اینو از یه جا دیگه دزدیدم منبع بزارم دزدیم حلال باشه : sadsadaf
نمیدونم نظرتون در موردش چی باشه، شاید حتیبه نظرتون واسه فضای سایت مناسب نباشه اگه میدونین خوب نیست ( مدیریت ) حذفش کنین!
من حال نداشتم دقیق فکر کنم برا سایت خوبه یا بد ( در نظر اول خوب بود پس خوب است ) گذاشتمش!
به صورت مکالمه تلفنی بخونید
پسر جوان: سلام حاج آقا، ببخشید مزاحم شدم. میشه یه سؤال خاص بپرسم؟
حاج آقا: سلام عزیزم، بپرس.
پسر: دوست دختر اشکال داره؟
ح=نه خیلی هم خوبه. اگه دختر خوبی سراغ داری از دستش نده.
پ=حاج آقا جدی میگم، درست جواب بدید.
ح=منم جدی میگم اصلاً خدا جنس دختر و پسر رو برای هم جذاب آفریده که به هم علاقهمند بشن و از هم لذت ببرن.
پ=پس من با مجوز شما فردا میرم با یک دختر دوست میشم ها، ok؟!
ح=خیلی خوبه، اگه لازم شد خودمم کمکت میکنم.
پ=ایول حاج آقا ، دمتون گرم، اصلاً فکر نمیکردم اینقدر پایه باشین!
ح=حالا کجاشو دیدی! البته اگه میخوای با مجوز من بری، لطفاً همون جوری که من میگم اقدام کن.
پ=چشم حاج آقا ، خیلی با حالی!
ح=حالا کسی رو هم سراغ داری برای خودت؟
پ=راستش یک نفر هست که ازش خوشم اومده.
ح=به به مبارکه. پس زود باش که طرف از دست نره!
پ=چه کار کنم؟ خودتون گفتید همه اقدامات با هماهنگی شما باشه!
ح=تلفن بزن به خونه طرف و با مادرش یا پدرش قرار خواستگاری رو بذار، در مورد نوع و رنگ دسته گل خواستگاری هم میتونی از سلیقه خیلی خوب من استفاده کنی!
پ=حاج آقا سر کارمون گذاشتی؟! من فقط میخوام باهاش دوست بشم. نه عشقی در کاره و نه ازدواج. مثل یک دوست.
ح=یعنی چه جوری؟
پ=مثل همه دوستای دیگهام.
ح=پسرا؟
پ=بله.
ح=یعنی اصلاً جنسیت در کار نیست؟
پ=نه باور کنید اصلاً نیست. فقط یک رابطه عاطفی و دوستانه است. برای مثلاً درد دل کردن و...
ح=باور میکنم البته در یک صورت.
پ=چی؟
ح=این دوست رو که فقط برای عواطف و دوستی میخوای و توجهی هم به جنسیتش نداری از بین پسرها انتخاب کنی.
پ=آخه نمیشه که...
ح=چرا نمیشه اتفاقاً چون پسر هستن بیشتر هم درکت میکنن.
پ=نه حاج آقا دختر خیلی عاطفیتره!
ح=پس جنسیت هم مهمه!
پ=یعنی میخواین بگین من قصدم شهوترانی با دختر مردمه؟!
ح=نه عزیزم فقط میخواستم بدونی و بدونم که اون چیزی که تو میخوای فراتر از یک دوست معمولیه، چیزی میخوای که به خصوصیات زنانه و دخترانه مربوط میشه و توی پسرها پیداش نمیکنی و مطمئن هستم تمایل جنسی به معنای خاصش منظور تو نیست. درسته؟
پ=بله
ح=پس حالا از اول بپرس تا جواب بدم.
پ=دوستی با دختر بدون دید جنسی و شهوت اشکال داره؟
ح=جواب چه جوری میخوای؟ شرعی؟ عقلی؟ روانشناسی؟ اجتماعی؟ و...
پ=یک جواب میخوام که قانع بشم، آخه خیلی از همکلاسیام دوست دختر دارن و به نظر میاد هیچ مشکلی ندارن و من احساس کمبود دارم. آخه من که نمیفهمم چند دقیقه در روز پیامک زدن و چند دقیقه صحبت با یک دختر چه مشکلی برای من میتونه ایجاد کنه؟
ح=نظر خودت چیه؟
پ=نمیدونم واقعا گیجم. از یک طرف خیلیها رو میبینم که اینجور رابطه رو دارن و هیچ مشکلی هم ندارن و از طرفی خیلیها هم که آدمهای باسوادی هستن و من قبولشون دارم با این کارها مخالفن. ولی واقعاً نمیتونم قبول کنم که خدا از لذت بردن من که به هیچ کسی هم آسیب نمیزنه ناراحت بشه.
ح=به نظرت کی میتونه حرف آخر رو بزنه؟
پ=شما بگید.
ح=اگه تو یک وسیله برقی گرون قیمت و حساس بخری، از کجا میفهمی که چهطور باید ازش استفاده کنی که آسیبی نبینه و بهترین کارآیی رو داشته باشه؟
پ=از کاتالوگش
ح=کاتالوگش رو کی مینویسه؟
پ=کارخونه سازندهاش
ح=وقتی تو اون جنس رو خریدی و پولش رو دادی، چه دلیلی داره که کارخونه تو رو امر و نهی کنه و از بعضی استفادهها منعت کنه و تو چرا باید به دفترچه راهنمایی که کارخونه نوشته عمل کنی؟
پ=سودش به خودم میرسه چون اگه به دفترچه عمل نکنم خودم ضرر میکنم.
ح=قبول داری که دستورات سازنده هر وسیله در واقع دستور به تونیست بلکه خبر دادن به تو از یک واقعیتهایی درباره وسیلهای هست که مالکش هستی؟
پ=بله کاملاً
ح=پس ببین نظر سازندهات چیه. هر جا خدا میگه این کار واجبه یعنی برای اینکه جسم و روحت بهترین کارآیی و کمترین آسیب رو داشته باشه این کار ضروریه و اگه میگه این کار حرومه یعنی این کار باعث آسیب به جسم یا روحت میشه. وگرنه خدا نه فقط از لذت بردن انسان از جنس مخالفش ناراحت نمیشه بلکه همون جوری که گفتم، اصلاً مرد و زن رو برای هم جذاب آفریده که از هم لذت ببرن.
