Header Background day #10
اعلان‌ها
پاک کردن همه

شب

11 نوشته‌ها
7 کاربران
13 واکنش‌ها
4,178 بازدیدها
abas
 abas
(@abas)
کتاب‌خوان فعال
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 16
شروع‌کننده موضوع   [#1231]

شب زیباسست. نه به خاطر اینکه منو یاد پسرک جسور قصه ها میندازه که شب ها زیر نور ماه به دیدن عروس کوچولوی زیباش میره. حتی نه به این خاطر که از بچگی فکر می کردم شب ها یه چادر بزرگ سورمه ای آرامش بخش مثل چادر خالخالی مادر بزرگم رو ، روی آسمون میکشن و چند تا ستاره هم ازش آویزون میکنن . و نه حتی برای اینکه با فکر کردن به شب هوس می کنم جای کسایی باشم که شب سفر می کنند و از تو شیشه بخار گرفته اتوبوس چراغای آبادی ها رو می بینند . علنش این هم نیست که چند باری کیف دیدن سو سوی چراغای شهر از بالای کوه کامم رو شیرین کرده . شب رو دوست دارم چون آرومم می کنه چون به همیشه با صدای آرامش بخشش دم گوشم میگه زندگی چقدر زییباست.



   
milad.m، Aragon، Anobis و 6 نفر واکنش نشان دادند
نقل‌قول
لینک دانلود
(@linkdownload)
استاد کتاب
عضویت: 7 سال پیش
نوشته‌ها: 1048
 

abas;18006:
شب زیباسست. نه به خاطر اینکه منو یاد پسرک جسور قصه ها میندازه که شبا زیر نور ماه به دیدن عروس کوچولوی زیباش میره. حتی نه به این خاطر که وادارم میکنه به این فکر کنم که شب ها یه چادر بزرگ سورمه ای -مثل چادر مادربزرگ ها- رو آسمون میکشن و برای اینکه کسایی که تو راه موندن نترسن چند تا ستاره هم ازش آویزون میکنن. علنش این هم نیست که یکی دو بار روشنایی چراغای شهر رو که شب از بالای کوه دیدم احساس کردم مشکلاتم خیلی هم مشکل نبودند. شبو دوست دارم چون میتونم هشت ساعت کامل بخوابم.

متنواقعا جالبی بود و اگر یکم توصیف های اضافه مثل اون قسمت طولانی مادربزرگ کمتر میشد بهتر میشد.
خواستید عمل کنید خواستید نکنید.
راستی این یه مقدمه داستان بلنده؟
امیدوارم باشه
چون در حد خودش خیلی خوب بود



   
Anobis واکنش نشان داد
پاسخنقل‌قول
abas
 abas
(@abas)
کتاب‌خوان فعال
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 16
شروع‌کننده موضوع  

راست میگی چادر مادر بزرگه یکم اینجا اضافی بود. ممنون.



   
Anobis واکنش نشان داد
پاسخنقل‌قول
Aragon
(@p_sh)
کتاب‌خوان حرفه‌ای
عضویت: 5 سال پیش
نوشته‌ها: 187
 

:39:
تفکرات جالبی بود خصوصاً خواب آخرش.



   
Anobis واکنش نشان داد
پاسخنقل‌قول
Anobis
(@anobis)
استاد کتاب
عضویت: 7 سال پیش
نوشته‌ها: 1032
 

فكر جديدي توش بود.....از يك موضوع ساده يه متن زيبا نوشتن كار بسيار سختيه.....توصيفات فوق العاده اي در مورد شب داشت و همين طور برداشت هاي قشنگ....
موفق باشي دوست عزيز....



   
milad.m واکنش نشان داد
پاسخنقل‌قول
abas
 abas
(@abas)
کتاب‌خوان فعال
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 16
شروع‌کننده موضوع  

خیلی خیلی ممنون. دو تا خیلی نوشتم چون میگه متن کوتاه است.



   
پاسخنقل‌قول
ahmaad
(@ahmaad)
پژوهشگر کتاب
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 767
 

هرچی جلوتر میرفتم، بیشتر تحت تاثیر قرار میگرفتم:105:
تا رسیدم به جمله آخرت!
کن فیکون کردی حس رو :دی



   
پاسخنقل‌قول
abas
 abas
(@abas)
کتاب‌خوان فعال
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 16
شروع‌کننده موضوع  

:دی
آخه اون موقع 86 ساعت بود که فقط 10 ساعت تونستم بخوابم.



   
پاسخنقل‌قول
abas
 abas
(@abas)
کتاب‌خوان فعال
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 16
شروع‌کننده موضوع  

امشب هم بعد 72 ساعت...



   
پاسخنقل‌قول
milad.m
(@milad-m)
کتابدار
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 615
 

abas;18006:
شب زیباسست. نه به خاطر اینکه منو یاد پسرک جسور قصه ها میندازه که شب ها زیر نور ماه به دیدن عروس کوچولوی زیباش میره. حتی نه به این خاطر که وادارم میکنه به این فکر کنم که شب ها یه چادر بزرگ سورمه ای رو آسمون میکشن و چند تا ستاره هم ازش آویزون میکنن . و نه حتی برای اینکه با فکر کردن به شب هوس می کنم جای کسایی باشم که شب سفر می کنند و از تو شیشه بخار گرفته اتوبوس چراغای آبادی ها رو می بینند . علنش این هم نیست که یکی دو بار روشنایی چراغای شهر رو که شب از بالای کوه دیدم احساس کردم مشکلاتم خیلی هم مشکل نبودند. من حتی خون آشام هم نیستم که شب ها جنون مزهمزه کردن یکم خون تازه منو از تختم بیرون بکشه . شبو دوست دارم چون امشب میتونم هشت ساعت کامل بخوابم.


من اصلا از شب خوشم نمیاد چون اصلا خوابم نمیبره :102: وقتی چشمام رو میبندم احساس میکنم دارم خفه میشم !! :42: شب فقط ماه کاملش و ستاره هاش جالبه و بس ، بقیش هم افسانه است ....



   
پاسخنقل‌قول
crakiogevola2
(@crakiogevola2)
پژوهشگر کتاب
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 690
 

خیلی جالب و ساده بود
مرسی:53:



   
پاسخنقل‌قول