پاسخهای ایجادشده در انجمن
|
پاسخ: عضویت در تیم صوتی سایت
سلام به همهاولا رضا لطف کنید نمایشنامه صوتی مون رو که به مناسبت تعطیلی سایت منتشر کردیم رو اینجا هم قرار بدیددوما من آماده میکس هستم ولی با موبایل راحت ترم، اپ اگر سراغ دارید سوما گویندگی هم هستم دو س... |
در انجمن داستان های صوتی |
5 سال پیش |
|
اقتباسی از شاهنامه
بهرام گور و لنبک آبکشروزی روزگاری بهرام گور با فرماندهان سپاهش به شکار رفت. در شکارگاه پیرمردی عصاکوبان نزد بهرام آمد و گفت: پادشاها، دو مرد در شهر ما زندگی می کنند که یکی بسیار و خوش گفتار و جوانمرد ... |
در انجمن داستان کوتاه |
5 سال پیش |
|
پاسخ: دلنوشته ؟
چه جالب که کلمه های شما مهمان ارشیو نوشته هام شده... حیف از این چشمه ذوق که اسیر خشکسالی شده, حیف از ماندین زیر سیل باران بی سرپناه شعر... حیف تنها نشستن آفتاب زیر درخت ... مرسی که صفحه رو فعال نگه دا... |
در انجمن دل نوشته و متن کوتاه |
6 سال پیش |
|
پاسخ: دلنوشته ؟
ایستاده ام روی سقف! وارونه...یاد خاطره ها میکنمکه دیروز، ساحل، قدم زدن روی موج های دریا...انقدر ایستاده بودم که طلوع کرد خورشید از زیر پاهایم...صدف های که خرد میشدند روی ردپایم...کف های خشک شده ی ساحل... |
در انجمن دل نوشته و متن کوتاه |
7 سال پیش |
|
پاسخ: دلنوشته ؟
بخواب ای برگ نان آور که گل دارد میمیرد... بخواب آرام جان این دنیا که گل دارد میمیرد...بخواب ای لحظه های ناب بوسیدن،بخواب آغوش اسوده،بخواب باران...بخواب ای غصه ی شب بو،بخواب ای لاله ی گریان...لالا لالا... |
در انجمن دل نوشته و متن کوتاه |
7 سال پیش |
|
پاسخ: آخرین کتابی که خوانده اید
کتاب چگونه زمان را متوقف کنیم از مت هیگنزدیک پونصد صفحه اس ک داستان زندگی یک الباتروس چهارصد ساله رو میگهسیال زمان هم هس وقشنگه:41: |
در انجمن معرفی کتاب |
7 سال پیش |
|
پاسخ: دلنوشته ؟
لالا لالا... بخواب آرام،خاطراتمان را مرور میکنم! قدیم حالمان بهتر به نظر میرسید، اما توهم که این حرف هارا ندارد. سکوت میکنم که در و دیوار بیش از این نشکنند!زمین را له میکنم زیر پاهای سکوتم، و نفس هارا... |
در انجمن دل نوشته و متن کوتاه |
7 سال پیش |
|
پاسخ: تاریخ تولد
ده خرداد 1372 |
در انجمن گفت و گو |
8 سال پیش |
|
زود، دیر شد
زود، دیر شد داشت خیابان را با قدم هایش متر می کرد. من هم کتاب می خواندم؛ اما او انگار برای خواندن به تمرکز احتیاج داشت. در کتابم به شعری جالب از مهدی سهیلی مواجه می شوم. “ روزگاری من و تو با فرزندشاد ... |
در انجمن داستان کوتاه |
8 سال پیش |
|
پاسخ: شکنجه گر کلمات
Abner;32596:جالب بود...ولی یکم سفید تر بنویس.. قضاهایی که مینویسی یکم تاریکه سفید رنگ جالبی نیست ولی این داستان کوتاهم خیلی رنگی تر از بقیه است اگه دقت کرده باشی، مثلا یه جا خاکستریه یهو سبز میشه و بع... |
در انجمن داستان کوتاه |
8 سال پیش |