پ=پس به نظر شما هم این کار اشکال داره؟
ح=به نظر من، نه. به نظر سازنده من و تو.
پ=میشه بگین چه ضرری داره؟ آخه من که فقط یک رابطه عاطفی و دوستی میخوام!
ح=البته رابطهای که فقط با یک جنس مخالف حاصل میشه.
پ=اگه خدا این دوستی رو منع کرده پس به این نیاز من چه جوابی میده؟
ح=ازدواج.
پ=حالا کو تا ازدواج؟!
ح=بله قبوله که فاصله بلوغ جنسی تا ازدواج خیلی زیاده اما اگه میخوای از ازدواجت لذت کامل رو ببری باید این دوره محرومیت رو تحمل کنی.
پ=چه ربطی داره؟ این دوستی برای ارضای عواطفه و ازدواج برای ارضای خیلی چیزای دیگه. من تا زمانی که بتونم ازدواج کنم با یک نفر دوست هستم که آرامش داشته باشم.
ح=یعنی بعد از ازدواج آرامش نمیخوای؟
پ=چرا.
ح=از همسرت یا باز هم از یک دوست دیگه که کسی غیر از همسرت باشه؟
پ=نه دیگه، ما از اوناش نیستیم. اون موقع فقط همسر.ح=اصطلاح بیسکویت قبل از غذا رو شنیدی؟
پ=منظورتون چیه؟!
ح=یک روز مثلاً ساعت ۱۲ ظهر میری خونه و گرسنهای اما به دلایلی قراره ساعت یک غذا بخوری. اگه تا قبل از غذا بخوای یک کیک یا بیسکویت یا شیرینی یا... بخوری، مامانت چه عکسالعملی نشون میده؟
پ=میزنه توی سرم و میگه یک کم جلو اون شکمتو بگیری نمیمیری که! صبر کن یه ساعت دیگه غذا میارم.
ح=مامانت از گرسنگی تو لذت میبره یا از خوردن تو ناراحت میشه؟
پ=هیچکدوم. فقط میخواد اشتهام کم نشه و غذام رو با لذت و کامل بخورم.
ح=دوست دختر قبل از ازدواج هم حکم همون بیسکویت قبل از غذا رو داره! هر قدر ازش لذت ببری به همون مقدار از لذت ارتباطت با همسرت کم میشه حتی اگه این لذت بردن فقط در حد حرف زدن باشه. یا دست دادن یا...
پ=تا حالا این جوری نگاش نکرده بودم.
ح=یک جمله هم بگم شاید خیالت راحتتر بشه. امیرالمومنین(علیه السلام) میفرمایند: برای هر کسی مقدار خاصی روزی مشخص شده (که البته راههایی برای افزایش اون هست) و اگه کسی بخواد از راه حرام به روزی بیشتری برسه، به همون مقدار از حلالش کم میشه. لذت هم یکی از روزیهای ماست اگه قراره تو در عمرت ۱۰۰ واحد لذت ببری، میتونی همهش رو از همسرت ببری و میتونی ۱۰ یا ۲۰ یا ۵۰ تاش رو از بیسکویت قبل از غذا ببری و بقیهاش رو با همسر آیندهات. به نظرت تو کدوم حالت زندگیت گرمتره؟
من کاملا به دوست معمولی اعتقاد دارم. مثل دوست پسرای دوستاتون یا یه اکیپ دختر پسری که با هم دوستن. یا حتی همکارا و پسرای فامیل. بستگی به خود آدمشم داره. آدم میتونه هر نوع رابطه ای بدون ایجاد علاقه و احساس داشته باشته.
دوستان من با متن این پست موافقم میدونید وارد شدن یه دختر و پسر در فضای صحبت وارد شدن
به یه محیطی است کاملا بسته و چیزی که رد و بدل میشه خیلی بیش از صحبت های عادی است
ممکن است پسره بیاد بگه یعنی اگر من به فلان دختر فقط روازنه حرف بزنم یا پیام بفرستم
دنیا و آخرتم خراب میشه؟مگه داریم مگه میشه؟(به به سجع دار هم شد)
ببینید دوستان دخترها راجع به پسر ها واقعا هیچ چیز نمیدونند همون طور که پسرها هیچی
راجع به دختر ها نمیدونند.
اگر قرار است دوستی بین دختر و پسر برقرار بشه چه بهتر در شرایطی که از پیش تعیین شده
صحیح است یعنی ازدواج متأسفانه پدر و مادر های ما فکر میکنند بماند که در بین خودمون هم
کم نیست این طرز تفکر که ازدواج یعنی باید خونه و ماشین و کار حتما برای پسر جور باشه
و دختر هم باید حتما جهیزیه آماده کرده باشه و آماده رفتن به خونه بخت بشه من فکر کنم
این اشتباه است.
چی میشد این دختر و پسری که به نظرشون همدیگه را دوست دارند عقد بکنند ولی به جای اینکه
حتما بروند خونه خودشان همونجوری رفتار کنند که یه دوست پسر و دختر معمولی در جامعه
رفتار میکنند،یعنی پیام بدهند به همدیگه ، حرف بزنند یه شب این خونه اینا باشه یه شب اون خونهی
اونا باشه اینجوری هم زمینه گناه فراهم نشده و هم به،این نیاز طبیعی پاسخ دادت میشود.
