Header Background day #12
اعلان‌ها
پاک کردن همه

معنی پرواز

2 نوشته‌ها
2 کاربران
6 واکنش‌ها
793 بازدیدها
Leyla
(@leyla)
Famed Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 2523
شروع‌کننده موضوع   [#1845]

مرد ثروتمندی در یکی از شهر ها زندگی می کرد که همسر مرحومش به او دو بلبل زیبا هدیه کرده بود. یکی از آنها جوجه و دومی بالغ بود و از همان روز اول شروع کرد به آواز خواندن و پرواز کردن، اما بلبل دوم که تازه می خواست بالغ شود اگر چه به زیبایی آواز میخواند، اما پرواز نمی کرد و از روی همان شاخه ای که روز اول بر آن نشسته بود، تکان نمی خورد.مرد ثروتمند خیلی تلاش کرد بلبل نوجوان را به پرواز در بیاورد، اما موفق نشد. او حتی از بزرگترین متخصصان پرندگان کمک گرفت، اما هیچ کس نتوانست بلبل را به پرواز در بیاورد. مرد ثروتمند سپس در نشریات و تلویزیون آگهی داد که هر کس بتواند بلبل را به پرواز در بیاورد، یک اتومبیل به او هدیه می دهد.کارشناسان زیادی آمدند و رفتند، اما هیچ کدام موفق نشدند. تا اینکه یک روز پیرمردی کشاورز به باغ رفت و ساعتی بعد معلوم شد که بلبل دوم پرواز می کند. صاحب باغ به وعده اش عمل کرد و یک اتومبیل گرانقیمت به پیرمرد داد اما به او گفت: اگر راز پرواز بلبل را به من بگویی یک خانه هم به تو می دهم!‏

پیرمرد خندید و گفت:قربان رازی در بین نیست، من وقتی فهمیدم این بلبل هنگام جوجه بودن به باغ شما آورده شده،فکر کردم و امروز آمدم و شاخه ای را که او رویش نشسته بود با اره قطع کردم، بلبل وقتی دید داره به زمین سقوط می کند،شروع به بال زدن کرد و تازه فهمید که پرواز کردن چه معنی دارد!

مرد ثروتمند از ذکاودت پیرمرد کشاورز خوشش آمد و خانه ای بزرگ به او هدیه داد.

.

.

.

.

گاهی وقتا آرزو می کنم کاش یکی شاخه های ما رو ببره...



   
sheyton.divane، ELENOOR، azam و 1 نفر واکنش نشان دادند
نقل‌قول
Percy Jackson
(@emad-percy)
Noble Member
عضویت: 7 سال پیش
نوشته‌ها: 1406
 

خیلی قشنگه

ولی حیف کسی نیس شاخه ی ما رو ببره. باید با نوک خودمون بندازیمش



   
azam و Leyla واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول