Header Background day #06
اعلان‌ها
پاک کردن همه

قلبم

5 نوشته‌ها
5 کاربران
13 واکنش‌ها
814 بازدیدها
HetiA
(@hetia)
Honorable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 480
شروع‌کننده موضوع   [#3934]

یادت می آید؟

روزی که قلبم را به تو سپردم وگفتم مال تو باشد اما مواظبش باش

تو سرت را تکان دادی و قول دادی که رهایش نمی کنی

گفتی برایت ارزش دارد و مانند صدف مروارید قلبم را حفظ می کنی

گفتی اجازه نمی دهی پوست شیشه ای و حساسش حتی خراشی بردارد

گفتی گنج آسمانیت را که در زمین پیدایش کردی با هیچ چیزی عوض نمیکنی

گفتی هر روز عطر محبت بر روی آن می پاشی

آن را محکم گرفتی و گفتی تمام زندگی توست

پس چرا صدفت باز شد و مروارید در اقیانوس فراموشی گم شد؟

چرا پوستش شکسته و جراحاتی عمیق و جبران نشدنی به جا مانده؟

چرا گنجت را از گاوصندوق بیرون آوردی و به راحتی آن را با اسکناس های سبز معامله کردی؟

چرا زهر نفرت را قطره به قطره به آن تزریق کردی؟

مگر نگفتی تمام زندگی توست؟

چرا حالا هرر روز سر مزارش گریان نشسته ام؟

چرا با دست کشیدن بر نام حک شده اش روی سنگ سرد باورم نمی شود؟

چرا آرام نمی گیرم؟

چه به روز قلبم و عشقش آوردی؟



   
رضا، mtaheri347، the ship و 6 نفر واکنش نشان دادند
نقل‌قول
sheyton.divane
(@sheyton-divane)
Famed Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 2544
 

خدایی خیلی قشنگ بود!

متاثر شدم واقعا!



   
HetiA واکنش نشان داد
پاسخنقل‌قول
فسیل
(@smhmma)
Famed Member
عضویت: 7 سال پیش
نوشته‌ها: 3077
 

خیلی خوب می نویسی هستی افرین افرین دخترم



   
HetiA واکنش نشان داد
پاسخنقل‌قول
shery
(@shery)
Honorable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 514
 
هستی جان خیلی متنات قشنگه واقعا به دل میشینه

بازم منتظر کار های قشنگ ازت هستم .

تالارگفتمان 1

تالارگفتمان 2



   
HetiA واکنش نشان داد
پاسخنقل‌قول
رضا
(@avenjer)
Noble Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 1242
 

قشنگ بود لذت بردم

تشکر



   
HetiA واکنش نشان داد
پاسخنقل‌قول