به نام خدا
همیشه نوشتن یک داستان خوب سخته ولی میدونید سخت تر از اون چیه؟
شاید نوشتن یک داستان خوب ترسناک سخت ترین نوع نوشتن باشه
بنده براحتی برای شما یک فصل از کتاب نغمه ای از آتش و یخ را جوری مینویسم که جورج هم باورش بشه اما یک صفحه داستان ترسناک؟خیر(من صلح طلبم و اگر یک صفحه بنویسم مطمئناً جنایتی در حق بشریت است)
خب، ببینیم چرا سخته؟اصن چرا اینقدر لقمه را میپیچونید؟
جواب این پرسش این است که اگر داستان خوب فضاسازی نشده باشد و اشارات مبهم باشد داستان خسته کننده میباشد، اگر اشارات به عناوین مختلف و بیربط به روند داستان باشد داستان لوث(شایدم لوس؟)میشود و هزاران دلیل دیگر.
خب ببینیم ابتدا باید چه کنیم؟
- "با شخصيت ها و موقعيت ها آغاز كنيد" چيزي بايد در شخصيت ها و يا موقعيت ها وجود داشته باشد كه به آنچه كه قرار است در داستان روي دهد،كمك كند.مثلا چادر زدن يك خانواده در جنگل- نقل مكان يك زوج جوان به مكاني در همسايگي يك خانواده مرموز-يك مادر تنها كه با اقوامش ديدار مي كند و...، شما مي توانيد موقعيت را براي خواننده شرح دهيد.
- "سعی کنید شخصیتتان را در گیر خودش کنید"هر چه شخصیت شما زودرنج تر و بیمار تر باشد بهتر است، همان اول زندگی اورا تیره جلوه دهید طوری که خواننده بداند که چیزی در این مرد/زن هست که با دیگران متفاوت است، یک فرد مجرد برای شما بسیار عالیست، یک مردی که همسرش مرده و یک بیوه نیز کاری عالیست
- "افراط نکنید"در مورد صحنه های خشن و خون و خونریزی افراط نکنید به جای آن فکر کنید و تجربه های خود را به خاطر آورید، اگر برای شما ترسناک بوده حتماً برای دیگران نیز اینگونه است. میتوانید به اینترنت مراجعه کنید، در چت روم ها از تجربه های ترسناک صحبت کنید و ترس آنها را حس کنید، کلید موفقیت شما ترس است
- "همانطور که در بالا گفتم کلید موفقیت شما در ترس است"ترس کلید شماست، مهم نیست کجا و چه موقع شروع میشود تا میتوانید شخص را با خطرات کوچک و ترس های کوچک و بزرگ زهرهتکان کنید، مهم نیست بالاخره که زنده میماند.
- "ميان شخصيت هاي داستان، موقعيت آنها و كشمكش داستان ارتباط موثري برقرار كنيد."مثال:یک دورهمی دخترانه شبانه در هالووین در یکی از مناطق دور افتاده یکهو برق می رود و یک افسر پلیس تماس گرفته و در مورد یک زندانی فراری(که هفته پیش بعد از به قتل رساندن 5 دختر دستگیر شد)سوال میکند، یک صدای غیرژ در، و ...
- "داستان را پيچ و تاب دهيد" مي توانيد با موقعيت هاي عادي كمي داستان را پيچ و تاب دهيد؛ اين كار كمك مي كند كه خواننده از تنش داستان دور شود و كمي استراحت كند. همچنين مي توانيد با استفاده از درام داستان را پيچ و تاب دهيد.مردم مي دانند كه داستان ترسناك شما داراي بخش هاي جدي نيز هست.
براي پيچ و تاب داستان مي توانيد از معما نيز استفاده كنيد با اين كار شما از داستانتان شاهكاري مي سازيد كه حتي خودتان را نيز متحير مي كند.
خب دوستان فعلا به همین جا بسنده می کنم و این را بگوییم که این مطلب ادامه دارد(پس چی فکر کردین؟فکر کردین ولتون میکنم؟نه تازه گیرتون آوردم)
@سالار 76392 گفته:
بابت زحماتی که کشیدید ممنون.
موفق و پیروز باشید
آقا نامردیه من الآن باید چند صفحه عربی بنویسم که از این متنفرم! ولی الآن دارم تریک میشم که داستان بنویسم
من خوشحال شدم از اینکه این مقاله تونست یکنفرو به نویسندگی علاقه مند کنه
من خودمم قلمم تنده وگرنه مینوشتم
من خوشحال شدم از اینکه این مقاله تونست یکنفرو به نویسندگی علاقه مند کنهمن خودمم قلمم تنده وگرنه مینوشتم
:d
:d
:d
:d
:d

