Header Background day #27
داستان « سخنی را که...
 
اعلان‌ها
پاک کردن همه

داستان « سخنی را که گفتی نمی توانی بازگردانی » .

2 نوشته‌ها
2 کاربران
0 واکنش‌ها
959 بازدیدها
ققنوس
(@phoenixrise)
Noble Member
عضویت: 7 سال پیش
نوشته‌ها: 774
شروع‌کننده موضوع   [#494]

زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید و بر روی یک صندلی نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.

مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می*خواند. وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت. پیش خود فکر کرد : بهتر است ناراحت نشوم. شاید اشتباه کرده باشد.

ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکوئیت برمی*داشت، آن مرد هم همین کار را می*کرد. اینکار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی*خواست واکنشی نشان دهد. وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد : حالا ببینم این مرد بی*ادب چکار خواهد کرد؟ مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش دیگرش را خورد. این دیگه خیلی پرروئی می*خواست! زن جوان حسابی عصبانی شده بود.

در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست، چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت. وقتی داخل هواپیما روی صندلی*اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکوئیتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!

خیلی شرمنده شد! از خودش بدش آمد ... یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود. آن مرد بیسکوئیت*هایش را با او تقسیم کرده بود، بدون آن که عصبانی و برآشفته شده باشد! در صورتی که خودش آن موقع که فکر می*کرد آن مرد دارد از بیسکوئیت*هایش می*خورد خیلی عصبانی شده بود. و متاسفانه دیگر زمانی برای توضیح رفتارش و یا معذرت*خواهی نبود.

همیشه به یاد داشته باشیم که چهار چیز است که نمی*توان آن*ها را دوباره بازگرداند :

1. سنگ ........ پس از رها کردن!

2. سخن ............ . پس از گفتن!

3. موقعیت ... پس از پایان یافتن!

4. و زمان ........ پس از گذشتن!

منبع داستان : وبلاگ من و تو



   
نقل‌قول
sat.lotfi70
(@sat-lotfi70)
Reputable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 301
 

چرا باید تهش پند اخلاقی بیاد؟! داستانو خراب کرد.



   
پاسخنقل‌قول