
از هنگامی ک خداوند مشغول خلق زن بود شیش روز میگذشت. فرشته ای ظاهر شد و گفت: چرا این همه وقت صرف این یکی میفرمایید؟ خداوند پاسخ داد: دستور کار اورا دیده ای؟
باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، ک همگی قابل جایگزینی باشند، باید بتواند با خوردن غذای شب مانده کار کند. دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جای دهد، بوسه ای داشته باشد ک بتواند همه دردهارا، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته را درمان کند. او میتواند هنگام بیماری خودش را درمان کند، یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند.
فرشته نزدیک شد و به زن دست زد و گفت: اما پروردگارا او را خیلی نرم آفریدی.
خداوند : بله نرم است اما او را سخت هم آفریده ام تصورش را هم نمیتوانی بکنی ک او تا چه حد میتواند تحمل کند و زحمت بکشد. آنگاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد و گفت اشک برای چیست؟
خداوند گفت: اشک وسیله ایست برای ابراز شادی، اندوه، درد، ناامیدی...
فرشته متاثر شد و گفت: زن ها قدرتی دارند ک مردان را متحیر میکنند.
خداوند گفت: این مخلوق عظیم فقط یک عیب بزرگ دارد
فرشته گفت: چه عیبی؟
خداوند فرمود : پارك دوبل بلد نيست"
فرستنده : ادوارد جیمز کنوی
منبع : 4جوک
نتیجه اخلاقی: پارک دوبل از غذا مهم تره... 
این کنوی رو 10 ساعت بدون غذا بذارن میاد توبه میکنه... -_-
آخه غذااااااااااااا!!
غذااااااااااااااااااااااااااااااا! ((17))((6))((64))
اولاش جالب بود و احساسی...
ولی عاخرش -__-
معلوم نیس چه گیری دادین به پارک دوبل ما خانم ها
شما برین مشکل سربازی و دانشگاهتون رو بر طرف کنین
پارک دوبل پیشکش
)
این متن رو من سال ها پیش خوندم آخرش این جور تمام می شه
او قدر خود را نمی داند .
زیاد جالب نیست برای خندیدن اشرف مخلوقات رو مسخره کرد .
متن قشنگي بود
مي تونستي بيشتر روش كار كني
ايده هاي جالبي بهم داد،تو دفترچم ياد داشت مي كنم
تا جایی که من یادم میاد ادوارد کنوی دریا نورد بوده ها!؟ولی حالا فهمیدم داستانم مینویسه((231))((3)):suspicious: