پاسخهای ایجادشده در انجمن
|
پاسخ: داستان کوتاه:بهمن ازادی،هزار و پونصد!
@Ajam 95170 گفته: خب خب بعله ( ترکیبی زدم این دفعه قبلا یا میگفتم خب خب خب یا می گفتم بعله خخخخخ) سلام علیکم اولا تشکر بابت شریک شدن داستانت با ما من تعریف نمی کنم فقط ایراد می گیرم ( راستش واسه اینه ... |
در انجمن داستان کوتاه |
11 سال پیش |
|
داستان کوتاه:بهمن ازادی،هزار و پونصد!
...اقا با سیدمون نشسته بودیم داشتیم راجب بهمنه ازادی و نخی هزارش حرف میزدیم.دیگه فک سید گرم شده و بود داشت از شهیاد تا انقلابو بهم میدوخت.اما حرفای قشنگی میزدا..خیلی حرفای قشنگی میزد الله وکیلی. میگف:... |
در انجمن داستان کوتاه |
11 سال پیش |
|
پاسخ: اگه تونستی از اینا استفاده کن!!
از اون چنگال عکس چهارم میشه استفاده کرد. ولی اصن یه چیزی...اینا چرا اصن ساختن؟؟((225)) |
در انجمن مطالب جالب و دانستنیها |
11 سال پیش |
|
پاسخ: پیش فروش کتاب هشتم هری پاتر. پاتری ها،جهنم آغاز می شود!
وای گاد :cerealguyspitting:.من برم یه دور خودکشی کنم بیام!! اخه چرا انقدر دق داد خب همون موقع مینوشت دیگه!سکته ناقص زدم!!وای چقدر عالی شد!!!((215)) |
در انجمن اخبار دنیای کتاب |
11 سال پیش |
|
پاسخ: ینی اصن نظم از اینا می ریزه!!!!! (:
کاش منم یکم از حوصله ی اینارو داشتم((105)) دلم میخواد بریزمشون بهم((223)) وای چ حالی دهد((42)) |
در انجمن مطالب جالب و دانستنیها |
11 سال پیش |
|
پاسخ: یه چیزی نوشتیم دیگه
خیلی ایده ی جالب و قشنگی بود.ینی درواقع ایده ی اصلی داستان پتانسیل یه داستان بلند شدن رو داشت.خیلی لذت بردم.عالی بود((71)) |
در انجمن داستان کوتاه |
11 سال پیش |
|
سر مزار کلمه
"به نام تنها تعمیرکننده ی قلب های تصادفی" مرد از پله ها بالا رفت و ایستاد.اخرین پک سیگارش را با تمام وجود به اسمان سیاه فوت کرد. سپس سیگارش را از روی لبش برداشت و به گوشه ای پرتش کرد. سیگارش ن... |
در انجمن داستان کوتاه |
11 سال پیش |
|
پاسخ: اپیدمی اجباری
@س.ع.الف 92594 گفته: سلام به خانواده پيشتاز خوش اومدين در مورد متنم بايد بگم خيلي آشنا بود......،ياد جوونيام افتادم! ممنون^___^مگ جوونی ته داره؟دلت دلت جوون باشه حله:دی @skghkhm 92630 گفته: واقعا فکر... |
در انجمن دلنوشته |
11 سال پیش |
|
اپیدمی اجباری
چه احمقانه! فکر میکنند من نمیبینم!لابد مثل همیشه سرانگشتانش را تکان میدهد و بعد به اطرافش نیم نگاهی به اطرافش ژست قابل قبولی میگیرد که یعنی اینکار از من بعید است!او هم مثل دیگری،مرا ناشیانه نصیحت میکن... |
در انجمن دلنوشته |
11 سال پیش |