جزئیات پست
- تاریخ انتشار پست: 1397/06/21
- دسته بندی: رادیو
- دیدگاه ها: 1
- نویسنده پست: BookPioneer
- بازدیدها: 2.1K
- برچسبها: آرشیو زندگی پیشتاز
- لینک کوتاه: https://bkpr.ir/68
دیدگاه ها
مطالب مشابه
مجلۀ زرد- شمارۀ ۱
زردنویسان این شماره: * سردبیر مجله: موسیو.م.پشیز * رمزنگار: محمد * گرافیست و بیوگرافیست: محمدمهدی * بازنویس کلاسیک: محدثه * خاطرهنویس: فاطمه * فرهنگشناس: عذرا * مربی مهد پیشتاز: خاله فاطمه * دبیر: عذرا سخن سردبیر به نام خدا گویی همین دیروز بود که امیرحسین را در فلافل فروشی ملاقات کردم. تا شروع به […]
فصل دوم- شمارۀ ۱: شوالیۀ زرد برمیخیزد
از میان خاک و خاکستر برمیخیزیم! سخن سردبیر (M.Mahdi) پشیز، بلند شو بگو من ادامه میدم! رمزنگاری هفته (Paneer) پنیر، حساس نشو! حساس نشو! کلاسیک زرد (momo jon) روایتی بر انتقام دلیرانهی کنت مونت پشیز! شکارچی وحشت (ghoghnous13) وقتی فاز اجنه با نول انسانها خط روی خط میشود! زردشی (sinaGhf) وقتی عادل زردیپور، قربانی دودهای […]
هفت سیننما – سین چهارم: سکه
معلوم نیست سکه واسه چی تو هفت سینه…اونجاست چون سین داره، چون خوش صداست…یا اونجاست چون امیدواریم نون بیاره واسمون؟ بعضی وقتا فکر میکنم گالیله اشتباه میکرد…زمین دور سکه میچرخه، سکه! راستی…شما اصلا میدونید سکه چیه؟
فصل دوم، شمارۀ ۲: رژیم!
سخن سردبیر (M.Mahdi) در تایم ناهار بر سر میز مجله چه میگذرد؟ شکارچی وحشت (ghoghnous13) این بار چه موجودی در دام شکارچی مجله میافتد؟ کولی پیشتاز (Banoo.Shamash) آموزش چندی روش لاغری به سبک کولی پیشتاز! روانیدونی (ayda) روانشناس مجله، خبر از پیدایش سه گونهی جدید رژیمبگیران میدهد! اشتباهی (kianick) وقتی دنیا برایتان به آخر رسید، […]
هفت سیننما – سین سوم: سفرنامهی شیخ آر آر شایخین
خب اینم از سین سوممون…سمنو! تو عید اکثرا میرن مسافرت و گاها میبینیم در راستای لذت بردن از سفر، تعطیلات نوروزی رو به کام طبیعت بیچاره کوفت میکنن. با خاطرات رهنمای شیخ بزرگ با شما همراه هستیم:)
آوای فاطمیه
شنبه که میآید چشمانی که بسته میشوند گویی نفس دنیا حبس میشود دیگر نفس خانهی علی بماند مادر که نباشد، نظم خانه بهم میریزد علی در نجف حسن در بقیع حسین در کربلا و زینب در دمشق مراسمی است کوچک برای مادری جوان که کان و مکان دنیا برای اوست که خدا خود گفت: «ای […]






سلام
نمی دونم چجوری شروع کنم با انتقاد از داستان شما یا چشم پوشی از ضعف هایش داستان در زمان شکسته شدن سد شادی های کودکانه و هجوم وحشت و دلهره به چهره های مردان و زنان این سرزمین روایت می شود زمانی حساس زمانی پر از هرج و مرج زمانی پر از بی نظمی و هرج و مرج زمانی حامل این تفکر که حال چه میشود آیا این روز ها دوام دارد زمانی برای پاسخ به سوالات سائلین : آیا الان دیگر همه چیز روبراه میشود. آیا دیگر لازم نیست نگران سیاست ها بازی های غلط باشیم و شاهد از دست دادن سرمایه و زمین هایمان آیا دیگر آزادی بدست آمد آیا مشتی جوان کم تجربه می توانند در شرایطی که مستشاران دوره دیده نتوانستند حکومت و کشور را در زمان جنگ جهانی دوم از نفوذ نیروهای دشمن محافظت کنند در مقابل هجوم بیگانگان محافظت کنند. روایت میشود
علاوه بر ضعف های داستان حسی که بعد از گوش دادن داستان به اینجانب دست داد بیان شد
و من الله توفیق