Header Background day #14
اعلان‌ها
پاک کردن همه

کور یا بینا؟

11 نوشته‌ها
11 کاربران
22 واکنش‌ها
1,213 بازدیدها
Gobletart798060
(@gobletart798060)
Estimable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 56
شروع‌کننده موضوع   [#3660]

وقتی که نشستم تا مطالعه کنم،نیمکت پارک خالی بود.در زیر شاخه های طویل و پیچیده ی درخت بید کهنسال،دلسردی از زندگی،دلیل خوبی برای اخم کردن شده بود،چون دنیا می خواست مرا درهم بکوبد.

پسر جوانی با نفس بریده به من نزدیک شد.درست مقابلم ایستاد و با هیجان بسیار گفت:نگاه کن چه پیدا کرده ام!

در دستش یک شاخه گل بود،و چه منظره ی رقت انگیزی،با گلبرگ های پژمرده،نباریدن باران کافی،یا کم نوری.از او خواستم گل پژمرده اش را بردارد و برود بازی کند.تبسمی کردم،سپس سرم را برگرداندم.

ولی او به جای آنکه دور شود،در کنارم نشست و گل را جلو بینی اش گرفت و با شگفتی فراوان گفت:مطمئنم بوی خوبی می دهد و زیبا نیز هست،به همین دلیل آن را چیدم،بفرمایید این مال شماست.

آن علف هرز داشت پژمرده می شد یا شده بود.رنگی نداشت،نارنجی،زرد یا قرمز.

اما می دانستم که باید آن را بگیرم،وگرنه امکان داشت او هرگز نرود.

از این رو دستم را به سوی گل دراز کردم و پاسخ دادم:درست همان چیزی که لازم دارم.

ولی او به جای اینکه گل را در دستم بگذارد،آن را در وسط هوا نگه داشته بود،بدون دلیل یا نقشه ای.آن وقت بود که برای نخستین بار مشاهده کردم.

پسری که علف هرز را در دست داشت،نمی توانست ببیند،او کور بود.

لرزش صدایم را شنیدم،اشک هایم مانند خورشید می درخشید.

او تبسمی کرد و گفت:قابلی ندارد.سپس دوید و رفت تا بازی کند.

آنجا نشستم و در شگفت بودم که او چگونه می تواند ببیند.بالاخره توسط چشمان بچه ای کور،توانستم ببینم.

مشکل از دنیا نبود،مشکل از خودم بود.

و به جبران تمام ان زمانی که خودم کور بودم،با خود عهد کردم زیبایی زندگی را ببینم و قدر هر ثانیه اش را بدانم.

و ان وقت ان گل پلاسیده را جلو بینی ام گرفتم و رایحه ی گل سرخی زیبا را احساس کردم.

و وقتی که دیدم ان پسر جوان علف هرز دیگری در دست دارد،تبسمی کردم:

او در شرف تغییر دادن زندگی مرد سالخورده ی دیگری بود.

"جریل فورشی"



   
mr.khas63، the ship، moonlightsky و 16 نفر واکنش نشان دادند
نقل‌قول
SIR M.H.E
(@sir-m-h-e)
Noble Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 1263
 

فوق العاده بود ممنون



   
Gobletart798060 واکنش نشان داد
پاسخنقل‌قول
Mr_vaziri
(@mr_vaziri)
Famed Member
عضویت: 7 سال پیش
نوشته‌ها: 2565
 

قشنگ بود ..ممنون



   
Gobletart798060 واکنش نشان داد
پاسخنقل‌قول
رضا
(@avenjer)
Noble Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 1242
 

خیلی جالب بود

ممنون



   
پاسخنقل‌قول
فسیل
(@smhmma)
Famed Member
عضویت: 7 سال پیش
نوشته‌ها: 3077
 

خیلی قشنگ بود

خیلی خوشم اومد

بسی سپاس



   
پاسخنقل‌قول
hosein_aa
(@hosein_aa)
Estimable Member
عضویت: 7 سال پیش
نوشته‌ها: 115
 

قشنگ بود

از نوع داستانك ها زياد خواندم يك جورايي هم بيشترش بين نابيناها و بيناها و يا فقرا و ثروتمندان هستش و هميشه هم شخصيت راوي داستان متحول ميشه .



   
shiny واکنش نشان داد
پاسخنقل‌قول
shiny
(@shiny)
Noble Member
عضویت: 6 سال پیش
نوشته‌ها: 1588
 

قشششششششششششنگ بود!!

مرسی!



   
پاسخنقل‌قول
abramz720
(@abramz720)
Noble Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 869
 

واقعا عالی بود!

باور کن!

غیر قابل توصیف!

...

دیدم نسبت به خیلی چیزا عوض شد!

ممنون دسوت عزیز!((70))



   
پاسخنقل‌قول
kianaz
(@kianaz)
Estimable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 142
 

عالی بود ممنون



   
پاسخنقل‌قول
mr.khas63
(@mr-khas63)
Noble Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 916
 

خیلی جالب بود و خوشم اومد سپاس



   
پاسخنقل‌قول
Paneer
(@paneer)
Noble Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 1261
 

عالی بود واقعا خوشم اومد ممنون :) (: (-:



   
پاسخنقل‌قول