پستهای انجمن که پسندیده شدهاند
|
خشم فرشتگان - سدنی شلدون
نام کتاب:خشم فرشتگان نویسنده:سیدنی شلدون مترجم :هادی عادل پور خلاصه داستان:کتاب حاضر نوشته سیدنی شلدون یکی از بهترین نویسنده ها در زمینه ژانر جنایی،پلیسی و ماجرایی می باشد.کتاب خشم فرشتگا... |
در انجمن جنایی |
10 سال پیش |
|
غریبه ای در اینه -سیدنی شلدون
این کتاب واقعا عالیه اگه براش وقت بزارین پشیمون نمیشین نام کتاب : غریبه ای در اینه نویسنده :سیدنی شلدون مترجم: شاهرخ فرزاد خلاصه داستان:در یک صبح روز شنبه در عرشه ی کشتی مسافر بری... |
در انجمن جنایی |
10 سال پیش |
|
آتش دزد
نام کتاب: اتش دزد(جلد اول) نویسنده: تری دیری مترجم: حسین ابراهیمی تعداد صفحات: 176 سلام دوستان، با یک کتاب زیبا با نام آتش دزد در خدمت شما هستیم. این کتاب از کارهای تایپ سایت دریم رایز... |
در انجمن وحشت |
10 سال پیش |
|
پست شانزدهم
لیمروس سرزمینی مقید به دین بود که مردمش به باورشان به الهه والوریا چنگ زده بودند، مخصوصا در شرایط سخت، اما ماگنوس شخصا فکر می کرد کسانی که متکی به این باورشان به ماوراالطبیعه بودند، به هر شکلی که می گ... |
در انجمن فانتزی |
10 سال پیش |
|
پست پانزدهم
ماگنوس پاسخ داد: «مشکلات؟» «ناآرامی اخیر که قتل پسر یه شراب فروش بیچاره در دید همه در هفته قبل باعثش بود.» ماگنوس انگشت اشاره اش را سرسری دور لبه جام لغزاند. «قتل پسر یه شراب فروش بیچاره. معذرت می خ... |
در انجمن فانتزی |
10 سال پیش |
|
پست چهاردهم - فصل سوم
لیمروسیک نفر از ماگنوس سوالی پرسید، اما او توجه چندانی نکرد. در مهمانی ای مانند این بعد از مدتی همه مانند دسته ای از حشرات در حال وزوز به نظر می رسیدند. خسته کننده، اما غیرممکن برای راحت و آسان خفه کر... |
در انجمن فانتزی |
10 سال پیش |
|
پست سیزدهم
در اورانوس هیچ کس از گرسنگی یا قربانی شدن برای عناصر نمرده بود. این بی عدالتی همیشه حال توماس و جوناس را بد می کرد. آنها از اورانوسی ها نفرت داشتند، مخصوصا از اشرافزادگان. اما این نفرتی بی شکل و بی نا... |
در انجمن فانتزی |
10 سال پیش |
|
پست دوازدهم - فصل دوم
پیلشیاجوناس روی زانوهایش افتاد و با وحشت به خنجر زیبایی که در گلوی توماس فرو رفته بود خیره شد. توماس دستش را طوری تکان می داد که انگار می خواست آن را بیرون بکشد، اما نمی توانست از عده این کار بر آید. ... |
در انجمن فانتزی |
10 سال پیش |
|
پست یازدهم
کلیو هراسان با خشم گفت: «آرون.»اینکه کلیو به طور کلی توسط آرون نادیده گرفته شد مایه تعجب نبود. جوناس نگاه خشمگینش را به سمت کلیو برگرداند، او حس کرد توسط آن می سوزد.توماس که بین دو برادر با ملاحظه تر ... |
در انجمن فانتزی |
10 سال پیش |
|
پست دهم
سیلاس با خستگی گفت: «جوناس، این بهت مربوط نیست.»«بهم مربوطه، پدر. این مرد قبول کرده چقدر بهت پرداخت کنه؟» نگاه جوناس با نفرت آشکاری به سمت آرون رفت.آرون سرسری اظهار کرد: «جعبه ای چهارده تا. بهای منصفا... |
در انجمن فانتزی |
10 سال پیش |