Header Background day #25
عکس کاور خود را تغییر دهید
کاربر 1
بارگذاری
sheyton.divane
وضعیت این حساب کاربری منتشرشده است

پست‌های انجمن که پسندیده شده‌اند

داستان کوتاه : رقص انگورها

پس از قریب به یکسال من دوباره با یه داستان برگشتم. کلی داستان دیگه دارم که یواش یوا ش تایپ میکنم و براتون پست میکنم. لذت ببرید و جان مادرتون نقدش کنید بلکه پیشرفت کنم. ((48)) خسته و کوفته مدادش را زمی...

در انجمن داستان کوتاه

8 سال پیش
پاسخ: داستان کوتاه : رقص انگورها

خب اولا که اسمش یعنی چی آخه...رقص انگورها...کاش یه چیزی میزاشتی اسمش که یه درصد بچه ها رو جذب کنه نکه فراری بده...در ضمن رقص منکراتیه ننویس رقص ای بابا...خب اولا امیدوارم تا داستان بعدی یه سال دیگه به...

در انجمن داستان کوتاه

8 سال پیش
دنیای دیوانه ها

روزی روزگاری٬ دنیایی بود.دنیایی پر از آدم ها. در بین تمامی این انسان ها یک دیوانه وجود یافت . هر روز و هر شب که می گذشت بر تعداد آدم ها اضافه می شد و تنها همان یک دیوانه . آدم و دیوانه مکمل هم بودند و...

در انجمن داستان کوتاه

8 سال پیش
پاسخ: داستان کوتاه : "زورگیر"

جمله ی آخرت فوق العاده بود. تمرینت خیلی قشنگ بود.کمی تغییرش بدی یه داستان قشنگ میشه.

در انجمن داستان کوتاه

8 سال پیش
پاسخ: داستان کوتاه : "زورگیر"

خیلی قشنگ نوشتی توصیف به اندازه بود داستان نه سریع جلو رفت نه کند سبک نوشتنش یکم خاص بود ولی همچنان قشنگ و زیبا فقط وقتی اشنایی زورگیر با پاسبان ها رو مطرح کردی تیکه اخرش بد در اومد (( ضعیف ترین ها =...

در انجمن داستان کوتاه

8 سال پیش
پاسخ: داستان کوتاه : "زورگیر"

جالب و کوتاه بود فقط چرا برای اشراف زاده ها صفت معصوم رو بکار برده بود در حالی که خود شخصیت داستان دیده بود خوب نیستن و منم جمله اخر رو نفهیدم امیدوارم به نوشتن ادامه بدی ((200))

در انجمن داستان کوتاه

8 سال پیش
داستان کوتاه: به جهنّم

داستان کوتاهیه که نوشتم. ممنون می‌شم نظر بدین. به جهنّم زمین تهدیدش می‌کرد. هر قدم ریسکی بود، قماری با زندگی‌اش در گرو. نور ضعیف چراغ نفتی بر چهره خیسِ عرق و دودگرفته‌اش سایه می‌انداخت. نارنجی. نور...

در انجمن داستان کوتاه

8 سال پیش
پاسخ: داستان کوتاه : "زورگیر"

یه کم زیادی خشن و خوب شد آخرش کاش بیشتر طول می کشید، اینکه نشون زن و بچه داشتم واقعا جالب بود. در کل امیدوارم داستان این شکلی که با خون بازی می کنه بیشتر بخونم.

در انجمن داستان کوتاه

8 سال پیش
پاسخ: داستان کوتاه : "زورگیر"

جالب بود و جالب نبود. کمی رو استفاده از فعل دقت کنید و به ویراستار نشون بدید. توصیفات داستاناتون چنگی به دل نمیزد، دقت کنید محیط اطراف و توصیفاتش بخشی از قدرت نویسنده است که تو داستانای کوتاه و تو نوش...

در انجمن داستان کوتاه

8 سال پیش
ارابه

مقدار ناچیزی آسایش کافیست تا تمام جانم کرخت شود لرز سرما و عطش گرما مرا از افکار و گذشته ام تهی می کند مگر اجدادمان همینگونه نمی زیسته اند؟ فلسفه را تمدن به ارمغان آورده مرز بین من و حیوانم باریک می‌ش...

در انجمن شعر

8 سال پیش
صفحه 3 / 263