با سلام
من حال نداشتم همه ی پست های قبل رو بخونم به همین خاطر فقط نظر خودم رو میگم
به نظر من اگر تو با یه دختر همون جوری دوست هستی که با یکی از رفقای نه چندان صمیمی خودت این دوستی اشکال نداره
ولی دوستی صمیمی با جنس مخالف به سمتی میره که شاید بعدا رو روابطی که با همسرمون داریم تاثیر بذاره(اگه با اون ازدواج نکنیم)
ولی به نظرم قبل از دوستی با هر کس آدم باید هدفش رو از دوستی مشخص کنه و از اون جلوتر نره
اگه من با یه دختری تو محل کار همکار بشم و روابطمون فقط کاریه دلیلی نداره که صحبت هایی که سر یه پروژه داریم رو تو یه کافه به هم بگیم
به نظرم کلا بهتره حد ومرز ها مشخص و واضح باشه که نه من دور ورم داره نه طرف مقابل
قطعا صحبت با پسر یا دختری کبرای ما نا محرم حساب میشه اگر در چارچوب باشه اشکالی نداره
منظور از دوستی یعنی رابطه داشتن و حدو حدود و حسابنکردن و ی جورایی همونی میشه ک حاج اقا گفت!
مثلا پسری ک تا قبل از اون با چندین دختر جورواجور ارتباط عاطفی داشته وقتی ازدواج میکنه دگ رضایت کاملو ممکنه از همسرش نداشته باشه
خوب قطعا هر ادمی متفاوته هر کسی ی خصوصیتای خوبی داره و ی سری خصوصیتای بد
پسر ممکنه فک کنه ک مثلا فلان دوس دخترم ب درد و دل من گوش میداد و هر موقع من ناراحت بودم اونم ناراحت میشد ولی همسرم ب اون اندازه احساساتی نیست و یا مثلا چهره فلان دوست دخترم خوب بود ولی چهره همسرم ب دلم نمیشینه
قطعا همین بهانه گیریا ک سررشته ش دوستی و رابطه غیر شرعیه منجر ب خیلی دعوا ها و حتی طلاق در خیلی از خانواده ها میشه
خدا هر چیزیو گفته قطعا برای ما مفید بوده اون هیچ وقت ضرر بندگانش رو نمیخاد که
مثالی ک زدم بالعکس هم هست ها
ینی در مورد دخترا هم همینطوره
ما اگر بتونیم یکم جلوی خودمونو بگیریم و در چارچوب عمل کنیم حتما زندگی اینده مون سالم و پرباره انشاالله
والا من تخصصی در زمینه ازدواج و بیسکوییت قبل از ازدواج ندارم!
اما چند استدلال مطرح شده، یک نکته مهم در دوست پیدا کردن، شخصیت اون فرد مورد نظر است، خیار که نیست که بگوییم اینو ولش کن می رویم چند تا آبدارش را جدا می کنیم! فرضا دوست مونث ما شخصیت و ویژگی هایی داشته باشد که در هیچکدام از دوست های مذکر ما وجود نداشته باشد، ان وقت چه کنیم؟ وقتی ما می خواهیم با کسی دوست شویم، حتما ویژگی داشته که برای ما با ارزش بوده، علاوه بر این هر دوستی با جنس مخالفی لزوما دوستی جنسی نیست، مثلا ممکن است دوست مونث شما شاگرد اول کلاس است، یا دوست مذکر شما متخصص کامپیوتر است، نکته دوم این قضیه دستور العمل یا کاتالوگ است، این قضیه وقتی کار می کند که شما خدا را قبول داشته باشید، ان هم نه هر خدایی بلکه خدای یک دین خاص، از یک مذهب خاص و یک شاخه آن مذهب خاص و در نهایت یک تفسیری از آن شاخه ی آن مذهب خاص! به عنوان مثال ما مفهومی به نام صیغه موقت داریم! نیازی نیست که تا از کسی خوشمان امد، برویم ازدواج کنیم، نکته سوم هم این مثال پیش غذا و ازدواج خیلی مناسب نیست به نظر من، بله اگر قبل از غذا خوراکی بخورید، فرقی نمی کند که چه خوراکی، اشتهای شما کم خواهد شد و شاید ناهار کامل نخورید، این مسئله اثبات شده است ولی من به شخصا مطمئن نیستم که آیا دوست دختر داشتن قبل از ازدواج لزوما لذت ازدواج را کم می کند؟ چنین چیزی واقعا تحقیق شده است؟ متخصصین تغذیه میزان کالری را اندازه گیری می کنند، ایا ما میزان لذت قبل و بعد ازدواج را اندازه گیری و مقایسه کردیم؟ تازه مقایسه صبر برای ازدواج با صبر برای نهار هم مناسب نیست، ممکن است شرایط ازدواج تا ده ها سال مهیا نشود (بنا به دلایلی) ایا حق نداریم بگوییم اینطوری عمر ما تلف می شود؟ مثلا اگر مامان ما نهار را دو هفته عقب اندازد چون شرایط مهیا نشده، ما از گشنگی خواهیم مرد!((207)) در نهایت هدف از غذا خوردن سیر شدن است و تفاوتی نمی کند که شما با نهار سیر شوید یا با خوراکی، اما ایا در مورد ازدواج و دوستی با جنس مخالف هدف صرفا یکی است؟ و ان هم لذت بردن؟
حدیثی هم که گفته شده، بسته به این دارد که بالاخره دوستی قبل از ازدواج در هر صورتی کاملا حرام است؟ من هنوز قانع نشدم که این تفسیر از حرام و حلال درست است؟ مثلا قضیه صیغه موقت چیست؟ ایا می توان به عنوان جایگزین ازدواج استفاده کرد؟ اگر بله که دیگر نباید حرام باشد، و مشمول حدیث نمی شود، به علاوه اگر واقعا هر نوع دوستی قبل از ازدواج حرام است، چطور می خواهید بدون گناه با همسر آینده خود آشنا شوید!؟ به نظر، در هر حال درجه ای از آشنایی قبل از ازدواج، برای خواستگاری نیاز است. حتی خیلی کم!
سلام
یک دلیل
این همه تفاوت در نظرات دلیل خیلی روشنیه و اون به تعریف ما از دوستی برمیگرده. هرکس باتوجه به افکار وعقایدش و قطعا تحت تاثیر اطرافیانش و رسانه هایی که باهاشون در تماسه یه تعریف مشخص با حد و حدودی از دوستی مدنظرشه .برای اینکه بگیم دوستی باجنس مخالف خوبه یا بد اول باید معیار خوب یا بد بودن رو تعریف کنیم بعد دوستی حدود و نوعش رو تعریف کنیم و نهایتا تصمیم بگیریم. برای ادمی که براش چهارچوب مشخص شده و منطقی و قانون منده راحت میشه بیان کرد دوستی با جنس مخالف از طرف خدا در دین و آیین مختلف نهی شده(خدایی ک تو قران میگه ای زنان مومن طوری صداتونو نکشید و با ناز حرف نزنید که اونها ک در قلبشون بیماری هست به طمع بیفتن...یا میفرماید ای زنان و مردان باایمان نگاهاتونو فروهشته دارید و پاک بمونید...نظرش در مورد ارتباط با نامحرم مشخصه جدا از اینکه حدیث هم داریم و مسایل اخلاقی رو بیان میکنن و حتی در دین مسیح حضرت عیسی ک میفرماید اگر میتوانی حتی به لباس زن نامحرم نگاه نکنی، چنینی کن...)
اما این دوستی به چه معنیه! ببینید ارتباط دختر و پسر بدون هیچ تعهد و حد و مرزی از نظر دین و اخلاق انسانی رد میشه چون این وسط خود ادما ضرر میکنن. اما اگه بگیم خب یه دختر و پسر فقط صرفا باهم دوست باشن تنها جایی نرن به هم نزدیک نشن و هیچ حس خاصی هم این وسط نیست، خب چرا خودتو اذیت میکنی برو باهمون هم جنس خودت دوست شو ، مگه اینکه یه مسئله متفاوت مطرح باشه!
خب اینکه تو با دوست جنس مخالف حس متفاوتی داری درمقایسه با دوست هم جنست، بخاطر تفاوت دختر و پسره همین جاذبه ست که دردسر ساز میشه اگه تعهد و انصاف رعایت نشه، اگرم تعهد و انصاف وعلاقه رعایت بشه خو همون ازدواج یا صیغه محرمیت میشه که حرفش جداست دیگه دوستی بهش نمیگن!
معیار خوب یا بد بودن یک کار در دین ، حکم خدا و شیوه ی رفتار پیامبران خدا در زندگیشونه که اماما برامون شرح دادن و تو کتب اسمانی تحریف نشده ، هم هست مشخصه.
خب اگه یه نفر بی دین بیاد بگه که اعتقادی نداره و بخواد معیار خوب و بد رو تشحیص بده میاد سراغ ارزشها و اخلاق اما اگه در جامعه فساد و بی بندو باری ارزش و خلق عادی مردم شده باشه چی؟
اینجا نمیشه ملاک ومعیار سالم حق رو از باطل تشخیص داد.
خب وقتی یه دختر و پسر تو دانشگاه هم کلاسن نمیشه بگی دوست چون همکلاسن وقتی باهم همکارن هم همینطور و وقتی ما میاییم اینجا نظر میدیم و برای هم ارزوی موفقیت میکنیم که به این دوستی دختر و پسر نمیگن
تعریفتون از دوستی باید مشخص کنید.
اینکه یه دختر و پسر نامحرم مدام باهم در ارتباط باشن بی هیچ تعهدی و صمیمی میشن کم کم و اخرش هم معلوم نیس چی میشه و کمترین ضربه اش مصرف کردن احساس و وقت هم مثل یه کالاست و بعد رها کردن هم...
این از نظر روانشناسی ثابت شده که دختر وپسر نمیتونن صرفا باهم دوست باشن مثل دو دوست هم جنس...
اینجور افکار و عقاید هم تلقین فرهنگهای دیگه ست به ما، ما خودمون فرهنگ و سنت و دین داریم ما ملتی با تاریخ پر بار هستیم نباید بذاریم شرق و غرب به ما بگن چطور زندگی کنیم....
علیکم السلام! ((206)) بله مسلما تعریف هر کسی از دوستی فرق می کنه، در مورد اینکه مشخص است نظر خدا، من فکر نمی کنم، در قران توصیه های اخلاقی وجود دارد که موردی است و در احادیث هم شک و شبهه وجود دارد نسبت به صحت حدیث باید یک نفر عالم حدیث را تایید کند! به علاوه شرایط فعلی با صدر اسلام بسیار متفاوت است، در مورد بقیه ایین ها نمی دانم و گمان نکنم بحث محرمیت در اکثر ایین های دیگر وجود داشته باشد، اما فرض کنیم که هست و ملت مسیح رعایت نمی کنند برای پیشرفت بحث! سوال من اینکه این دوستی با جنس مخالف غیر اخلاق است چون خدا گفته یا چون واقعا مضره؟ اگر فرصا خداوند بگوید دوستی با جنس مخالف مجاز است، ان وقت ایا دیگر غیر اخلاقی و فساد و بی بند باری نخواهد بود؟ قضیه صیغه موقت هم همین است اگر رابطه بین دختر و پسر فساد می آورد چرا صیغه موقت وجود دارد؟ این صیغه موقت در واقع بدون تعهد است، ایا واقعا نفس این رفتار مضر است یا به نظر نفس دوستی مضر نیست اما منع این دوستی درخواستی از طرف دین هست، یعنی شما ارتباط با جنس مخالف را بر خود حرام می کنید تا تعهد خود را به دین نشان دهید، به خاطر همین وقتی این دوستی تحت لیسانس محرمیت باشد دیگر همه ی مشکلات اخلاقی حل می شود! این دیگر ربطی به اخلاقیات و مضر بودن ندارد. من البته نمیدانم از نظر روانشناسی دوستی جنس مخالف ممکن است یا خیر، ولی چه اشکالی دارد که ممکن هم نباشد؟ شما با یک نفر جنس مخالف دوست می شوید و فرضا او با شما مثل کالا بر خورد می کند، خوب دوستی را متوقف می کنید! مانند ازدواج که بعدا به طلاق می رسد. من اصراری ندارم اگر کسی فکر می کند، حتما باید محرم باشند، خوب محرم شوند! اما من اعتقاد دارم این میل به دوستی فطری و جهانی است و متعلق به فرهنگ "ما" و" ان ها" نیست، درسته که فرهنگ ما هم تحت تاثیر شرق و غرب بوده است مانند همه فرهنگ ها ولی هنوز من دلیلی نمی بینم که چرا این نوع دوستی منع شده است؟ به غیر از اینکه چون گفتند خداوند امر کرده در دین ما، به نظر این دوستی ها همواره اتفاق می افتد و موردی هم ایجاد نمی کند. اگر شما شرایط را رعایت کنید می ماند فقط یک کسب اجازه از طرف دین.((221)) اما مشکل این است که پروسه ازدواج بسیار طولانی و مشکل است و دوستی های مردم کوتاه و سریع! به نوعی این دردسر وجود دارد که آدم سریعا نمی تواند تا با کسی دوست می شود، برود ازدواج کند بخاطر همین جوانان دوست باقی می مانند، تازه نهاد ازدواج هم مشکلات خودش را دارد! فرضا علاقه و احساس عاطفه شما از دوستی فرا تر رفت و به حرف حاج اقا گوش داده و زود ازدواج کردید، اما این علاقه غالبا از روی احساسات هست و ممکن است بعد از 6 ماه احساس شما تغییر کند! حال راه حل چیست؟ شاید اصلا چند روز بعد از ازدواج شما عاشق شخص دیگری بشوید! و متوجه شوید که تازه عشق خود را پیدا کردید! ان موقع شما یا باید بر خلاف میل خود به زندگی ادامه دهید که این بر خلاف وظیفه اخلاقی در ازدواج است و یا باید خیانت کنید که این هم برخلاف وفاداری در ازدواج است، در نتیجه یا باید کار به طلاق واقعی بکشد که خیلی مشکل است و یا به طلاق عاطفی برسید که ناراحت کننده است، به نظر من راهش ساده کردن ازدواج است تا نه سیخ بسوزد ( حکم خدا نقض شود) و نه کباب بسوزد! بخاطر همین صیغه موقت را مثال می زنم! ولی متاسفانه جو جامعه دید منفی نسبت به این راه حل دینی دارند و نمی دونم چرا نمی پذیرند.
شما یه بحث اعتقادی مهم باز کردید. ببینید وقتی خداوند یکتا و حکیم کاری رو انجام میده مثلا دستوری به ما میده و یا ما رو از انجام گناهی باز میداره جدا از دلیل دانایی بر همه چیز و حکمتش یک مسئله ی روشن وجود داره اونهم اینه که چون ماهیت یک عمل زشت و پلید (مثل قتل)، بد و مضر برای خود ما و به تبع آن برای دیگران بد است، خداوند ما را از انجام آن کار باز میداد. و یا در یک عمل خوب (مثل احترام به والدین) چون ماهیت آن عمل خیر و برکت برای ما و دیگران است ، خداوند به آن عمل ما رو توصیه میکنه. یعنی وقتی کاری بد و مضره خدا مارو باز میداره نه چون خدا میگه بده صرفا ما میپذیریم. و یک کار خوب چون ماهیت خیر و پاکی داره خدا میگه انجام بده و ما میپذیریم حتی اگه دانشمون به اونجا نرسه که دلیلش چیه، ولی به خالقمون اعتماد می کنیم. نه چون خدا میگه این کار رو بکن خوبه صرفا!
خدا تاکید کرده از عقل و دین باهم بهره ببریم. و این جامع بودن دین اسلام را از ابعاد مختلف روشن میکنه.
و اگر شما مطالعه دینی داشته باشید حداقل همین قران ، متوجه میشید صراحتا نکته های اخلاقی در قران اومده و بشر به رعایتشون سفارش شده. اینجا یکی از ضرورتای وجود امام واضح حس میشه که شیوه ی درست زندگی کردن رو برامون شرح بده و از قران تفسیر کنه!
یک دلیل نادرست و مضر بودن دوستی با جنس مخالف رو خودتون مطرح کردید. اونم تنوع طلبی و بی بندوباری جنسیه!
ببین وقتی یه دختر و پسر صرفا دوستن باهم هرلحظه بخاطر هوس ممکنه همو رها کنن و سراغ دیگری برن و این همون بی بندوباریه که انواع بیماری های جسمی و روحی رو رواج میده ویه دلیل تاخیر ازدواج همینه وقتی نیازای یه دختر و پسر توخیابون حتی اگه شده ناقص برطرف بشه خب نمیرن ازدواج کنن و تشکیل خانواده بدن و به هم متعهد باشن و نسل بشر به طور سالم گسترش پیداکنه!
این بحث صیغه موقت که شما مدام مطرح میکنی چون بنده اطلاعی در این زمینه ندارم نظری نمیدم. چون ادم چیزی که نمیدونه درموردش نظر نده بهتره! لااقل حرف بیخود نمیزنه
خب منم موافقم باشما که باید ازدواج آسون بشه و روندش ساده بشه و سرعت بخشیده بشه ،این چیز خیلی خوبیه از سن پایین هم شروع بشه اشکال نداره کما اینکه الان تقریبا داره همینطوری میشه(سن ازدواج اومده پایین)
اما در مورد آشنایی پیش از ازدواج و محرمیت که گفتید. خب چه اشکال داره دختر و پسر قبل از ازدواج بیشتر آشنا بشن ؟کسی اینو نگفته که حق ندارن! ولی باید تحت اطلاع و نظر کلی خانواده ها باشه و اگر حس کردن نیازه بیشتر معاشرت کنن و زمان بیشتری طول بکشه چه اشکالی داره برا مدتی محرم باشن که بهش همون نامزدی میگن !
اینطور همون رفتارها و کارها و معاشرت هایی که در دوران نامزدی انجام میشه بازم انجام میشه منتهی اون تعهد و ضرورت دینی هم رعایت میشه!
اما حرف جدایی که مطرح شده، دوستی صرفا جهت سرگرمی و وقت گذرونی دختر و پسر تهش همون بی بندو باری و هوسرانی میشه که غالبا دخترا آسیب بیشتری میبینن این وسط. این ازنظر دین و اخلاق انسانی مشکل داره دلیلش واضحه! و البته همونطور که گفتم همین دوستی ها یکی از عوامل مهم تاخیر ازدواجه!
