
ارسالهای تالار پیوندشده
|
آدم، توهم، مترسک... توهم آدم، توهم، مترسک... توهمآدم کم حرفی نیستم تازه میتوان گفت نه تنها کم حرف نیستم بلکه بسیار پرحرف بذلهگو هستم، اما مشکل آن جا است که آنقدر مشغول صحبت با خودم و تصوراتم از دیگران میشوم که زمان مواجه ب... | 6 سال قبل |
|
اعتراف اعتراف کشیش، مرا از جیب کتش بیرون میآورد و روی میز میگذارد. طبق معمول، دقیقاً مقابل مجرمی که قرار است به زودی اعدام شود. من یک قاب عکسم، اما نمیدانم تصویرم چیست... | 6 سال قبل |
|
ترجمه فارسی کتاب خشم اژدهایان سال انتشار:2019نویسنده: Evan Winter امتیاز گودریدز:4.41لینک: (The Burning #1)مردم اومهی توسط دشمنانی که مرگ آنها را میخواهند، محاصره شدهاند. آنها شکار آسانی نخواهند بود.از هر دوهزار و پانصد زن اومهی... | 7 سال قبل |
|
رستاخیز قویترین خدای شمشیر رستاخیز قویترین خدای شمشیرمترجم: مهدی مرادپورشروعی دوباره ، او بار دیگر به این بازی واقعیت مجازی وارد شد تا سرنوشتش را خودش در دست بگیرد.اینبار هرگز بازیچه دست دیگران نمیشد.در گذشته پادشاه شمشیر... | 6 سال قبل |
|
پاسخ: Reborn of BookPage نظر خوب، بلی، ولی به نظرم تو تویتر شاید بیشتر کارمون بگیره، یادمه یه بار همچین بحثی تو اینحا یا پیشتاز شد و جواب اکثرا این بود که کسی که تو اینستا می گرده کتابخون نیست، خب جواب خیلی قانع کننده ای نبود... | 6 سال قبل |
|
پاسخ: Reborn of BookPage هومن;45148:سلام بر و بکس...و اما بعد...میخواستم یه review article درباره ی روند سایت ما و کلا دنیای کتابخونی اینترنتی از حدود ده سال پیش تا حالا واستون بنویسم.ببینین...بیاین هممون کتابایی که تا حالا... | 6 سال قبل |
|
ارباب یخ جلد یکم آوای مرگ سلام امروز میخوام کتابم رو بزارم،مقدمه: متولد خواهند شد آخرینانبا قدرت و شکوهی مثال زدنیکسانی که متولد شدندبرای کشتن و نابود کردنسرانجام کشته میشودنزدیکانشانتوسط شیاطینآن هنگام استکه کینه و نفرتوجود ت... | 6 سال قبل |
|
پاسخ: دیالوگ های ماندگار I always tell the truth even when I lieمن همیشه حقیقت رو میگم حتی وقتی که دارم دروغ میگم.تونی مونتانا(آلپاچینو) - صورت زخمی If you don't want to be betrayed anymore... then start doubting the pe... | 8 سال قبل |
|
پاسخ: دیالوگ های ماندگار در سیاست مداری متحدی وجود ندارد، تنها منافع مشترک مطرحه! Mission: Impossible | 6 سال قبل |
|
پاسخ: دلنوشته ؟ پیتی از جنس روشناییدر روزگاران تاریک در خلصه ی زنده به گوران، باریکه ای بود از جنس روشنایی، باریکه ای که همچون پیتی در موضع به آتش کشاندن دامان ستم دیدگان در پرچینی از تاریکی بود.(بس باشد آن نگاه های ... | 7 سال قبل |
|
پاسخ: دلنوشته ؟ ای گروه فراموش شدهدوستی قدیمی، خاطره ای قدیمی،چیزی به یادم می آوریچیزی..به کوچکی شمع امیدبه کوچکی قطره ای اشکمی لرزد میخواهد بیرون لغزدولی چه میتوان دید،با وجود چشم شعله ور در اشک؟دستم را دراز می کنمب... | 7 سال قبل |
|
پاسخ: دلنوشته ؟ دلنوشته؟در تنهایی خیره به هر آنچه باقی مانده از رویاهای کودکیم ، تبدیل به کودکی افسرده شدم و آخرین مهره ی جورچینم را از دست آن ها پنهان کردم.مدتی میگذرد و آن را نیز گم کردم . آن ها میگفتند که آن را ند... | 7 سال قبل |
|
داستان جوک های بی مزه .:{ فصل ۱۸ ارائه شد }:. سلام در خدمت شما هستم با داستان بلند این سری :دی نام داستان : جوک های بی مزه نویسنده : آتوسافصل1-3 فصل چهارم: چرا گناهکاران قدرتمندند ؟فصل پنجم: نمی توانم رهایت کن فصل 6، 7 و 8 فصل ششم : واکنشت... | 10 سال قبل |
|
پاسخ: داستان جوک های بی مزه .:{ فصل ۱۸ ارائه شد }:. ساحره;43582:واو چ داستان جالبی 0_0 خودتون نوشتید واقعا ؟ یا ترجمه س؟ 0_0 خیلیییییییییییییییییییی خوبه :0086: مرسی بابت فصلا 🙂 فقط لینک فصل 18 به بعد واسم بالا نمی یاد ؟!:89: و اینکه قراره ادامه پیدا ... | 6 سال قبل |
|
