Header Background day #25
اعلان‌ها
پاک کردن همه

مرد و خدا

1 نوشته‌ها
1 کاربران
2 واکنش‌ها
1,623 بازدیدها
sat.lotfi70
(@sat-lotfi70)
Reputable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 301
شروع‌کننده موضوع   [#5991]

بر پهنه‌ی دشتی وسیع در نور طلایی یک عصر پاییزی

زیر آسمانی شناور بر ابرهای خاکستری

مردی تنها فریاد می‌زند

فقط اوست و شاخه‌های مرتجع و چشمه‌های یخ و سنگ‌های صیقل‌خورده و چمن‌های خیس و آفتاب نارنجی

و مرد می‌گوید که دیگر تاب بار خود را ندارد

از سرگشتگی خود تعریف می‌کند

و از اینکه نمی‌فهمد چرا نمی‌تواند لبخند بزند

و خدا جوابش را می‌دهد:

تو نیامده‌ای تا به رستگاری برسی

فقط باش

همچون برگ، همچون خاک

فریاد بزن ولی چیزی نخواه

دل‌شکسته باش ولی طلبکار نه

همچون رود، همچون ماه



   
Azi و momo jon واکنش نشان دادند
نقل‌قول