خوب سلام
ببینین اول از همه ماها چیزی رو باید یاد بگیریم که خیلی وقته نمی دونیمش و همین ندونستنامونه که مارو خرافه ای بار میاره... دین یعنی چی اصلا؟ مگه غیر اینه که روش زندگیه؟؟ خدا کتالوگ داده برای زندگی بهتر... اما ما ی دستور عملی داریم که داره طرز کار وسیله ای رو نشون میده که اولن خیلی قدیمیه و دومن فرهنگ و سطح شئور و این جور چیزاش با ما یکی نیست... ببینین می دونم منظورمو واضح نرسوندم ولی اگه واضح بخوام بگم این طوری مییشه... قرآن چهار هزار سال پیش اومده و برای یه قوم نفهمی که نقره رو از فلور تشخیص نمیدادن. . . برای اونایی که اصلا عقل نداشتن در نتیجه تمام کار هایی که به نفعشون بوده رو هرچی با دلیل و منطق براشون توضیح می دادی که انجامش بدن نمیفهمیدن که نمیفهمیدن... در نتیجه ما به جهنم و عذاب و اینا واصل شدیم... اگه این کارو نکنینی میری جهنم... اون کارو نکنی عذاب می کشی... این کارو بکنی از موهات آویزون میشی

سوال اصلیم از هرکسی که میگه اینا حقیقت دارن اینه: حس مادری داشتی تاحالا؟ نه اصلا نداشتی مادر که داشتی... حسشو درک نکردی مطمئنن اما از دور که دیدی چی کار که برای بچش نمی کنه در صورتی که اون فقط مادره کسی ک فقط موضف بوده ازت مراقبت کنه کسی که تو درواقع مطعلق به اون نیستی... مامانات میگیره به خاطر کار بدی که انجام دادی شکنجت کنه؟ فوقش تنبیهت میکنه که اونم از سر دلسوزی و نمونش راجع به خدا هم همون چوب خداست که صدا نداره...
یسری از دوستان آدمی زا هم هستن که اگه نفرین نشن عذاب نکشن عدل خدا میره زیر سوال اما عایا واقعن اگه شما حجابتو رعایت نکنی و یه دوستی مختصری هم با یه پسری دختری داشته باشی شکنجه میشی نمیری بهشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و فکر می کنم شکنجه ی همون کسایی که واقعن هم حقشونه... جسمی و بدنی نیست روحیه دوستان روحی... شکنجه ی روحی غیر قابل مقایسه است با جسمی و کسی هم که شکنجه گره خدا نیست خالقت از مادر دلسوز ترت نیست... ی چیزی در درون خودته به اسم وجدان...
در نتیجه یک لحظه از فکر این که کی چجوری زندگی کرد و خدا با چی مارو تحدید کرد بگذرید... تمام حقایقی که اسلام به زور واصل شد تا به ملت نفهم اون دوران بفهمونه انجامش بدن... الان با دلیل علمی ثابت شده است...
و بله قرآن گفته دوستی دختر و پسر شایسته نیست اما چرا؟ همه چیز باید فکر بشه راجع بهش توی دین... اگر راجع به هر دستور دینیی فکر کنید خودتون بهش می رسین... قرآن گفته با عشوه گری و ناز واهس مردا صحبت نکنین چرا؟ زندگیشونو خراب میکنین/// اگه خانواده داشته باشه وسوسش میکنین... یسری کارا رو با هم انجام ندین با یه زاویه های دید خاصی به هم نگاه نکنین... چرا؟ چون اینم باز ممکنه زندگی هارو خراب کنه.. اگرم طرف ازدواج نکرده باشه قبل ازدواج یسری چیزا براش عادی میشه یسری کارا رو اینقدر انجام میده که براش عادی میشه و بع ازدواج هم چیزی جلو دارش نیست در نتیجه همه زندگیا خراب میشن...
ایران و ایارن بیاستان همیشه هسته ی اولش خانواده بوده... خانواده ها همیشه حفظ شدن... غیر حالا که ما همه درگیر فرهنگ ناآشنایی شدیم که داره از تو میخوره ما رو... فرهنگی که ما هیچوقت نداشتیمش و الان می خوایم به زور بین خودمون جاش بدیم... خارج ایارن خانواده اینقدر اهمیت داشته؟ نه... چرا؟ به خاطر یسری کارا که برا ملت عادی بوده...
این دلیله اینه ک خدا میگه مذکر مونث نا محرم به هم نزدیک نشن...
وگر نه دوستیی که در حد دوست مدرسه ای باشه ب نظر عقل سالم هیچ ایرادی نداره...من اینجا دوست دارم تو فروم های مختلف... حرف میزنیم باهم گاهی هم می خندیم اما عایا ماها به هم با دید بدی نگاه می کنیم؟؟؟ باعث مزاحمت همدیگه میشیم؟؟نه چون دوستی ساده ای داریم که همش به دلایلی که مثلن تو این کتابو خوندی منم خوندم راجع بش حرف میزنیم... تو ویراستاری منم ویراستارم خوب چه خبر... طبیعتن بعد ی مدت صمیمی تر میشه آدم جوری که کاری داشته باشی میری به همون طرف میگی براتم مهم نیست دختره یا پسر.. اصلا نباید مهم باشه برات اگه مدارس مختلط بودن بازم همیشه آدم با یسری دوست میشه نباید برات اهمیت داشته باشه دو تا پسر تو اکیپن یا دو تا دختر... اگه اهمیت داشته باشه وقتیه که یعنی نگاهت و دیدت درست نیست و مرض داره... اینجا محیط مختلته آدم همین جوری با یکی گرم میکگیره مهم نیست براش دختره یا پسر چون شرایط جوریه که همه قاتین... اگه شرایط در جامعه ما هم مختلط بود بازم دوستی بین دختر پسر داشتیم تا دوستی... فرق دارن با هم صرفن با هر پسری حرف بزنی گناه کردی این چرنده... و متأسفانه جو جامعه و شرایط حاکم توسط بالا دستی ها یجوریه که اینقدر این مسئله ی دختر و پسر ها رو دیوانه وار گنده کردن ناخودآگاه همه حسلس شدن روش... عزیز من چه اهمیتی داره تو تو پیشتاز با ی پسر دوست باشی.. خوب پسره ک پسره به درک به راحتی می تونست دختر باشه اما متأسفانه جوری شده که اصلا شرایط حکم میکنه اگه ی دختر با ی پسری دوسته حتمن مریضن 
دخترا پسر ندیدن ... پسرا دختر ندیده
همه چی رو جنایی میکنن 
همین دیگه
البته از حرفت که حرف یه سری ادم بیگانه با دین هست که تو ماهواره زده میشه تعجب کردم.
