آقایون و خانوم ها
خفن ترین و خرکی ترین شوخی هایی رو که تا حالا انجام دادید رو بتعریفید ملت حال کنن((42))((42))
اولیش هم از خودم
من شوخی خرکی زیاد کردم ولی این یکی آخرین شوخی خرکی بود که انجام دادم بدون هیچ برنامه ریزی قبلی
من و رفیقام هفته ای یه بار بعد از مدرسه میرفتیم ساندویچی
تو راه هم کارمون شوخی بود از توی جوب اندختن بگیر برو تا هرجا که بخوای
اونجایی که این اتفاق افتاد دقیقا محل عبور سرویس سه تا مدرسه بود یعنی مدرسه ما یه مدرسه پسرونه و یه مدرسه دخترونه نزدیک مدرسه ما
توی راه یکی از بچه کیفش رو داد به من شروع کرد به اذیت کردن بقیه(جرئت نداشت منو اذیت کنه((72)) )
داشت اذیت میکرد که یهو خورد به من بدون هیچ حرفی رد شد و رفت
با خودم گفتم حالش رو میگیرم
صداش زدم اومد توی یه فاصله کمی از من وایساد کیفش رو از دسته کوچیک از دسته کوچیک روش گرفتم یه دو دور تاب دادم انداختم طرف شکمش
اونم اومد تریپ باحال برداره و جاخالی بده شکمش رو داد عقب
اما یهو کفشش لیز خورد و دقیقا از حالت عمودی به حالت افقی در اومد
شانس اوردم ثانیه آخر گردنش رو اورد بالا وگرنه معلوم نبود چه بلایی سرش بیاد
هیچی دیگه اون که خورد زمین من و چهار تا رفیق دیگم که بودیم از خنده ولو شدیم
قشنگ یه چند دقیقه داشتیم میخندیدم فکر نکنم تا حالا هیچ کدوم از بچه هامون کسی رو با این تمیزی زمین زده بودن
اصلا اگه برنامه ریزی هم میکردی اینطوری در نمیومد
حالا بزار صحنش رو بگم
تصور کن یه پسر دبیرستانی رو زمین ولو شده نمیتونه پاشه
5 تا پسر دبیرستانی دیگه بجای این که برن کمکش خودشون ولو شدن دارن از خنده روده بر شدن
چند تا سرویس هم پشت سر این پسره که خورده زمین دارن بوق میزنن راننده هاشون هم به خاطر اون حرکت تمیز دارن نچ نچ میکنن
آخرش هم اون رفیقم که خورد زمین خودش پا شد خودش رو جمع کرد از سر راه رفت کنار و ما همچنان میخندیدم
بعدش هم یواشکی اومد بهم گفت خودمم از حرکتی که رفتی حال کردم
هیچی دیگه این سوپر پرتاب کیف من برای یه مدت شد نقل مجلس بچه های مدرسه
چقدر تشویق کننده و طرفدار یافتم
:ExcitedTroll::ExcitedTroll::ExcitedTroll:
شوخی های خوفتون فراموش نشه
یکی از شاد ترین لحظات زندگی اینه که تو زمستون وقتی معلم خم میشه که برگه ی امتحانو ببینه تو جیب کافشنش آشغال بریزی
@Atrin R 62903 گفته:
یین ای کیوت تو حلقم پسر
یکم خطتو عوض میکردی
اصن یادم رفته بود نامه نوشتم 4 ماه بعد اومدن
فک کردم واسه فهش هایی که روی کتاب ها می نویسیم میخوان که من ننوشته بودم
وقتی فهمیدم دیگه دیر شده بود
خلاصه کلی خندیدیم