درووووووود به همگی
خب باز هم با یه تایپک نقد مزاحم شما شدیم(الکی مثلا من همیشه تایپک نقدو اینا میذارم....خخخخ)
خب عرضم به خدمتتون که ما همیشه میایم یه کتابو نقد میکنیم و مثلا ایراداتشو میگیم
خب من تصمیم گرفتم پامو فراتر بزارم و بگم که اینبار بیایم بصورت کلی یه نویسنده را نقد کنیم
خب حالا ممکنه خیلیاتون تو دلتون بگید این یارو اصلا معلوم نیس چی میگه
خب منم در پاسخ به اون عده کثیر میگم که مثلا بیاین سبک و طرز نوشتن دارنو توی یک کتاب نقد کنین
یجورایی به طور کلی
حالا تفاوت این نقد با نقد بصورت یه کتاب چیع؟؟
خب تفاوتش اینجاست که وقتی ما داریم اینجوری شخصو نقد میکنیم راحت میتونیم طرز های نوشتنش را توی کتابای دیگش بررسی و مقایسه کنیم و درواقع یجورایی کلی بگیم که اصلا این طرز نوشتنشو دوست داریم یا نع
خب حالا برای چی من دارن شانو انتخاب کردم؟؟
خب پاسخش خعلی سادس چون ما از این نویسنده همجورشو دیدیم به اصطلاح!!!
مثلا تو حماسه های دارن شان یه طرز نوشتن خاص حس کردیم و توی حماسه های لارتن یه سبک دیگه
یا اصلا راه دور نریم....کتاب جلاد لاغر...خب اونایی که خوندن تفاوتهارا میفهمن
خب در نهایت ازتون توقع دارم حسابی حمایت کنیدهااا
و درپایانم بگید که از کدوم نوع نوشتنش خوشتون میاد
خب دیه حرفی نمیزنم و بقیشو واگذار میکنم بهتون
راستی میخوایم کارگاه نقدو با این تایپک بترکونیم هااا
خب همتونو دوس دارم
فعلا((48))((48))
دارن شان
خب تنها دو مجموعه سرزمین اشباح و نبرد با شیاطینش (دموناتا) رو خوندم
حماسه کرپسلی رو هم به جز جلد اخرش خوندم
سبک نوشتنش خوبه
مخصوصا توی نبرد با,شیاطین
هرچند به نظر من سرزمین اشباح یه کم ضعیف بود به نسبت
فقط یه چیزی بود توی هردوی این داستان ها که منو به شدت اذیت میکرد
اصلا پایان های خوبی حداقل به نظر من نداشت
خب همین دیگه
@sir m.h.e 86231 گفته:
دارن شان
خب تنها دو مجموعه سرزمین اشباح و نبرد با شیاطینش (دموناتا) رو خوندم
حماسه کرپسلی رو هم به جز جلد اخرش خوندم
سبک نوشتنش خوبه
مخصوصا توی نبرد با,شیاطین
هرچند به نظر من سرزمین اشباح یه کم ضعیف بود به نسبت
فقط یه چیزی بود توی هردوی این داستان ها که منو به شدت اذیت میکرد
اصلا پایان های خوبی حداقل به نظر من نداشت
خب همین دیگه
خب میدونی توی دموناتا داستان از زبان چند شخصیت بود و راوی داستان یکنفر نبود
ولی توی حماسه این فرق میکرد و جز معدود جاهایی بقیه همش به دارن شان ختم میشد
در پایانشون هم دارن شان همیشه پایان داستانش متفاوته
مثلا در دموناتا اونا در پایان یجورایی تبدیل شدن به چنتا خدا ویا در حماسه اخر داستان دارن یجورایی با زمانو مکان بازی میکنع و گذشته را تغییر میده
خب نکته ای مه میشه به هم ربطش داد اینه که هر دوتا داستان وقتی داستان تموم میشه یه ماجرای جدید شروع میشه و پایان داستان یجورایی آغاز حساب میشه
خب توی تموم مجموعه هایی که از دارن شان خوندم(حماسه کرپسلی و دیموناتا و جلاد لاغر و سرزمین اشباح) بصورت یکسان هر سه بصورت بسیار زیبا و طوفانی شروع شدن
که باعث جذب خواننده میشه و بعد به همین روال ادامه داره تا اوساط داستان بمرور داستان کمی خسته کننده تر میشه ولی همچنان خواننده رو بدنبال خودش میکشه تا اینکه نهایتا
در پایان با یک پایان غیر منتظره و افتضاح تموم میشه. افتضاح از این لحاظ که بدترین حالت برای اتمام هست جوری که انگار از اول خودش هم پایان رو نمیدونسته و فقط دیگه
میخواسته تمومش کنه به هر نحوی که میشه. اما در کل کتابهاش جذاب هستن.
