Header Background day #02
عکس کاور خود را تغییر دهید
کاربر 1
بارگذاری
Ghazal
وضعیت این حساب کاربری منتشرشده است

پست‌های انجمن که پسندیده شده‌اند

پاسخ: داستان گروهی دنیای درهم‌شکسته|دور اول |مشترک با بوک‌پیج

راوی: مهرناز همگروهی ها: محمدرضا ، صادق، علیرضا ماموریت: شکار خوناشام اهههه ببر صدات رو بابا؛ تازه خوابم برده بودا. تو خواب و بیداری بودم که آلارم گوشی بیدارم کرد .ساعت 6 صبح بود ومن روی کاناپۀ وسط ه...

در انجمن داستان گروهی

9 سال پیش
پاسخ: داستان گروهی دنیای درهم‌شکسته|دور اول |مشترک با بوک‌پیج

راوی: صادق khas همگروهی‌ها: lمحمدرضا؛ مهرناز؛ علیرضا مأموریت: دستگیری خوناشام چقد این ساختمون قدیمی رو دوست دارم. ساکت و آرومه،هم محل تمرین هم محل آرامش. بعضی شبا که زندگی کمی سخت تر از سخت میشه، تن...

در انجمن داستان گروهی

9 سال پیش
پاسخ: داستان گروهی دنیای درهم‌شکسته|دور اول |مشترک با بوک‌پیج

راوی: محمدرضا (ghoghnous13) همگروهی‌ها: صادق؛ مهرناز؛ علیرضا مأموریت: دستگیری خوناشام خسته تر از اونی هستم که بخوام تا بعد از ظهر توی سازمان بمونم. می‌خوام بپیچم برم بیرون. طبق عادت هر روز ‌می‌خوام از...

در انجمن داستان گروهی

9 سال پیش
پاسخ: داستان گروهی دنیای درهم‌شکسته|دور اول |مشترک با بوک‌پیج

مأموریت: نفوذ به کارخانه تسلیحات سازی راوی: رضا هم‌گروهی‌ها:عماد(Percy Jackson)، بنیامین(bookbl) - همون همیشگی... . پیشخدمت سری برای عماد تکان داد و همین‌طور که در تبلتش سفارش او را ثبت می‌ک...

در انجمن داستان گروهی

9 سال پیش
پاسخ: داستان گروهی دنیای درهم‌شکسته|دور اول |مشترک با بوک‌پیج

نام کارکتر: نرگس نام همگروهی: متین ماموریت: شناسایی وجود شبح در تاکسی را باز می کنم و رو به متین می گویم: «رسیدیم.» پیاده می شویم و کیف پولم را از یکی از شش جیبِ شلوارم در می آورم و کرایه ی تاکسی را...

در انجمن داستان گروهی

9 سال پیش
پاسخ: داستان گروهی دنیای درهم‌شکسته|دور اول |مشترک با بوک‌پیج

(دوستان این یه شخصیت جدا به اسم متینه و هیچ ربطی به شخصیت خودم توی داستان نداره. هرجوری دوست دارین میتونین ازش توی داستان هاتون استفاده کنین. ^ــ^) --- نام کارکتر: متین نام همگروهی: نرگس ماموریت: شناس...

در انجمن داستان گروهی

9 سال پیش
پاسخ: داستان گروهی دنیای درهم‌شکسته|دور اول |مشترک با بوک‌پیج

راوی: سامان هم‌گروهی‌ها: عارفه، آوا، نرجس مأموریت: شکار گرگینه زامبی دیوانه در حال مدیتیشن بودم ،‌ با این اوضاع هم افکاری از گذشته‌ منو احاطه کرده بود که خلاص شدن از آن‌ ها به هیچ وجه برایم امکان پذیر...

در انجمن داستان گروهی

9 سال پیش
پاسخ: داستان گروهی دنیای درهم‌شکسته|دور اول |مشترک با بوک‌پیج

راوی : مهدیه همگرهی ها: جواد، محمد، نسیم ماموریت: جنگیری همونطور که چشمامو روی مانیتور ثابت نگه داشته بودم و آمار لحظه به لحظه آزمایش باتری رو دنبال میکردم؛ دستمو دراز کردم و از بین اچارها، مدارها و...

در انجمن داستان گروهی

9 سال پیش
پاسخ: داستان گروهی دنیای درهم‌شکسته|دور اول |مشترک با بوک‌پیج

بعد نیم ساعت پرس و جو بالاخره فاطمه ولم کرد که برم! یعنی بعد از خارج شدن از دفترش دلم می خواست لیلا رو خفه کنم! هیچوقت وقتی بهش میگم هیچی نگو و انقدر پا برهنه نپر وسط ماجرا گوش نمیده به حرف و باز هم ک...

در انجمن داستان گروهی

9 سال پیش
پاسخ: داستان گروهی دنیای درهم‌شکسته|دور اول |مشترک با بوک‌پیج

راوی: عارفه(ملقب به کیانیک) ماموریت: دستگیری گرگینه‌رامبی دیوانه افراد گروه: نرجس، آوا، سامان، عارفه آآآه. کش و قوسی به بدنم میدهم و بلند شده و به طرف در میروم. اوه، نزدیک بود فراموشم شود، قبل از بیرو...

در انجمن داستان گروهی

9 سال پیش
صفحه 11 / 179