پستهای انجمن که پسندیده شدهاند
|
شب جاودان باد... پردهی آخر، جنون...
هوم... به قول معروف همه توی تاریکی شب مثل همند، پس از کجا معلوم اونی که باهاش ملاقات میکنی یکی نباشه مثل خودت، مجنون و دیوانه، از کجا معلوم یکی نباشه مثل خودت که توی این بیابون برهوت، توی این تاریکی ... |
در انجمن داستان کوتاه |
7 سال پیش |
|
پاسخ: آرکا
با سپاس از همراهی دوستان. قسمت دوم: سر خم کرد تا از ورودی طاق شکل داخل شود. ساختمان به شکل مستطیل بود که در انتها به نیم دایره ای ختم می شد. سقف نسبتا کوتاهی داشت. در دو سمت راهرو، مشعل ها با آتشی ملا... |
در انجمن داستان کوتاه |
7 سال پیش |
|
پاسخ: نجوای تاریکی هجرت (whisper of darkness exodus)
مرسی عزیزم |
در انجمن داستانهای بلند نویسندگان جوان |
7 سال پیش |
|
داستان جدید: ویرانی خیال
سلام دوستان. امروز یازده دی ماه 402 هست و تصمیم گرفتم فایلهای قدیمی رو محو کنم. از اونجایی که در حال دوبارهنویسی داستان هستم، و به نظرم نثر و پلات قدیمی کیفیت نداشت، امیدوارم همون خوانندههای انگشت... |
در انجمن داستانهای بلند نویسندگان جوان |
8 سال پیش |
|
آرکا
دوستان من چندین ساله که داستان نویسی رو کنار گذاشتم. بعد مدتها دوباره این داستان کوتاه رو شروع کردم. امیدوارم بتونم تا اخرش پیش برم و از نظرات شما استفاده کنم. قسمت اول ستاره ها از همیشه روشنتر می در... |
در انجمن داستان کوتاه |
7 سال پیش |
|
جلد اول ائون: قیام چشم اژدها (ارائه فصل آخر)
این سری رمان توسط نویسنده استرالیایی، خانم آلیسون گودمن نوشته شده و دو جلد دارد: 1_ قیام چشم اژدها 2_ آخرین چشم اژدها ائونِ دوازده ساله، سالها تحت تعلیم بود. آموزش فشردهی جادوی اژدهایش، مبتنی بر طال... |
در انجمن در دست ترجمههای زندگی پیشتاز |
13 سال پیش |
|
داستان کوتاه: فریاد
این اولین داستان منه پس اگه مشکلی داره به بزرگواری خودتون ببخشید و منتظر نظراتتون هستم. ابرها فریاد می کشیدند، گویی آسمان نیز خشمش را می دید؛ وحشیانه گل را لگدکوب می کرد و در تاریکی شب به سمت قله پیش ... |
در انجمن داستان کوتاه |
7 سال پیش |
|
جلد چهارم افشاگری رایریا: طوفان زمردین (کنسل شده)
افشاگری رایریا مجموعه دوم: خیزش امپراطوری جلد چهارم افشاگری رایریا: طوفان زمردین خلاصه طوفان زمردین: هادرین بلکواتر در جستجوی وارث نوران قدم به ماجراجویی در دریاها و اقیانوسها میگذارد. تنها امیدش ر... |
در انجمن در دست ترجمههای زندگی پیشتاز |
8 سال پیش |
|
جلد سوم قهرمانان المپ:نشان آتنا(ارائه فصل آخر)
خلاصه این جلد: آنابث ترسیده است. درست موقعی که او و پرسی دوباره بعد از شش ماه، به لطف هرا، در کنار هم قرار میگیرند به نظر میرسد که کمپ ژوپیتر خود را برای جنگ آماده میکند. درحالیکه آنابث و دوستانش با آ... |
در انجمن در دست ترجمههای زندگی پیشتاز |
13 سال پیش |
|
پاسخ: باشگاه مترجمپروری
یه بار دیگه تشکر میکنم از تمام دوستانی که توی باشگاه شرکت کردن ((48)) نتیجهی تمام پاسخهایی که دادین، براتون پ.ب شد. اگر هر سوال دیگهای داشتین، خوشحال میشم کمکتون کنم چون اولین تمرین بود، با یه ... |
در انجمن آموزشگاه |
9 سال پیش |