ببین قرآن 1400سال پیش نازل شده ولی هر روز داره معنای و مفاهیم جدیدتری ازش کشف میشه .چیزهایی که دانشمندهای برجسته ی دنیا بهش تازه میرسن .این یعنی قران کتابی برای همه عصرهاست. درسته که خیلی از ادمهای اون موقع درک کمتری داشتن از قران وسطحی باهاش برخورد میکردن ولی یه دونه از تفاسیر قران که عصر معاصر نوشته شده رو بخونی متوجه میشی چه معارف و علوم زیادی داره کشف میشه از همین قران.
پیامبر اسلام خاتم پیامبرانه پس خدا دین اسلام رو اونقدر کامل و جامع کرده که برا همه عصرها مناسب باشه اما تطبیق یه سری مسایل با مسایل دوران حال ، کار امام هست یا نایب امام، اینم یه دلیل دیگه واسه ضرورت وجود امام هست. که بهمون بگه تو این اختلافها و مشکلات روز دنیا طبق دین باید چیکار کنیم؟
تا برامون قران رو تفسیر کنه و راه رو نشون بده!
و قطعا یه سری چیزا هست که کهنه نمیشه وهرچی عقل وفهم بشر بالاتر بره نباید ترک شون کنه بلکه باید بهشون نزدیکتر بشه مثل عشق، عدالت،ایثار،پاکدامنی و...
خدا تو قرآن فرموده اخلاق رو رعایت کنید و مثلا گفته بیگناهی رو نکشید این چون حکم هزارو چهارصد سال پیشه واسه آدمای اون موقع بوده ک فرق نقره و فولاد رو نمیدونستن؟!
البته که نه!
اخلاق انسانی برا همه عصرهاست. تازه ماتو این عصر که ادعای فهم و دانش و پیشرفت رو داریم باید بیشتر به این مکارم اخلاقی نزدیک بشیم و رعایتشون کنیم.
و در مورد موضوع دیگه که مطرح کردی
بله خدا مهربانه ولی عادل هم هست. پس اگه یه زن بد حجاب باعث بشه مثلامن مرد مسلمون در سختی قرار بگیرم حق منه که خدا ازم دفاع کنه و سزای اون زن که نافرمانی خدا کرده داده بشه.
از طرف دیگه من دختر که میخوام آزاد و بی ترس و دغدغه برم خرید و سر کلاس و... اگه بخاطر رفتار و نگاه مردای هرزه در سختی باشم بازم حق منه که خدا ازم حمایت کنه و افراد خاطی رو مجازات کنه.
خدا بین بندگانش به حق و عدالت حکم میکنه .
میشه بگیم قاضی یه شهر ی چون خیلی رحیم و بخشنده ست پس اگه دزدی رو گرفتید بی محاکمه و مجازات آزادش میکنه چون همه ی اهالی این شهر رو دوست داره و نمیتونه مجازاتشون کنه؟؟!!خب اینطوری دیگه اون قاضی عادل نیست.
رحمت خدا سر جاش عدالتش هم سر جاش!
من یه سوال دارم چه اصراری هست حتما دختر و پسر نامحرم باهم دوست باشن؟
این دوستی چی بهمون میده که بقیه دوستیا نمیده؟
و سوال مهم تر؛ ضرر این جور رابطه ها بیشتره یا منفعتشون؟؟؟؟
آخ آخ آخ
من نمیدونم چرا من هرچی میگم همونیه که تو فکر کردی قرینشو گفتم و همون ایده ی منو برام توضیح میدی البته با کمی تفاوت...
خوب راجع ب این که قرآن عالمه ب همه چی و این که خیلی از چیزایی که گفته الان تازه داره برا ما کشف میشه که من خودم این حرفو زدم ببین با دقت ی بار دیگه حرفمو بخون من گفتم صلاح ما رو دانسته و از اونجایی که اون موقع نمیشده با دلایل و منطق و علم و... به یه مشت آدم نفهم بفهمونی این کارو بکن و اون کارو نکن به زور و این جور چیزا و.. واصل شده منظورم اینه که چهره ای که الانا از خدا به نمایش گذاشتن یه خیال واهی و مسخره است... از خدا نباید ترسید خیلی مهربونه خیلییی
راجع به حرفت که گفتی دیدگاهم مال یسری بی آگاه از دینه که تو ماهواره حرف میزنن ... ماهواره؟ من ماهواره نمیبینم... نداریم که ببینم . . . این پیش داوری هم یکی از همون کاراییه که ما نباید انجام بدیم و مهم تر از دوستی های الکییه که الان داریم سرش بحث می کنیم اما در هر حال...
این ها نتایجی ان که من خودم بهشون رشیدم چون با تمام وجودم عاشق خدام و از این که بد جلوه می کنه اسلام تو دنیا توسط یسری وحشی که اسم خودشونو می ذارن مسلمون و ولی فقیه و نمی دونم چی بود اون یارو؟ اممم آهان... خلیفه مسلمین و اینا... و فکر می کنم هیچ ناآگاهیی نباشه تو حرفام... من هیچ کدوم از حرفای قرآنو نقص نکردم و گفتم که منظور چ جور دوستییه...
من دارم می گم بیاین این طوری بهش نگا نکنیم... دوست دختر یا دوست پسر با دوستی ساده زمین تا آسمون متفاوته پس همه چیو با هم نبریم زیر سوال... من اگه با یکی اینجا دوستم گناهی مرتکب نشدم چون بد به کسی نظر نکردم یا کسی اینجا از این کارا نکرده...
