پستهای انجمن که پسندیده شدهاند
|
پاسخ: خاطرات ترسناک من
چشم تعریف میکنم. ولی اخه کدومش رو تعریف کنم؟((231)):-ss در خلال همون اردوهایی که بچه های مدرسه رو میبردیم سالهای بعدش اتفاقای جالبتری میفتاد برامون. البته ما خودمونم اذیت میکردیما((72)). برای بچه ها ت... |
در انجمن بحث آزاد |
9 سال پیش |
|
پاسخ: خاطرات ترسناک من
@mixed-nut 102898 گفته: خب خب خب، ترسناکترین خاطره من هم مربوط به جنه، ولی چون هنوز که هنوزه خودمم باورش نکردم (و عمیقا نمیخوام هم که باورش کنم برای همین همیشه پسش زدم) تعریفش نمیکنم ((72)) ولی یه بار... |
در انجمن بحث آزاد |
9 سال پیش |
|
پاسخ: خاطرات ترسناک من
@ghoghnous13 102904 گفته: سلام. اول اینکه اون خاطره ترسناکه رو تعریف کن. توروخداااااااااا((211)) بعد من از این داستان درس خونسردی گرفتم فقط یعنی دم پدرت گرم. خیلی خوشم اومد.((62)) میگم این اتفاق میتو... |
در انجمن بحث آزاد |
9 سال پیش |
|
مقاومت در برابر جادوی سیاه2 (مبارزه نهایی)
با سلامی دوباره! من دوباره اومدم! خب این تاپیک هم به مناسبت امتحاناست... می خوام از امتحانا بیفتید...:دی چند وقتی بود که حرف از مقاومت زده می شد. که چرا جلد جدید رو شروع نمی کنم. قرار بود این تاپیک رو... |
در انجمن داستانهای بلند نویسندگان جوان |
12 سال پیش |
|
پاسخ: خاطرات ترسناک من
در پاسخ به بانو شمس(هر کاری کردم نتونستم با نقل قول پاسخ بدم، کامپیوترم پرپر شد و نشد(5)) ما هنوزم اردو میبریم بچه ها رو هاااااااا. ثبت نام کنمممممم؟ نمیدونم بلده ی نور رو بلدید یا نه. همون محدودست. ا... |
در انجمن بحث آزاد |
9 سال پیش |
|
پاسخ: خاطرات ترسناک من
خب خب خب، ترسناکترین خاطره من هم مربوط به جنه، ولی چون هنوز که هنوزه خودمم باورش نکردم (و عمیقا نمیخوام هم که باورش کنم برای همین همیشه پسش زدم) تعریفش نمیکنم ((72)) ولی یه بار بدجوور ترسیدم: ما یه رو... |
در انجمن بحث آزاد |
9 سال پیش |
|
پاسخ: خاطرات ترسناک من
منم اومدم با خاطره دوم یه بار از طرف چند تا از دوستام دعوت شدم یه منطقه سردسیری و گفت عملا هیچی نیارین حتی لباس گرم ما گفتیم واوو دمش گرم رفتیم اونجا با اتوبوس پیاده شدیم بارون گرفت بادم می وزید یخ زد... |
در انجمن بحث آزاد |
9 سال پیش |
|
پاسخ: خاطرات ترسناک من
@Snake 102881 گفته: مادر بزرگ من و خاله هام همیشه هروقت خونه مادر بزرگم میریم و شب میمونیم همه ی آینه های اتاقو برعکس می کنند حتما یک دلیلی داره دیگه به نظرم هیچوقت نباید آینه جلو روی آدم باشه (بانو ... |
در انجمن بحث آزاد |
9 سال پیش |
|
پاسخ: خاطرات ترسناک من
@MIS_REIHANE 102870 گفته: اسیه جون خونه جوابتو نداد گلم :دی فک کنم خیلی لخت بوده خونتون صدات برگشته:دی بعد خب میدونی.ترسناک ترین چیز صدای ی نفر بود ک با علی (ali-rbn) شنیدیم.خیلی بد بود هنوزم میترسی... |
در انجمن بحث آزاد |
9 سال پیش |
|
پاسخ: خاطرات ترسناک من
@ali-rbn 102890 گفته: ها يادش بخير) چقدر ترسيديم پسر) منو ريحانه سر يه جلسه آنلايني بوديم بعد يكي شروع كرد به صحبت نميدونم ميكروفونش خراب بود چي بود ولي صدا به قدري وحشتناك بود كه من تو ميكروفون داد ز... |
در انجمن بحث آزاد |
9 سال پیش |