پستهای انجمن که پسندیده شدهاند
|
پاسخ: رقص نفرتانگیز دلقک کاغذی
داستان جالب و خوبی بود بنظرم اسمش عوض بشه و قسمتی که هیولا داره میبلعه شخصیت رو یکم حس ترس بیشتر به خواننده انتقال بدی خیلی خوب میشه البته جسارته |
در انجمن داستان کوتاه |
8 سال پیش |
|
پاسخ: رقص نفرتانگیز دلقک کاغذی
به نظرم خیلی جالب بود. فقط عنوانش یکم تو ذوق میزد. میتونستی یکم مختصر ترش کنی |
در انجمن داستان کوتاه |
8 سال پیش |
|
پاسخ: شرط
@Pedramfff 106828 گفته: دست ت درد نکنه خوندیش... یه خرده توضیح می دی منظورت از مشکل داشتن شیوه روایت دقیقا چی ئه؟ کجاهاش مثلا؟ مثلا اینجا احمد شرح چیزی را که دیده بود به علی گفت و گفت که ترسیده برود س... |
در انجمن داستان کوتاه |
8 سال پیش |
|
پاسخ: «سرگذشت غریب خانوادهی قوامی»
@Pedramfff 106793 گفته: خیلی ممنون که نظر دادین. از دوست خپلم هم که نظرهاشو تایپ کرد ممنونم. ولله داستان ترسناک نوشتن کلا سخته دیگه... منم تلاشم رو کرده بودم که ترسناک بشه، حالا در داستان های بعدیم س... |
در انجمن داستان کوتاه |
8 سال پیش |
|
پاسخ: شرط
داستان اول جنایی میزد بعد تخیلی شد ((105)) یکمم شیوه تعریف کردن مشکل داشت البته این نظره منه به عنوان یه خواننده .((200)) خوشم اومد اگه بازم ادامه داشت میخوندمش((48)) |
در انجمن داستان کوتاه |
8 سال پیش |
|
پاسخ: «سرگذشت غریب خانوادهی قوامی»
من خوندم داستان جالبي بود و توصيفات قشنگي داشت (فقط يه ويراستار كم داشت كه لحن رو يكدست كنه و جابهجا شدن فعلها رو درست كنه) ممنون بابت به اشتراك گذاشتنش منتظر آثار ديگهت هستيم ((48)) |
در انجمن داستان کوتاه |
8 سال پیش |
|
پاسخ: «سرگذشت غریب خانوادهی قوامی»
سلام. منم خوندمش خیلی جالب بود. فقط نمیدونم شاید از عمد بود اما نثر محاوره و ادبی قاطی شده بود. ضمن اینکه جملهی پایانی خوب بود اما نه به اندازهی کافی تاثیرگذار. به نظرم روش کار کنید، جملهی آخر ... |
در انجمن داستان کوتاه |
8 سال پیش |
|
پاسخ: «سرگذشت غریب خانوادهی قوامی»
من البته حضوری در مورد ایدهی داستان نظرم رو گفتم خدمتتون، ولی حالا که دوستان اومدند و نظر دادند روی داستان و تاپیک رو بالا آوردند، من هم سوءاستفاده میکنم از این فرصت و نظر میدم روی داستان. من داستا... |
در انجمن داستان کوتاه |
8 سال پیش |