پاسخهای ایجادشده در انجمن
|
چوپان دروغگو (مجید کوچولو)
چوپان دروغ گو مجید کوچولو پسر شر و شوری بود و هیچ یک از مردم روستا از دستش آسایش نداشتند. تا جایی که بارها برای خلاصی از دستش دست به اقداماتی زدند که جملگی ناکام ماند. آخرین اقدامشان تحویل مجید کوچو... |
در انجمن داستان کوتاه |
12 سال پیش |
|
پاسخ: مشاعره با شعر شخصی...
شب شد و تو هنوز در فکری هرمیون بیاد شاید بگویی تو ذکری |
در انجمن بحث آزاد |
12 سال پیش |
|
پاسخ: مشاعره با شعر شخصی...
تو را جان من بیا هرمیون اینجا که ای زوجت بکشتست ماها را |
در انجمن بحث آزاد |
12 سال پیش |
|
پاسخ: مشاعره با شعر شخصی...
میازار یاری که هفتیر کش است دگر فکر او بودنت پیش کشت |
در انجمن بحث آزاد |
12 سال پیش |
|
پاسخ: مشاعره با شعر شخصی...
ره دراز است ولی یادش کن که فقط خاطره اش مرهمی بر زخم دل است |
در انجمن بحث آزاد |
12 سال پیش |
|
پاسخ: مشاعره با شعر شخصی...
تو را دید و شناخت آن یار دیرینه وگرنه جدا نمی شد ز تو در روز آدینه(جمعه) |
در انجمن بحث آزاد |
12 سال پیش |
|
پاسخ: مشاعره با شعر شخصی...
تعریف نکن از خود مشکل تو خودت بودی یارت چه بدی کرده این گونه درش کردی؟ |
در انجمن بحث آزاد |
12 سال پیش |
|
پاسخ: مشاعره با شعر شخصی...
یک آن عاشق شدی رفتی که رفتی چرا عشقم تو دیگه برنگشتی؟ |
در انجمن بحث آزاد |
12 سال پیش |
|
پاسخ: مشاعره با شعر شخصی...
تا همان وقتی که طوفان دلت پایان پذیرد زنت راحت شود جانت بگیرد |
در انجمن بحث آزاد |
12 سال پیش |
|
پاسخ: مشاعره با شعر شخصی...
دیوانه و مجنون نزند بر سر عالم تو سری خوردن ز ما پیشکشش باد |
در انجمن بحث آزاد |
12 سال پیش |