کتابای دارن شان خوبن اگه هیچ وقت تموم نشن.
چه دارن شان چه دموناتا به افتضاح ترین شکل ممکن تموم میشن. و هنوز معلوم نیست چه بلایی قراره سر زامبی بیاد
کرپسلی که در واقع یه یاداوری گذشت است و تموم شدنش شروع شدن دارن شانه.
ولی در کل خوبن.
بهترینشون هم با اختلاف شهره اگه افتضاح تموم نشه
ادم رو جذب خودش می کنه ...همشون
..............................
خودم به شخصه سرزمین شیاطین و شهر رو بیشتر از همه دوست داشتم
دارن شان......
من همیشه عاشق داستان های دارن شان بودم
شاید قابل توجه ترین نکته در نوشتهاش خشونت غیرعادی یا غیر ضروریه
از بین تمام کتابهایش بنده به شخصه با حماسه ی کرپسلی بیشتر از همه ارتباط برقرار کردم،هرچند باعث می شد آدم تا چند هفته بعد احساس افسردگی بهش دست بده
جدید ترین کتاب دارن،یعنی "زام_بی" سبک جدیدی در نوشته هاش به حساب می اومد،هرچند این بار هم به درونیات آشفته ی افراد می پردازه اما پاش رو فراتر می زاره وبه موارد سیاسی،اجتماعی ،نژاد پرستی و....می پردازه و در کنار آن ذهنیت رو سمت پدر زورگو و درون آشفته ی خانواده می بره،اما چیزی که کتاب زام بی رو تحت تاثیر قرار میده جلوه و فضای "آخرالزمانی"اونه
سیر کار های دارن شان همواره بر اساس غافلگیر کردن یا "ضد حال "زدن به خوانندست که مثلا در خیانت یونی مشهوده
پایان داستان دارن نیز همواره همان سیر غیر منتظره بودن را دنبال میکنه
اما با تمام غیر منتظره بودنش هنوز فرد قدرتمندی در حوضه ی ادبیات فانتزی کودک نوجوان به حساب می آید...
@س.ع.الف 86323 گفته:
دارن شان......
من همیشه عاشق داستان های دارن شان بودم
شاید قابل توجه ترین نکته در نوشتهاش خشونت غیرعادی یا غیر ضروریه
از بین تمام کتابهایش بنده به شخصه با حماسه ی کرپسلی بیشتر از همه ارتباط برقرار کردم،هرچند باعث می شد آدم تا چند هفته بعد احساس افسردگی بهش دست بده
جدید ترین کتاب دارن،یعنی "زام_بی" سبک جدیدی در نوشته هاش به حساب می اومد،هرچند این بار هم به درونیات آشفته ی افراد می پردازه اما پاش رو فراتر می زاره وبه موارد سیاسی،اجتماعی ،نژاد پرستی و....می پردازه و در کنار آن ذهنیت رو سمت پدر زورگو و درون آشفته ی خانواده می بره،اما چیزی که کتاب زام بی رو تحت تاثیر قرار میده جلوه و فضای "آخرالزمانی"اونه
سیر کار های دارن شان همواره بر اساس غافلگیر کردن یا "ضد حال "زدن به خوانندست که مثلا در خیانت یونی مشهوده
پایان داستان دارن نیز همواره همان سیر غیر منتظره بودن را دنبال میکنه
اما با تمام غیر منتظره بودنش هنوز فرد قدرتمندی در حوضه ی ادبیات فانتزی کودک نوجوان به حساب می آید...
هوف
کلا زام بی را بلکل فراموش کرده بودم...نکاتی که یاداوری کردین هم مفید بودن
کلا دارن شان با دوتا مجموعه نظرمنو به خودش جلب کرد...زام بی و سه گانه شهر.
فضای پادارمانشهری که توی زام بی ایجاد میکنه
تازه نکته ی جالب و شاید قابل توجه تو زامبی اینه که من تا جلد دوم نمیدونستم شخصیت داستان یه خانومه((200))
خب بچه ها بهتره یه پرسشو مطرح کنیم و بعد یه جمع بندی کنیم
بنظرتون متفاوت ترین کتاب دارن شان چیع؟؟؟
من غیراز سه گانه شهر و جلاد لاغر بقیه رو خوندم و به نظر من حماسه ی کرپسلی متفاوت بود.
دلایل:
-پایان آدم وار!
-گرایشات بزرگسالانه
-مخاطبی غیر از نوجوانان
-بزرگسال بودن شخصیت اصلی
و....فعلا همین!