Header Background day #20
فنجان قهوه ( پارازیت بخش اول )‌ 1

سلام دوستان خدمت شما هستیم با فصل دوم از بخش پارازیت :

پارازیت


داستان کوتاهی که این سری خدمت شما ارایه میکنیم با نام فنجان قهوه ای که همیشه یخ میزند
اونم با گویندگی خود نویسنده ی عزیز این کار برای مشاهده ی پست :

فنجان قهوه ای که همیشه یخ می زند !


پ .ن : پیشرفت ما بدون نقد و نظر های شما امکان پذیر نیستش …پس خواهشا گوینده و نویسندگان عزیز رو نقد کنید . تا پروژه های جذاب تری داشته باشید


فنجان قهوه ( پارازیت بخش اول )‌ 2

جزئیات پست

دیدگاه ها

0 0 رای ها
Article Rating
اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
H20
H20
6 سال قبل

خیلی به قواعد نثر و متن پایبند هستید گاها خوب است که متن را در هنگام قرائت تغییر دهید نه تغییراتی موجب تغییر داستان و از بین بردن اصل نثر تغییراتی از قبیل عوض کردن جای کلمات جمله مثلا: چهار شنبه ها همیشه برای من نحس بود حال این همیشه رو حذف هم نکنید اشکال ندارد. ولی مثلا باز هم چهار شنبه بود یک جمله اضافی است لازم نیست آورده شود برای من چهار شنبه ها نحس بودی که جای تغییر دارد بیانگر این است که امروز هم چهار شنبه است
کاملا خیس شده بودم که به کافه رسیدم می توانست اینگونه باشد: به کافه که رسیدم کاملا خیس شده بودم. یا مثلا به یک کافی شاپ رسیدم علاقه چندانی برای رفتن به درون کافی شاپ نداشتم باران می بارید و من هم کاملا خیس بودم از پشت شیشه درون کافی شاپ را نگریستم تنها مشتری کافی شاپ توجهم را به خود جلب نمود وارد کافی شاپ شدم، آویز در با صدایی ملایم به صدا در آمد مشتری سومین میز را انتخاب کرده بود. عجیب تر لباسش بود یک دست سیاه گویی در افکار خود غرق شده بود سیگار می کشید و توجهی به ورود فردی جدید … به اضافه چاشنی ها و جزئیات دیگر
با سپاس از گوینده ولی شاید اگر فردی خود متن را به صورت سریع بخواند احساس بیشتری از متن به او منتقل شود کتاب گویا فقط برای این نیست که شخص بجای خواندن از شنوایی خویش استفاده کند کتاب گویا بیانگر حس نوشته است شاید این حس دقیقا مطابق با حس نویسنده اثر نباشد اما به هر حال گوینده باید به گونه ای متن را بخواند که شنونده از تصور این مطلب که یک ماشین گفتار در حال خواندن یک متن از روی برنامه است نباشد.

مطالب مشابه