پستهای انجمن که پسندیده شدهاند
|
پاسخ: کلانتر مرگ
تیم نقد: خسته نباشی. داستان خوبی بود. سیر کرکتری: بد نبود. شخصیت دراماتیک نبود و دسته اولی محسوب میشد.یه کرکتری که نویسنده تو بغل ما میزاره و دراماتیک نیسد و نمیتونه تمام کارهاشو توجیه... |
در انجمن داستان کوتاه |
10 سال پیش |
|
داستان کوتاه: چهره دزد ها
سلام به همگی! این اولین تاپیکم تو زندگی پیشتازه، امیدوارم ازش لذت ببرید. بهتره برم سر اصل مطلب. این تاپیک حاوی اولین بخش از یک داستان کوتاه سه قسمتیه که اگه خدا بخواد قسمت های بعدی رو هم قرار می دم. ب... |
در انجمن داستان کوتاه |
10 سال پیش |
|
تار و پود
من به منطق شناور در جملات پایان ناپذیرت نیازی ندارم چرا که تو هم مال مرا نمی خواهی من قادر به سازش با وراندازهای ناخودآگاهت نیستم چرا که تو نیز تماسی با مال من نداری اگر زندگی الیافی بی انتها و در هم ... |
در انجمن شعر |
10 سال پیش |
|
پاسخ: فرار به جهنم
زیاد تجربه ای توی نقد و چنین چیزایی ندارم به نظر من که خیلی خوب و جالب بود اگر هم که جای نقدی داشت که دوستان بیان کردن موفق باشین |
در انجمن داستان کوتاه |
10 سال پیش |
|
پاسخ: فرار به جهنم
در درجه اول تبریک میگم. از اولین داستانات تا اینجا پیشرفت خیلی خوبی داشتی و این نکته امید دهنده و مایه خوشحالیه. توصیفات و جمله بندیها پخته بودن و معلوم بود متن بازنویسی شده و اصلاح شدس. و خب تأثیرشم ... |
در انجمن داستان کوتاه |
10 سال پیش |
|
پاسخ: فرار به جهنم
دوست داشتم. قشنگ بود. یه جور حس ناامید بودن اوایلش بود. یعد کم کم این حس بهم دست داد که این ادم هرچقدرم وضعیت بدی داره اما انگار نمی خواد تلاشی برای خلاصی از دستش بکنه. با مشروب فقط از حقیقت فرار می... |
در انجمن داستان کوتاه |
10 سال پیش |
|
پاسخ: 250 میلی لیتر زندگی
تیم نقد: Melisandre و ملکه عشق ____________________________ خوب نثر که نثر روونی بود که اصلا دلنشین نبود... روون بود چون گیر الکی نداشت و دلنشین نبود چون تکرار فعل خیلی داشت... یسری کلمه ها رو پشت سر... |
در انجمن داستان کوتاه |
10 سال پیش |
|
پاسخ: فرار به جهنم
عالی بود ، معنای واقعی عذاب وجدان و جبران . انگشتانش طعم آشنای حلقه شدن دور قبضه شمشیر را حس کردند. منتها اینجا بهتر بود یا فعل چشیدند رو استفاده میکردی یا به جای طعم از حس استفاده میکردی . شخصیت پرد... |
در انجمن داستان کوتاه |
10 سال پیش |
|
پاسخ: دخترک
اشکم دراومد |
در انجمن داستان کوتاه |
10 سال پیش |
|
کلانتر مرگ
کلانتر مرگ - یک شب میادش ... روح سرگردون .. از توی میدون ... سمت گورستون ... میگه کلانتر .. وقتش رسیده ... تا با من بیایی ... به سمت دره ... به سمت دره ... . کلانتر پیر همینطور که داشت نجوای غر... |
در انجمن داستان کوتاه |
10 سال پیش |