پستهای انجمن که پسندیده شدهاند
|
پاسخ: اربابان زمین (فصل 24 )
داستانت زیباتر شده . اینکه داستان از چند نقطه ی مختلف و از دید چند شخصیت متفاوت به پایان رسید جذابیت داستان رو بیشتر کرد . علاوه بر این خوب تونستی احساسات شخصیت ها رو تو داستانت بیاری . امیدوارم همینط... |
در انجمن داستان های درحال نگارش |
11 سال پیش |
|
پاسخ: مادر همیشه هست !
خیلی خیلی زیبا بود. |
در انجمن داستان کوتاه |
11 سال پیش |
|
مادر همیشه هست !
مادر همیشه هست! چند روزی می شود که سراغ مادرش را می گیرد . به او می گویند به بهشت رفته است . " کی برمی گرده؟" در جواب این سوالش بزرگتر ها پاسخ های گیج کننده ای می دادند که برایش مفهومی نداشت . برای بچ... |
در انجمن داستان کوتاه |
11 سال پیش |
|
پاسخ: کارگاه داستان نویسی : ایده بگیریم و خلق کنیم
ايده هاي زيادي توي اين سايت نوشتم خب يكي ديگه هم مينويسم! الان به شدت خوابم مياد ،چي نويسم .خب با همين شروع مي كنم خوب ،اگه يك روز متوجه بشي همه زندگيت خواب بوده چه حالي بهت دست ميده؟ اين درست اتفاق... |
در انجمن تمرینات نویسندگی |
11 سال پیش |
|
تاریخچه جام های جهانی
سلام خواستم یه کتاب بذارم با موضوع جذاب فوتبال!!!!!:41: کتاب زیر درمورد تاریخ جام های جهانی هست!!! امیدوارم استفاده لازم رو ازش بکنین:39::39::39: |
در انجمن معرفی کتاب |
11 سال پیش |
|
100جنگ بزرگ تاریخ
سلام یه کتاب گذاشتم درباره جنگهای بزرگ تاریخ!!! کتاب جالبیه امیدوارم ازش لذت ببرید:9: کتاب دومم درباره ریشه یابی نام و پرچم های ملل جهان می باشد!!!امیدوارم از اینم خوشتون بیاد!!! |
در انجمن معرفی کتاب |
11 سال پیش |
|
پاسخ: سفر به مصر (داستان گروهی)
پس از سقوط فاجعه بار هواپيما به دست سهيل و حسين همه ي ما در صحرا سر گردان شديم. تشنگي و گرسنگي به همه ي ما فشار اورده بود و ممد و متي كلا رد داده بود.من كه وضعيت نا بسامان بچه ها رو ديدم تصميم به يه ك... |
در انجمن داستان های درحال نگارش |
11 سال پیش |
|
پاسخ: سفر به مصر (داستان گروهی)
ياس:مهمان دار1زهرا:مهمان دار2حسين:كمك خلبانسهيل :خلبان-----------------------------آخر دست با هزار بد بختي هم كه بود سوار هواپيما شديم.....مهمان دار هاي هواپيما با حركات دست داشتن نكات ايمني رو ياد آو... |
در انجمن داستان های درحال نگارش |
11 سال پیش |
|
سفر به مصر (داستان گروهی)
دوستان عزيز من زياد تو داستان نوشتن حرفه اي نيستم ولي يكي ميخوام بنويسم....يكي بود يكي نبود غير از خداي مهربون من و امير و ممد و متي و باني و سهيل و بقيه دوستان بوديم.روزي از روز ها منو امير تصميم گرف... |
در انجمن داستان های درحال نگارش |
11 سال پیش |
|
پاسخ: موجودات تاریک : جلد اول : درست مثل یک هیولا ...
خب فصول پایانی رو گذاشتمیه چیزی حجم زیاده چون 87 صفحه نوشتم زحمت کشیدم حساااااابی - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - - اینم درباره جلد بعدی بگم و برمواسه جلد ب... |
در انجمن داستان های تکمیل شده |
11 سال پیش |