دکتر به واقع چگونه مُرد؟ نام اثر: دکتر به واقع چگونه مُرد؟ نویسنده: شیرین سادات صفویمنبع: شگفتزار | fantasy.irتیم بوکپیجگوینده: یاس | @percy.fan@میکس و تنظیم: DARK LORDسایر گویندگان: نفیسه | @nafise@کاوریست: رضا | @baha... | 6 سال قبل |
|
پاسخ: ترجمه فارسی رمان The Last Necromancer فصل هفتم اضافه شد | 6 سال قبل |
|
شعر از مولانا چند وقت پیش به این شعر تو دیوان شمس برخوردم و واقعا به دلم نشست. امیدوارم شما هم لذت ببرید. گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو که مرا دیدن تو بهتر از ایشان تو مرو آفتاب و فلک اندر کنف سایه توست گر ... | 9 سال قبل |
|
ترجمه فارسی رمان Lords Of the Sith نویسنده: Paul S. Kemp سال انتشار:2015 تعداد جلد: یک خلاصه داستان: 8 سال پس از این که جنگ کلون ها(Clone Wars) کهکشان را ویران کرد، جمهوری دیگر وجود ندارد و امپراطوری به قدرت رسیده است. مردی که به عنوا... | 6 سال قبل |
|
پاسخ: بیاین گپ بزنیم ( اسی ) @girl of wind 107693 گفته: پس از مدت ها دوری در اثر نادانی و ندانم کاری های ناشی از فشار زندگی دیدم نه دیگه جدی باید برگردم و در کمال تعجب(با توجه به این که الان همه پسوردا یادم رفته) در اولین تلاش و... | 6 سال قبل |
|
پاسخ: ترجمه فارسی رمان The Last Necromancer @سید 107687 گفته: سلام خسته نباشی حمیدجان فصل جدید نمیدهید؟ منتظر فصول بعدی هستیم سلام. مدت مدیدیه سر درد غریبی از پا انداختتم. انشاالله بهتر شدم ادامه می دم. ترجمه اماده هست باید بازبینش کنم | 6 سال قبل |
|
ترجمه فارسی رمان The Last Necromancer عنوان: The Last Necromancer عنوان فارسی: آخرین نکرومنسر نویسنده:C.J. Archer لندن ویکتوریایی: برای پنج سال شارلوت هالووی به عنوان یک پسر در کثیف ترین محلات لندن زندگی کرده است. ولی یک دزدی او را راهی ز... | 6 سال قبل |
|
پاسخ: بیاین گپ بزنیم ( اسی ) خب اول سلام در همین احوالات که افکار کدانه(افکار مربوط به کد) اندر ذهن عماد عین مارماهی های پیچ در پیچ در دریایی سیه وول میخوردند، صدای کشیده شدن فلزی بر در کلبه محقر و کثیف و نمور فسیل عماد طفلک را ... | 7 سال قبل |
|
پاسخ: بیاین گپ بزنیم ( اسی ) سلامی دوباره.... همزمان با انتقال عماد به وسط بیابان توسط قالیچه پرنده حضرت فسیل(از حضرت سلیمان کش رفته ولی خب داستانش طولانیه باشه برابعد((225)) )ریپر هم همزمان با پرواز کردن به چهارگوشه جهان و گرفتن... | 7 سال قبل |
|
پاسخ: بیاین گپ بزنیم ( اسی ) کار نوشتن قرارداد به پایان رسید. ریپر و فسیل با رضایت خاطر عقب نشستند و به نتیجه ی کار خود چشم دوختند. ابتدا پق پق و بعد از خنده ترکیدند بالاخره بعد این همه سال بی هیجان ، برای خودشان تفریحی جدید پیدا... | 7 سال قبل |
|
پاسخ: جلد چهارم افشاگری رایریا: طوفان زمردین (ارائه فصل 9) سلام! بالاخره فصل چهار ارائه شد! بابت این حجم از تاخیر معذرت می خوام. جدای از مسائل روزمره ی زندگی و البته حدودا یک ماهی که لپ تاپم سوخته بود، واقعیتش اینه که ترجمه ی این فصل به شدت سخت بود برام. میش... | 7 سال قبل |
|
«سرگذشت غریب خانوادهی قوامی» وقتی اسماعیل آخرین پک را به سیگارش زد، ته سیگارش را گذاشت بین انگشتانش و بامهارت و سرخوشی آن را شوت کرد توی خاک کنار نیمکت. یکی از پسرها نشسته بود روی پشتی نیمکت و دو تای دیگر ایستاده بودند جلویش. آن ... | 7 سال قبل |
|
پاسخ: من یه افسرده ام ... @baran.80 103437 گفته: با هیچکدوم از کافه های شهر خاطره ای ندارم خیلیاشو هم بلد نیستم. اهل پیتزا و نشستن با فلان ادم مو فرفری سر یه میز و دورهمی ام نیستم. آهنگ هایی گه گوش میدم رو توی استوری نمی زارم ... | 9 سال قبل |
|
پاسخ: من یه افسرده ام ... من بن شدم مثل کسی که بر دانش زنجیر زده لالی ک توانایی حرف زدن نداره من بن شدم اینست تفاوت ها اینست بین قدرتمندان و ضعفا من بن شدم همانند پرستویی در قفس انتظار میکشد شادمان پر کشد من بن شدم ترس فراق ... | 9 سال قبل |
|
پاسخ: داستان جدید: ویرانی خیال فصل چهارده به فصل اول افزوده شد. | 8 سال قبل |
|
پاسخ: داستان جدید: ویرانی خیال فصل پانزده به پست اول افزوده شد. | 7 سال قبل |
