پستهای انجمن که پسندیده شدهاند
|
مجموعه4حماسه دارن شان(جلد10تا12): سرنوشت شبح
با درود؛ .:به مناسبت یلدا و آغاز امامت امام زمان(عج) مجموعه چهارم خدمت شما:. این مجموعه توسط دارن شان نوشته شده است و نام اصلی آنThe Saga Of Daren Shan به معنی حماسه دارن شان است که در ایران به نام س... |
در انجمن فانتزی |
11 سال پیش |
|
اپل در حال کار بر روی ۵ نمونه اولیه آیفون ۷
اپل در حال کار بر روی ۵ نمونه اولیه آیفون ۷ بر اساس گزارشهای جدید منتشر شده ، اپل برای تولید آیفون ۷ در حال کار بر روی ۵ نمونهی اولیه است.گفته شده که اپل به طور جداگانه ویژگیهای جدیدی را بر روی ای... |
در انجمن بحث آزاد |
11 سال پیش |
|
پاسخ: دهقان فداکار(ورژن مجید کوچولو)
ینی به آخرش رسیدم حس کردم به طرز فجیعیییی سرکارم!!!خخخخ((93)) انتظار این آخر رو نداشتممم!!نپتون!!!خخخخ خوب بود!بازم بنویس!((71)) |
در انجمن داستان کوتاه |
11 سال پیش |
|
پاسخ: دهقان فداکار(ورژن مجید کوچولو)
:fuuthatshi: Have nothing to say.... |
در انجمن داستان کوتاه |
11 سال پیش |
|
پاسخ: دهقان فداکار(ورژن مجید کوچولو)
بلاخره بعد از مدتها...((2)) دمت گرم نپی((72)) |
در انجمن داستان کوتاه |
11 سال پیش |
|
تولد آبجی گلم کیاناز
با سلام لیدیز اند جنتلمن با خبر شدیم که امروز تولده کیاناز یا به عبارتی کیانازه! که پدر و مادرش اونو کیاناز نام گذاردند ولی اون خودشو کیانازمعرفی میکنه و با عنوان کیاناز و با نام کاربری کیاناز در سایت... |
در انجمن مناسبتها |
11 سال پیش |
|
آهنگ دریچه( چارتار)
((91))سلام همگی ((86))یه آهنگ بایه ریتم آشنا برای افرادی که سبک خوندن چارتار رو دوست دارن آهنگ دریچه....ازدست ندین.((217)) خیلی خوبه.((55))ازآلبوم جدید جاده می رقصد((123)) " آهنگ دریچه " |
در انجمن بایگانی |
11 سال پیش |
|
پاسخ: دهقان فداکار(ورژن مجید کوچولو)
خیلی جالب بود. من عاشق این داستانام که نویسنده وسط داستان میاد خواننده رو مورد خطاب قرار میده و باهاش مکالمه یه طرفه انجام میده. موفق باشی دوست عزیز و ممنون |
در انجمن داستان کوتاه |
11 سال پیش |
|
پاسخ: دهقان فداکار(ورژن مجید کوچولو)
چه کسی وظیفه خطیر انداختن ترقه در جیب کدخدا و سکته دادن او برای بار هزارم را برعهده می گیرد؟ واقعا برای من هم سواله که چه کسی ؟ ینی اینو خوندم ترکیدم از خنده) ) خدا نکشتت ) عااااالی بوووووووووددددد) |
در انجمن داستان کوتاه |
11 سال پیش |
|
"م"
خیره شده بود به صفحه کلید. به کلید های جرم گرفته و بارها بالا پایین شده. هیچ کدام جذابتر از دیگری نبود، هیچ کدام کمکش نمیکرد که از کجا شروع کند، میدانست باید بنویسد اما ذهنش خالی خالی بود جز صدایی که... |
در انجمن داستان کوتاه |
11 سال پیش |