش خندیدم گفتم برا شما هم بزارم شاید خوشتون بیاد
میازار موری که دانه کش است که جان دارد وجانم به قربانت ولی حالا چراعاقل کند کاری که باز آیدبه کنعان غم مخور کلبه ی احزان شودروزی زه سر سنگ عقابی به هواخواستن توانا بود هرکه دانا تر آن کس که والا تر است
1392/10/26 22:50
یعنی همه ی اشعاری رو که ما رو با هاشون بزرگ کردن در خود جای داده ها!!
آفرین آفرین!
smajid324 و sheyton.divane واکنش نشان دادند
1392/10/26 23:21
با خواندن این شعر اشک در چشمانم حلقه زد
ممنون محمد
sheyton.divane و smajid324 واکنش نشان دادند
1392/10/26 23:26
خیلی تأثیرگذار بود واقعاً! حالا شاعرش کیه؟
sheyton.divane و smajid324 واکنش نشان دادند