پستهای انجمن که پسندیده شدهاند
|
حاضر جوابی ها
مریلین مونرو, حاضر جوابی , مطالب خنده دار, طنز می گویند: "مریلین مونرو ” یک وقتی نامه ای به ” البرت اینشتین ” نوشت: فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ تو. . .... |
در انجمن بایگانی |
13 سال پیش |
|
انسان های عجیب دنیا
اکثر انسانها دارای زندگی های معمولی هستند و به همین روال نیز به زندگی شان ادامه می دهند. در دنیا البته افرادی نیز هستند که قدرت های خارق العاده ای دارند و همچنین با دیگر افراد مقداری متفاوتند. انسان ه... |
در انجمن مطالب جالب و دانستنیها |
10 سال پیش |
|
دوستان پنهان
بعضی موقع ها بعضی چیزا رو فقط میشه با عینک هنر دید ^__^ گزیده ای بود از بیشتر از صد و سی،چل تا عکس ^__^ باشد که خوشتان بیاید ^__^ |
در انجمن بایگانی |
10 سال پیش |
|
عجیب ترین کتابخانه های دنیا!
دوباره سلام موضوع این بار راجب به موضوع مورد علاقه ی همه ما کرم کتاب هاست:دی کتاب و کتابخانه . وقتی که اسم کتابخانه میاد وسط، بیشترمون به یاد اون کتاب خونه های قدیمی میوفتیم که قفسه های بلندی داشت و... |
در انجمن مطالب جالب و دانستنیها |
10 سال پیش |
|
مجلۀ زرد- شمارۀ 1
زردنویسان این شماره: * سردبیر مجله: موسیو.م.پشیز * رمزنگار: محمد * گرافیست و بیوگرافیست: محمدمهدی * بازنویس کلاسیک: محدثه * خاطرهنویس: فاطمه * فرهنگشناس: عذرا * مربی مهد پیشتاز: خاله فاطمه * دبیر: ع... |
در انجمن بایگانی |
10 سال پیش |
|
پاسخ: مجلۀ زرد- شمارۀ 1
سخن سردبیر به نام خدا گویی همین دیروز بود که امیرحسین را در فلافل فروشی ملاقات کردم. تا شروع به گاز زدن ساندویچ کردم، جوانی خوشسیما مرا در آغوش گرفت. میخواست دست مرا ببوسد که ممانعت کردم. درحالیک... |
در انجمن بایگانی |
10 سال پیش |
|
پاسخ: مجلۀ زرد- شمارۀ 1
رمزنگاری : از پیتر تا ژوپیتر پنیر گزارش میدهد: به اولین قسمت از بخش رمزنگاری پیشتاز خوش آمدید. این بخش در اوایل زندگی خود پیشنهاد آبکی بیش نبود. یهو جدی شد. حتما خیلی از شما سوال میکنید که این بخش ... |
در انجمن بایگانی |
10 سال پیش |
|
پاسخ: مجلۀ زرد- شمارۀ 1
بیوگرافی این قسمت بیوگرافی سردبیر مجله چگونه پشیز، پشیز شد (کودکی و نوجوانی) موسیو.م.پشیز به سال 1354 در تهران متولد شد. او هفتمین فرزند از یک خانوادهی فرهنگی و چهارمین پسر خانواده بود. پدر او- که... |
در انجمن بایگانی |
10 سال پیش |
|
پاسخ: مجلۀ زرد- شمارۀ 1
کلاسیک زرد: اجارهخانه شب سال نو بود. پنیر طبق معمول همیشه خسته و عصبانی به خانه برمیگردد. به اتاق کارش میرود، مشغول آپلود فایلها میشود. تلفن زنگ میخورد: - بعله؟ - شب سال نوئه. میشه از تعداد ... |
در انجمن بایگانی |
10 سال پیش |
|
پاسخ: مجلۀ زرد- شمارۀ 1
آژانس تسخیرشده روزی روزگاری اينجانب تشريف خويش را برده بودم به پاساژی. همانا که محو زیباییهای ویترینها شده و چنان از خویش به در شدم که زمام زمان از کف بدادم و به ناگه متوجه شدم که هوا بس ناجوانمردا... |
در انجمن بایگانی |
10 سال پیش |