پستهای انجمن که پسندیده شدهاند
|
سرزمینهای ویران (کتاب کامل)
سرزمینهای ویران نام: سرزمینهای ویراننویسنده: مورگان رودززبان کتاب اصلی: انگلیسیزبان فایل دانلود: فارسیفرمت فایل: PDFمترجمین: نگین خرم بخت، امیرکسرا آرمان و عذراتطبیقگران: عذرا، فاطمه، مجید، نگار، ا... |
در انجمن فانتزی |
8 سال پیش |
|
داستان دورگه - کتاب دوم (جلد اول)
با سلامخوشحالم که خداوند عمری دادند و توانستیم دورگه رو به اینجا برسونیم، داستانی که به شخصه بدون انگیزه و علاقه شروع به نوشتنش کردم اما حالا که در حال تکمیل اون هستم نسبت به اون علاقه خاصی پیدا کردم،... |
در انجمن داستان های درحال نگارش |
9 سال پیش |
|
پاسخ: تمرین نویسندگی/داستان کوتاه بسازید
باز هم نمیتوانست کاملا با چنین مهمانی ای کنار بیاید.شب مهمانی، همه چیز خوب پیش رفت، فامیل خوشحال بودند که بالاخره بعد از این همه سال توانستند برادرم را ببیند، و اینکه بعد از مدت زیادی دور هم جمع شده ب... |
در انجمن تمرینات نویسندگی |
8 سال پیش |
|
تمرین نویسندگی/داستان کوتاه بسازید
مهمانی شامی ترتیب دادم برادرم که سال ها از وطن دور بود به کشور بازگشته بود . تمایل چندانی برای دیدن فامیل نداشت تقریبا نوجوانی بودم که او برای گرفتن تخصص سرطان خون به اروپا و بعد از آن به آمریکا شمالی... |
در انجمن تمرینات نویسندگی |
8 سال پیش |
|
پاسخ: تمرین داستان نویسی/جان گاردنر/تمرین ۶
Anobis;31074:سلام بانو یاسی. خوش برگشتید.من موضوع تمرین رو قبلا خوندم و هر وقت وقت می کردم چند خط می نوشتم اما هنوز تموم نشده چون کمی تمرین رو سخت کردید. یهویی چند تا چیز خیلی پیچیده رو داخل یه تمرین ... |
در انجمن تمرینات نویسندگی |
8 سال پیش |
|
تابستان سرد
از نظرش دل شکستن هنر است از نظرم دل شکستن جنایت است رفت...در یک هوای گرم تابستانی که هیچ ابری قصد باریدن نداشتو قرعه به جای دل لرزانم به نام چشمانم افتاده بود تا باران پنهانش نکند و منو کوله خاطرات بی... |
در انجمن دل نوشته و متن کوتاه |
8 سال پیش |
|
تمرین داستان نویسی/جان گاردنر/تمرین ۶
6- یک دیالو گ بنویسید که در آن هر کدام از دو شخصیت رازی را از هم پنهان کنند. رازها را لو ندهید اما کاری کنید که خواننده بتواند آن ها را حدس بزند؛ مثلا دیالوگتان می تواند بین یک زن و شوهر باشد، شوهر به... |
در انجمن تمرینات نویسندگی |
8 سال پیش |
|
وااااای خیلی خوشحالم که انجمن دوباره باز شده
سلام بچه ها:دیچه خبر؟ خوبین؟ خوشین ؟ سلامتین؟اعتراف میکنم که غافلگیر شدم انجمن دوباره باز شدهبا کمال ناامیدی اومدم سری بزنم که دیدم انجمن باز شده:66::107:اما نتونستم دوباره نام کاربری قدیمیمو پس بگیرم... |
در انجمن گفت و گو |
8 سال پیش |
|
و سپس ماه آمد...
بیابان ساکت بود؛ ماه، بزرگ و درخشان، با سفیدی مرگ زایش خاک بیابان را نقره فام کرده بود. اما در دوردست در چهار گوشه بیابان که کوه ها استوار بودند، ابر ها مانع از عبور نور ماه می شدند، بیابان مرکز کوه ه... |
در انجمن داستان کوتاه |
8 سال پیش |
|
پاسخ: قصه های کلاسیک
سه برادر روایت اولیکی بود یکی نبود غیر از خدا کسی نبود. در زمانهای بسیار قدیم سه برادر بودند، از پدرشان فقط یک گاو باقی مانده بود. اوایل فصل زمستان بود و بنا بود که آن گاو را به بازار ببرند و بفروشن... |
در انجمن کتابخانه+دانلود |
8 سال پیش |