پستهای انجمن که پسندیده شدهاند
|
پاسخ: دلنوشته ؟
جالب بود، قوی و سرسخت و پر احساس و پر انزجار. خوب نوشته بودید بیان حالات خوبی داشتید، تا حدی پر از خشم و غیظ بود و بغض فرو خورده. در مجموع جالب و کشش احساسی خوبی داشت. |
در انجمن دل نوشته و متن کوتاه |
9 سال پیش |
|
دلنوشته ؟
از جایی شنیدم هرگز دل انهایی که بی صدا میگریند را نشکنید ...چون انها هیچکس را ندارند تا اشک هایشان را بزداید ...دلم شکست ...ساده میشکنم ، با یک تلنگر کوچک ...انگونه نبودم .شد ...گاهی اوقات حرف هایی چن... |
در انجمن دل نوشته و متن کوتاه |
9 سال پیش |
|
پاسخ: نقدوبررسی سریال تین ولف
حق با شماس سریال خوبی بود میشه بدون خسته شدن کلش رو دوبار پشت سر هم نگاه کرد البته باید بگیم که نقطه ضعف هایی هم داشت از وسطای داستان راه گم شد من هنوز نفهمیدم چی به سر دوس دخ دومی (روباه) افتاد 😐ولی... |
در انجمن نقد و بررسی فیلم و سریال |
9 سال پیش |
|
گیج شده
نوری سفیدصدای هوهوی جغد هاصدای شب و تاریکیصدای برگ های نالان درختان درمیان باد های بی رحم زمانهاینجا کجاست؟از جا برمی خیزم اطرافم پر درخت هستاما من اینجا چکار میکنم؟تپه ای از لابلای شاخه ها در فاصله ن... |
در انجمن داستان کوتاه |
9 سال پیش |
|
داستان جدید: ساعت شنی
نوشته: Myra McEntireژانر: Teen & Young Adult › Science Fiction & Fantasy بخش بخش ترجمه میشه. همین جا قرار میگیره. هر فصل که تموم شه، میره تو یه پست دیگه. بخش اول داستان ساعت شنی شهر جنوبی ک... |
در انجمن فانتزی |
9 سال پیش |
|
پاسخ: جنگاوران سرنوشت_همزادان مرگ .:{ فصل هشتم }:.
مقدمش قشنگه .راستی نویسندش خودتی فکر میکردم شاهزاده ی مرگ نوآوری خودمه ولی منتظرم ببینم این شاهزاده ی مرگ چه میکنه و آیا میتونه از شاهزاده های مرگ دفاع کنه. لطفا کتابش رو بزار |
در انجمن داستان های درحال نگارش |
9 سال پیش |
|
پاسخ: جنگاوران سرنوشت_همزادان مرگ .:{ فصل هشتم }:.
amir-fire;30506:مقدمش قشنگه .راستی نویسندش خودتی فکر میکردم شاهزاده ی مرگ نوآوری خودمه ولی منتظرم ببینم این شاهزاده ی مرگ چه میکنه و آیا میتونه از شاهزاده های مرگ دفاع کنه. لطفا کتابش رو بزار سلام.لین... |
در انجمن داستان های درحال نگارش |
9 سال پیش |
|
جنگاوران سرنوشت_همزادان مرگ .:{ فصل هشتم }:.
سلام. اینم جنگاوران سرنوشت 🙂 این کتاب جلد اولش سرّ چشمها نام داره. اینم یه مقدمهی کوتاه تا فصل اولو بذارم: من سردم.سرد و بیروح و خشن. خون من هم حتی یخ زده است. همه من را راندهاند! اما، اما من باز... |
در انجمن داستان های درحال نگارش |
9 سال پیش |
|
جلد دوم پادشاهی وحشت (در بند شده)- فصل سوم
دوستانبا جلد دوم در خدمت شما هستیماونایی که جلد اول رو نخوندن اینجا میتونن پیداش کنن و اما دنباله کتاببا تشکر از همراهی شما عزیزان و کمکهای صمیمانه مهرنوش و محمد عزیز قسمت اولقسمت دومقسمت سوم |
در انجمن داستان های درحال نگارش |
9 سال پیش |
|
یک یاد عاشقانه!!!
ای که با ناز و خَرامان است رَهَتوی که یک منحنی است لبخندتای که باشد تُره های تو سیاهوی که داری صورت گردی چو ماهای که چشمان درشت تو چو میشوی هر آنچه گویمت از آن بیشای که چون آهو پر از ناز و غرورمن در ا... |
در انجمن دل نوشته و متن کوتاه |
9 سال پیش |