Header Background day #01
عکس کاور خود را تغییر دهید
کاربر 1
بارگذاری
nepton
وضعیت این حساب کاربری منتشرشده است

پست‌های انجمن که پسندیده شده‌اند

مجموعه4حماسه دارن شان(جلد10تا12): سرنوشت شبح

با درود؛ .:به مناسبت یلدا و آغاز امامت امام زمان(عج) مجموعه چهارم خدمت شما:. این مجموعه توسط دارن شان نوشته شده است و نام اصلی آنThe Saga Of Daren Shan به معنی حماسه دارن شان است که در ایران به نام س...

در انجمن فانتزی

11 سال پیش
اپل در حال کار بر روی ۵ نمونه اولیه آیفون ۷

اپل در حال کار بر روی ۵ نمونه اولیه آیفون ۷ بر اساس گزارش‌های جدید منتشر شده ، اپل برای تولید آیفون ۷ در حال کار بر روی ۵ نمونه‌ی اولیه است.گفته شده که اپل به طور جداگانه ویژگی‌های جدیدی را بر روی ای...

در انجمن بحث آزاد

11 سال پیش
پاسخ: دهقان فداکار(ورژن مجید کوچولو)

ینی به آخرش رسیدم حس کردم به طرز فجیعیییی سرکارم!!!خخخخ((93)) انتظار این آخر رو نداشتممم!!نپتون!!!خخخخ خوب بود!بازم بنویس!((71))

در انجمن داستان کوتاه

11 سال پیش
پاسخ: دهقان فداکار(ورژن مجید کوچولو)

:fuuthatshi: Have nothing to say....

در انجمن داستان کوتاه

11 سال پیش
پاسخ: دهقان فداکار(ورژن مجید کوچولو)

بلاخره بعد از مدتها...((2)) دمت گرم نپی((72))

در انجمن داستان کوتاه

11 سال پیش
تولد آبجی گلم کیاناز

با سلام لیدیز اند جنتلمن با خبر شدیم که امروز تولده کیاناز یا به عبارتی کیانازه! که پدر و مادرش اونو کیاناز نام گذاردند ولی اون خودشو کیانازمعرفی میکنه و با عنوان کیاناز و با نام کاربری کیاناز در سایت...

در انجمن مناسبت‌ها

11 سال پیش
آهنگ دریچه( چارتار)

((91))سلام همگی ((86))یه آهنگ بایه ریتم آشنا برای افرادی که سبک خوندن چارتار رو دوست دارن آهنگ دریچه....ازدست ندین.((217)) خیلی خوبه.((55))ازآلبوم جدید جاده می رقصد((123)) " آهنگ دریچه "

در انجمن بایگانی

11 سال پیش
پاسخ: دهقان فداکار(ورژن مجید کوچولو)

خیلی جالب بود. من عاشق این داستانام که نویسنده وسط داستان میاد خواننده رو مورد خطاب قرار میده و باهاش مکالمه یه طرفه انجام میده. موفق باشی دوست عزیز و ممنون

در انجمن داستان کوتاه

11 سال پیش
پاسخ: دهقان فداکار(ورژن مجید کوچولو)

چه کسی وظیفه خطیر انداختن ترقه در جیب کدخدا و سکته دادن او برای بار هزارم را برعهده می گیرد؟ واقعا برای من هم سواله که چه کسی ؟ ینی اینو خوندم ترکیدم از خنده) ) خدا نکشتت ) عااااالی بوووووووووددددد)

در انجمن داستان کوتاه

11 سال پیش
"م"

خیره شده بود به صفحه کلید. به کلید های جرم گرفته و بارها بالا پایین شده. هیچ کدام جذابتر از دیگری نبود، هیچ کدام کمکش نمیکرد که از کجا شروع کند، میدانست باید بنویسد اما ذهنش خالی خالی بود جز صدایی که...

در انجمن داستان کوتاه

11 سال پیش
صفحه 3 / 36