لب از ترشح می پاک کن برای خدا
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
دیو خانه کرده بود سینه را / قبله ای سازیده بود کینه را
ای دل مرو در خون من در اشک چون جیحون من
نشنیده ای شب تا سحر آن ناله های زار من
نمی توان غم دل را به خنده ها بیرون کرد
ر خنده رویی گل تلخی از گلاب نرفت
صائب
تا تو حریف من شدی ای مه دلستان من
همچو چراغ می جهد نور دل از دهان من
نه کم از خاک است کز عشوهی صبا / سبز پوشید سر برآرد از فنا
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را!
دوتا شده بود این یکی رو حذف کردم...!
شما ادامه تونو بدین!
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
در این سرای بی کسی ،کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال پرنده پر نمی زند
دوستت دارم و دانم تویی دشمن جانم
از چه با دشمن جانم شدم دوست ندام.
از کجا بفهمیم این شعر ها تکراری نیست از بس این تاپیک طولانی شده(5)
معمولاً سرچ جواب میده ولی در این مورد راه غریزه هم بدک نیس!!!!
منم که همشو خوندم یادم نمونده...ولی فکر کنم اولیت تکراریه...(اگه نبود ببخشی دیگه!)((200))
پس با دومیت:
موجیم و وصل ما از خود بریدن است
ساحل بهانه ایست ،رفتن،رسیدن است
تغالی بشکند ماستی بریزد / جهان گردد به کام کاسه لیسان
نی حدیث راه پر خون می کند
قصه های عشق مجنون می کند
محرم این هوش جز بیهوش نیست
مر زبان را مشتری جز گوش نیست
تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
دل سودازده از غصه دو نیم افتادست
چشم جادوی تو خود عین سواد سحر است
لیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست
حافظ
تو با اين مردم كوته نظر ،در چاه كنعاني
بمصرآ ، تا پديد آيند يوسف را خريداران