Header Background day #28
عکس کاور خود را تغییر دهید
کاربر 1
بارگذاری
Mostafa_nowdeh
وضعیت این حساب کاربری منتشرشده است

پست‌های انجمن که پسندیده شده‌اند

از شما چه پنهون ......(طنز)

در انجمن بایگانی

12 سال پیش
خدایی از این دید به رکب قرن نگاه کرده بودین؟

خب اینم یه داستان جالب که براتون اماده کردم.اگه دوست داشتین خوشحال میشم بازم بذارم. توی این روزهای بارانی اخیر منتظر تاکسی موندن واقعا خیلی سخته مخصوصا وقتی راننده ها هم بی انصافی به خرج داده و از جاب...

در انجمن مطالب جالب و دانستنی‌ها

12 سال پیش
باد کنک فروش...(داستان)

سلا به همه ی دوستان.اینم کار خودمه. چراغ قرمز شد. نور قرمز رنگ چراغ از میان ظلمات شب می گذشت و چشم هر کسی را متوجه می ساخت.ماشین ها صف به صف ایستادند.نور قرمز خیابان را چراغانی کرده بود.هوا سرد بود.ش...

در انجمن داستان کوتاه

12 سال پیش
دزد نابغه!

این ماجرا ثبت شده است. طرف تو ایران bmw2012 دزدیده بود، حالا به یه طریقی گرفتنش. صاحب ماشین گفت: خدا وکیلی ازت شکایت نمی کنم، فقط بگو چطور این ماشینو چطوری با این همه سیستم امنیتی دزدیدی؟ یارو گفت: گا...

در انجمن مطالب جالب و دانستنی‌ها

12 سال پیش
داستانی از 11 سپتامبر

بعد از حادثه ی یازدهم سپتامبر که منجر به فروریختن برج های دوقلوی امریکا شد یک شرکت،از بازماندگانی که در این دو برج کار می کردند خواست که شرح وقایعی که باعث زنده ماندنشان دران روز شده بود را بیان کنند...

در انجمن مطالب جالب و دانستنی‌ها

12 سال پیش
پاسخ: slow dance(رقص ارام)

@SunShine 75311 گفته: have you ever watched kids on a merry-go- آیا تا حالا کودکان را درحال بازی روی چرخ فلک دیده ای؟ or listened to the rain slapping on the ground یا به بر خورد کردن باران به زمین ...

در انجمن بایگانی

12 سال پیش
slow dance(رقص ارام)

have you ever watched kids on a merry-go-round or listened to the rain slapping on the ground ever followed a butterfly's erratic flight or gazed at the sun into the fading night you better slow down ...

در انجمن بایگانی

12 سال پیش
بازهم اول مهر

((100))((221))تقدیم به همه ی پیشتازی ها((221))((100)) بازهم اول مهر باز هم اول مهر آمده بود و معلم آرام اسم ها را می خواند. اصغر پورحسین! پاسخ آمد: حاضر. قاسم هاشمیان! پاسخ آمد: ...

در انجمن حکایات و اشعار

12 سال پیش
پیش از اینها...

((100))((221))تقدیم به همه ی پیشتازی ها((221))((100)) پیش از اینها فکر می‌کردم خدا پیش از اینها فکر می‌کردم خدا خانه ای دارد کنار ابرها مثل قصر پادشاه قصه ها خشتی از الماس خشتی از طلا پایه های برجش ...

در انجمن حکایات و اشعار

12 سال پیش
شب...

پرده را بر قفس خورشید کشیده بودند... دستان ماه را بسته بودند...تاج را بر سر تاریکی نهاده بودند...تاریکی سکوت را بی افسار رها کرده بود...صدایی به گوش نمی رسید...گویی سکوت هر گونه آوایی را حریصانه می مک...

در انجمن داستان کوتاه

12 سال پیش
صفحه 2 / 4