Header Background day #22
اعلان‌ها
پاک کردن همه

من یک روحم(داستان کاملاَ واقعی)

38 نوشته‌ها
22 کاربران
69 واکنش‌ها
3,878 بازدیدها
reyhane.ramooz
(@reyhane-ramooz)
Noble Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 1143
شروع‌کننده موضوع   [#2992]
خونه ی خواهرم خواب بودم. بچه هاش رفته بودم توی کوچه بازی کنن. ناگهان ازخواب پریدم رفتم توی آشپزخونه به سرو صورتم آب بزنم. وقتی آب زدم روی صورتم چیزی حس نکردم

صورتم را لمس کردم اما مثل سنگ بود و انگار وجود نداشت.

خیلی ترسیدم

تو آینه نگاه کردم دیدم صورتم سالمه ولی حسش نمی کنم.

رفتم و تلفن رو برداشتم و به خواهرم زنگ زدم.

برداشت گفت: الو

_الو

صداشو می شنیدم ولی او صدامو نمی شنید.

جیغ زدم و رفتم سمت در. 1 لحظه به ذهنم خورد دارم خواب می بینم یا این من نیستم روحمه. به دستگیره چنگ زدم ولی دستم از دستگیره ی در رد شد. وحشت زده به زیرزمین برگشتم و با جسد خودم مواجه شدم. آروم به طرفش رفتم و کنارش نشستم، مثل آبی که تو لیوان می ریزد سر خوردم و به جسمم برگشتم.

همش راست بود

وقتی به خواهرم زنگ زدم گفت یکی زنگ زده بود از خونه حرف نمیزد

1 نکته ی جالب این بود که بعد زمان و مکان نداشتم و در 1 لحظه مسیر زیادی را راه می رفتم بدون اینکه بفهمم.



   
ida7lee2، StormBringer، mahta.1378 و 12 نفر واکنش نشان دادند
نقل‌قول
Sadegh Harador
(@sadegh-harador)
Trusted Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 69
 

من باور کردم((3))تالارگفتمان 1



   
پاسخنقل‌قول
reyhane.ramooz
(@reyhane-ramooz)
Noble Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 1143
شروع‌کننده موضوع  

چون واقعیه این داستان واسه عمه ی من اتفاق افتاده داداش



   
StormBringer واکنش نشان داد
پاسخنقل‌قول
the ship
(@the-ship)
Reputable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 366
 

سلام.جدی واقعی بود؟چه باحال.

حالا چون این تاپیکو تو داستان کوتاه زدی اگه می خوای یه داستان خوب محسوب بشه، به نظرم یه کم ادبیش می کردی و توصیفاتو بیشتر می کردی، مدل داستانی بهش می دادی.

البته این نظر من بود.

خیلی جالب بود، ممنون.



   
StormBringer و reyhane.ramooz واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
reyhane.ramooz
(@reyhane-ramooz)
Noble Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 1143
شروع‌کننده موضوع  

مرسی

حتماَ همینطوریش می کنم



   
lanaZzZ و the ship واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
lanaZzZ
(@lanazzz)
Estimable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 94
 

اخه میشه باور کرد؟؟؟؟؟؟نه !میدونی چرا؟؟چون این مهرای یه روده راست تو شکمش ندارههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه!!!!

والاااااااااااااا



   
StormBringer واکنش نشان داد
پاسخنقل‌قول
reyhane.ramooz
(@reyhane-ramooz)
Noble Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 1143
شروع‌کننده موضوع  

میگم واقعیه داستان از زبون عممه

سمر من میشمت



   
StormBringer و lanaZzZ واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
lanaZzZ
(@lanazzz)
Estimable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 94
 

گفتم ک باور نکردنیه.............f5بزن



   
پاسخنقل‌قول
Bookbl
(@bookbl)
Noble Member
عضویت: 7 سال پیش
نوشته‌ها: 1697
 

هیدنه دیگه !!!!! غبه غیب. تازه وردش غیب ساکته ( اونایی که سیپتیموس هیپو خوندن می فهمن چی میگم )



   
lanaZzZ واکنش نشان داد
پاسخنقل‌قول
Paneer
(@paneer)
Noble Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 1261
 

به جان خودم که نامیرا هستم باور کردم .............. اما جدا مورد داشتیم ها



   
پاسخنقل‌قول
spahbod_forghani
(@spahbod_forghani)
New Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 4
 

بهش میگن برونفکنی اگاه داداش .

اونم جسدش نیست بدنشه

اگه جسد بود مرده بود

اونم زمان مکان داشته ولی چون سرعتش مثل نوره باعث میشه سریع تر برسه

اصلا هم جالب نبود این یه اتفاق معمولیه که هر دفعه من برونفکنی میکنم واسم میوفته .



   
پاسخنقل‌قول
Ginny
(@ginny)
Honorable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 569
 

جالب بود مهراد! با اینکه نه دیدم نه شنیدم اما باور میکنم!

تشکر!(:



   
reyhane.ramooz واکنش نشان داد
پاسخنقل‌قول
shayan23
(@shayan23)
Reputable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 306
 

من باور میکنم

نگاه من دارم میگم که باور میکنم حالا حتی اگر شاید احتمال خیلی کم هم که میگم دروغ باشه که مطمنم نیست

من باور دارم

حالا هر کی میخواد باور کنه هر کی میخواد نکنه

تصمیم با خودتونه برمیگرده به اعتقاداتتون و اینکه چه چیزیایی رو باور دارید

اما من باور دارم و میدونم که همچین چیزی ممکنه...



   
reyhane.ramooz واکنش نشان داد
پاسخنقل‌قول
mmm20001378
(@mmm20001378)
Noble Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 1717
 

:| عاقا یه سوال فنی ؟

خونه خواهرش خواب بوده بعد از تلفن اونجا زنگ زده به خواهرش ؟؟ چجوری عایا ؟ ینی دو تا خواهر داشته زنگ زده به اون یکی ؟ نکنه با تلفن همون خونه زنگ زده به همونجا ؟ :|



   
reyhane.ramooz و shiny واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
Bookbl
(@bookbl)
Noble Member
عضویت: 7 سال پیش
نوشته‌ها: 1697
 

1- همونی که شلغم گفت

2- اگه روح بوده چطور به آب دست زده و آب ازش رد نشده ؟

3- وقتی روحه چطور تونسه تماس بگیره ؟ نباید دستش از وسطش رد میشد ؟

4- اون جسدش نبوده! جسمش بوده. تو خواب. اگه جسد بود که نمی تونست به بدنش برگرده !



   
reyhane.ramooz واکنش نشان داد
پاسخنقل‌قول
صفحه 1 / 3
اشتراک‌گذاری: