Header Background day #05
عکس کاور خود را تغییر دهید
کاربر 1
بارگذاری
shaeremehr2
وضعیت این حساب کاربری منتشرشده است

پست‌های انجمن که پسندیده شده‌اند

هیچ هیچ هیچ

متن ویرایش شده: سیاهی، نور...رویا،واقعیت... بازی با کلماته...شاید هم یکی باشن، مرز بین این ها خیلی کمه. اصلا اگه مرزی وجود داشته باشه.صبح زود بود که با سر و صدای مردم اطرافم به خودم آمدم. بوق ماشین ها...

در انجمن داستان کوتاه

10 سال پیش
پاسخ: هیچ هیچ هیچ

داستانتو خوندم جالب بود ، یجورایی ادمو وادار میکرد ( خودم البته 0_0 ) که خودشو تو یه حالت استیصال برانگیز تصور کنه مثلا تو کنج یه اتاق نشسته باشه که فقط یه باریکه نور میاد داخلش و اینکه از جنگیدن با ...

در انجمن داستان کوتاه

10 سال پیش
پاسخ: کافى شاپ بوک پيج

سلاام سلاممممممم بعد مدت ها که برای من مثل قرن ها بود امدددددددددددددددمممممم 0_0دلم خیلی تنگ شده بود :20:من خوبم خخخخشما ها چطورین ؟ بوک پیجو دوست دارم ^_^ راستی این همیار فعال من کوششششششششششششششش؟ ...

در انجمن بحث عمومی

10 سال پیش
پاسخ: کافى شاپ بوک پيج

اینجا چرا این قدر خلوته سوتوکورررچرو کسی نیست؟:12f1dcb03b9bb8e8cc7

در انجمن بحث عمومی

10 سال پیش
پاسخ: کافى شاپ بوک پيج

بوفچه;27347:سلام فرزندم. چرا نایاب بودی این اواخر؟ دلم برات تنگولیده بود به شدت. بدلیل پوکونده شدن تبلت بدبختم بود 0_0 اقای مامان تانوس ^_^ nafise;27350:سلام بعد از مدتها :6: دلمون برات تنگ شده بود :2...

در انجمن بحث عمومی

10 سال پیش
پاسخ: کافى شاپ بوک پيج

بوفچه;27347:سلام فرزندم. چرا نایاب بودی این اواخر؟ دلم برات تنگولیده بود به شدت. بدلیل پوکونده شدن تبلت بدبختم بود 0_0 اقای مامان تانوس ^_^ nafise;27350:سلام بعد از مدتها :6: دلمون برات تنگ شده بود :2...

در انجمن بحث عمومی

10 سال پیش
پاسخ: کافى شاپ بوک پيج

proti;27469:سلام بر بوک پیج:21:یعنی هیچ چیز به اندازه چند روز مسافرت و جنگل نوردی به ادم انرژی نمیده:53::9:جاتون خالی جون گرفتم اصلا نیاز داشتم بهش هوا معرکه بود دریا هم آروم.:10:هم آب و هوا عوض کردم ...

در انجمن بحث عمومی

10 سال پیش
پاسخ: فرار از توهم

zahrachemeli72;27407:جالب بود چند تا مشكل تايپي هم داشت ولي قشنگ بود منتظر قسمت بعدي هستيم ممنون که میگی جالب بود و اینکه مشکل تایپی داشت عجله ای تایپش کردم وقت نداشتم Amir2527;27408:خوب بود، منو یاد ...

در انجمن داستان کوتاه

10 سال پیش
پاسخ: فرار از توهم

ممنون از صبر و حماییتون این هم ادامه داستان امیدوارم خوشتون بیاد ^_^ او در حالی که پا به روشنایی میگذاشت، با لحنی تاثیر گذار گفت: به شهر انسان های فراری خوش آمدی روبه رویم شهری کوچک، درپایین کوهی و...

در انجمن داستان کوتاه

10 سال پیش
فرار از توهم

سلام دوستان عزیز بوک پیجیمیخوام داستان جدیدی رو که تازگیها نوشتم براتون بزارم :دیامیدوارم خوشتون بیاد ^_^قسمت اول فرار از توهم همیشه با خودم تصور می کردم که بودن در میان مردم و فعالیت در اجتماع کاری ...

در انجمن داستان کوتاه

10 سال پیش
صفحه 3 / 4