پستهای انجمن که پسندیده شدهاند
|
اندراحوالات دختری در روستا
روز اول مهر خود را چگونه آغاز کردید؟ به نام خدا، با فحش! (و البته سوال این که: کی این وقت روز پا میشه بره کار کنه آخـــــــــــه!) از در خونه که رفتم بیرون، آفتاب تازه زده بود، یه جوری که هنوز شبنم ... |
در انجمن دلنوشته |
9 سال پیش |
|
پاسخ: داستان گروهی دنیای درهمشکسته|دور اول |مشترک با بوکپیج
- خوب گوش کن ببین چی میگم! اگر کوچکترین بلایی سر صورتم بیاد کمترین نگرانیت زنده موندنه، شیرفهمه؟ منتظر جوابش نماندم و تلفن را قطع کردم، میدانستم شیرفهم شده، کرواتم را در آینه قدی اتاقم در هتل استقلال ... |
در انجمن داستان گروهی |
9 سال پیش |
|
پاسخ: داستان گروهی دنیای درهمشکسته|دور اول |مشترک با بوکپیج
بدنم درد میکرد، از ریشه موهام تا ناخن شست پام! احساس میکردم تنم خشک شده و ستون فقراتم قلنج داشت. این اواخر سعی داشتم کمتر مصرف کنم و به همین خاطر علاوه بر این مشکلات بدنی، سردرد های میگرنی شدیدی داشتم... |
در انجمن داستان گروهی |
9 سال پیش |
|
پاسخ: داستان گروهی دنیای درهمشکسته|دور اول |مشترک با بوکپیج
نام: سارا نام همگروهیها: طاها، هادی، فاطمه ماموریت: شکار شبح همه چیز خیلی سریع تر از تصوراتم اتفاق افتاد. میدونستم که ممکنه به ماموریت برم ولی نه انقدر زود که الان توی ماشین باشم و راه زیادی تا اون... |
در انجمن داستان گروهی |
9 سال پیش |
|
پاسخ: فرار
حسي كه بهم منتقل كرد شبيه همون حس اهنگ بود در مورد مسائل نوشتاري و اينا نظر نميدم چون همون طور كه عذرا گفت دل نوشتس، مستقيم از عمق احساست اومده بيرون و فقط نوشتيش ولي به دلم نشست، اينطور نوشته هارو دو... |
در انجمن دلنوشته |
9 سال پیش |
|
پاسخ: فرار
با تشکر همونی که قبلا گفتم و خودت میدونی دیگه حال ندارم تایپ کنم موفق باشید |
در انجمن دلنوشته |
10 سال پیش |
|
پاسخ: طنزانه ی روزانه
دوست یک خاطره تعریف کنم از دورانی ک من اسمشو ژوراسیک گذاشتم دبیرستان ژوراسیک زندگی من بود بعدش پیش دانشگاهی تریاسک الانم ک در عصر. یخبندان بسر میبرم انگار ک منحرف شدیم از بحث خوب در دوران زمین شناسی م... |
در انجمن بحث آزاد |
9 سال پیش |
|
گند زدن به سبک پیشتاز!
سلام؛ این تاپیک یه چیز تو مایههای محلی برای داستان کوتاهه، اگر کسی دوست داشت داستان بنویسه شرکت کنه و داستان کوتاهشو بنویسه قوانین تاپیک: اسپم ممنوع فقط داستان. پرده اول اگر تو تاریخ نگاه کنید، ک... |
در انجمن داستان گروهی |
9 سال پیش |
|
غریبه ای از دیار آشنائی (تگ شده ی گرامی،اینم یه تاپیک تولد دیگست!!)
سلام به بچه ها سلام به همگی سلام به همه اعضای خانواده ی گوگولی پیشتاز خب بچه ها،امروز اینجا جمعتون کردم که دورهمی تولد خواهرمون مهسا(شناخته شده با عنوان f.s.t)رو جشن بگیریم! مهسا جان خواهرم به 20 سالگ... |
در انجمن مناسبتها |
9 سال پیش |
|
اقای شاه سفید محترم و جناب آقای شاه سفید
اقای شاه سفید محترم و جناب آقای شاه سفید اقای شاه سفید در حالی که از بالای دماغش به شصت و چهار خانه ی دیگر نگاه می کرد در خانه ی ای یک جلوس کرده بود. وزیر دانا که مصلما در غرور چیزی کمتر از اقای شاه س... |
در انجمن داستان کوتاه |
9 سال پیش |