پستهای انجمن که پسندیده شدهاند
|
تولد دارییمممم(نرگشششش)
دروووود یه تولد دیگه،یه بانوی دیگه،همون آرمان همیشگی!! خب همچنان که داریم به دوران ناخوشایند اغاز مدارس نزدیک میشویم همچنان تولدهایی پشت سر هم داریم!(اما خداییش یسریا اونقد با اندوه میگن مدارس باز می... |
در انجمن مناسبتها |
11 سال پیش |
|
میتینگ در مشهد
سلام به همگی خب بعد از میتینگ تاسف آور اصفهان اصلا قرار نبود دیگه میتینگ خارج از تهران بزاریم ولی بخاطر اینکه محمدحسین خواست میگیم چشم خب اوضاع از این قراره 3روز هست خودتون انتخاب کنید 17شهریور 18شهر... |
در انجمن بایگانی |
11 سال پیش |
|
پاسخ: میتینگ در مشهد
حرم ؟ نه خدایی حرم ؟! واقعا حرم ؟! من الان مشد نیسم ، ولی حرم از همه جا دوره ! نه خداییی حرم ؟!؟!؟! بذارین حرم فقط خوده ممده با خودش :d |
در انجمن بایگانی |
11 سال پیش |
|
پاسخ: میتینگ در مشهد
حـــــــرم!!! نگو تو رو خدا پدرم در میاد تا اونجا برم ی جا دیگهههه |
در انجمن بایگانی |
11 سال پیش |
|
کلیات تیم صوتی
به نام سین (س) که جدیدا کار همون سلامو برای آدمای شرینگار و خسته و داغون ( شهرزاد می تونه نمونه ای از این افراد باشه ) ایفا می کنه . همه مدلی سلام کرده بودم گفتم ایندفعه به سبک این دسته از افراد سلا... |
در انجمن بایگانی |
11 سال پیش |
|
مشاعره به زبان انگلیسی...
خوب دیگه... اینم مشاعره به زبان انگلیسی... به امید استقبال شما عزیزان... با حرف اخر شعر نفر قبلی میتونید ادامه بدید... طول هر شعر مهم نیست، فقط شعر باشه... خودم حواسم هست شعر نباشه حساب نیست... اگرم ب... |
در انجمن بحث آزاد |
11 سال پیش |
|
نشریه پیشتاز (شماره اول -تابستان ۹۴ )
نشریه پیشتاز شماره اول - سال اول - تابستان 1394 (فصل نامه) سلام درود فراوان بهتمامی دوستان عزیزم مفتخریم که اولین شمارهی نشریه پیشتاز انتشار در تابستان ۹۴ را تقدیم کنیم البته باید خدمت تمامی شما خو... |
در انجمن بایگانی |
11 سال پیش |
|
لبخندهایی که.
لبخندهایی که به قاب پیش رو خیره شده ای. قابی که باید تو را بخنداند، ترکیبی از دیوانگی های محض سه برادر که بر بستر بی احساس سینما سوار شده و تو غرق تماشای آنی. تصویر قطع می شود و قاب سیاه. آن قدر ک... |
در انجمن داستان کوتاه |
11 سال پیش |
|
پاسخ: عنکبوت
با تشکر از تمجیدات. بنابه درخواست و دستور لیلا خانم شرح مختصری از ایده شعر ارائه میدم. عنکبوت نماد افکار سیاه و منفیه که شخص ابتدا حضورشون رو احساس می کنه و درخواست کمک می کنه برای رهایی از اونها. ام... |
در انجمن شعر |
11 سال پیش |
|
عنکبوت
تو نمی توانی او را ببینی ولی من نجواهایش را از گوشه و کنار می شنوم روشن کردن چراغها فایده ای ندارد، از نور گریزان است تارهای نقره ای و سفید، او دست از کار نمی کشد فکر کنم زمان کمک خواستن فرا رسیده است... |
در انجمن شعر |
11 سال پیش |