در صورت کلی من دارم می گم اینقدر شکاف ساختیم بین جنسیت ها که نیمتونیم به یه دختر یا پسر که همجنسمون نیست به چشم ی دوست معمولی نگاه کنیم و دید هامون مرض داره... این بلاییه که خودمون سر خودمون در آوردیم... پس حالا که شرایط و جامعه این ریختیه... واقعن در حالت عادی نمیشه دوست شد با کسی یعنی نیازی نیست حرف من مال موقعی بود که جا مختلط باشه دارم میگم آدم خود به خود با بعضیا دوست میشه و این ربطی ب جنسیت طرف نداره اما اگه توی ایران با وجودی که مدارس مختلط نیست پاشی بری دنبال ی دوست که جنس مخالفت باشه توجیهی نداره جز این که به اون طرف به عنوان دوست نگاه نمیکنی... اما اگه در شرایطی همه با هم باشن نا خود آگاه آدم با یسری دوست میشه که خوب ممکنه پسرم باشن و این به نظر من چون صرفن ی دوستییه که چیز عادیی مثل همدرسه ای هاته ایراد خاصی نداره اما اگه تو این شهر با وجود این همه محدودیت پاشی بری دنبال ی آدمی بخوای باهاش دوست شی. . . این اون دوستیی نیست که من دارم میگم... و اون طرف میتونه به راحتی با اطرافیانش دوست شه مهم نیست دختر باشن یا پسر ... اما اگه دنبال کسی بگردی که باهاش دوست شی پس این یعنی تو می خواد پیوند عاطفی با اون طرف ببندی یا ازش استفاده ای بکنی و هزار تا دلیل دیگه. . .
اگه اجازه باشه یه چند تا نکته سریع بگم و برم:
1. تشبیه قرآن به کاتالوگ راهنما درست نیست چون شما داخل کاتالوگ "باید" به قضیه عمل کنی چون همون نسخه برای همهی بعنوان مثال ماشین لباس شویی ها یکیه! مثلا یه ماشین لباس شویی نمیاد به قصد پاک کردن فلان لکه بشوره یا اصن عشقش نکشه بشوره! همه کاری که برنامه ریزی شدن رو بدون استثنا انجام میدن. ولی قصد و نیت انسان از صحبت با هر آدمی و معاشرت با اون میتونه متفاوت باشه. مثلا هیچکس به خواهرش نظر جنسی نداره مگر اینکه بیمار باشه و مگر اینکه خلاف این قضیه ثابت شه!!!
2. یک انسان حداکثر داخل 14 سالگی به بلوغ برسه. کی ازدواج میکنه؟ تا اون موقع چ خاکی به سرش بریزه ک نه گناه کرده باشه نه هزارجور بیماری عاطفی و فشار روانی روش باشه؟ یه فیلمی بود میگفت بالاخره دختر و پسر میرن تو خیابون برخورد میکنن سیب زمینی که نیستن! یه برخوردی میکنن یه سلامی اون میگه یه علیکی این میگه و بعله... حالا صدها سال باید احساسشونو پنهان کنن که ازدواج نمیتونن بکنن و موقعیتش رو نمیذارن داشته باشن؟ حالا من نمیگم دوستی درسته ولی خب این حاج آقا اول بیاد این این مسائلم در نظر بگیره که قرآن زمانی اومده که خانما داخل 9 سالگی ازدواج میکردن و این نسخه بیشتر بدرد اون موقع میخورده که پسرا فوقش تا 17-18 سالگی مجرد میبودن...
3- من الان با هر خانمی کار زیاد داشته باشم و رابطهی دوستانه داشته باشیم باید بگیرمش؟
مثلا دوستان مونث خانوادگی؟
4- دوستی به قصد عیاشی خوب نیست و اصلا قبولش ندارم و کاملا حرکت کثیفیه. کسی با یه پسر یا دختری میره میاد و ارتباط عاطفی برقرار میکنه که با عقلش �نه کاملا قلب و احساسش� بدونه قراره باهاش ازدواج کنه و بخاطر اون فرد اگه میبینه آدمش نیست زندگی خودشو موقعیتای خوبشو خراب نکنه. به قول معروف با عقل بره جلو قلبشم ببره .
5- بحث غذا هم واقعا مسخرهس!!! غذا رو آدم قبلش چیزی نمیخوره که قراره سروقت بهت داده شه! نه اینکه شمـا باید ظهر امروز نهار بخور بهت فردا شبش بدن
نمیمیری از گشنگی؟ مریض نمیشی؟ هرچی دستت برسه نمیخوری؟ بعد میاین به روابط قبل ازدواجم گیر میدین... (بند 4 رو برای محکم کاری بخونین دوباره)
بیسکوییت قبل از غذا رو مخالفم ولی غذایی که قراره بخوری و بهت نمیدن بخوری رو بهش کم کم ناخنک نمیزنی؟؟؟ میزنی دیگه! یا حداقل میمونی کمک میکنی هرجوری سریع تر راه بیفته... خلاصه اینجاست که شرایط بهم میریزه و واقعا تقصیر ما مردم نیست... یه پسر (درست یا غلطشو کار ندارم) میتونه بره سراغ صیغه حتی و هیچ اشکال شرعی هم (از نظر من از نظر اخلاقی داره) نداره ولی یه خانم چی؟ بره چیکار کنه؟! نمیگم بره دوست شه ها (این پونصد بار) موقعیت بهتر برای جوونامون فراهم شه!
دوستان سلام و علیکم.
من به عنوان بی سواد ترین و کم فهم ترین آدم دنیا میخوام بیام چهارتا از تشعشات مغزیمو و بگم و یا علی.
همانطور که شما میدانید و من نمیدانم.
هر دین از سه بخش تشکیل شده است:
1- عقاید(شامل تفکرات که بر اساس آموزه های اسلام خود فرد باید در آن تحقیق کند و قابل تقلید نیست.)
2- احکام(شامل فروع دین، نماز و روزه و... .)
3- اخلاق
و خب اینا از کجا استخراج میشه؟
چهار منبع که به ترتیب اعتبار میگم.
1- قرآن
2- احادیث(برای شیعیان کتب اربعه(که در اصل پنج تا بودند ولی یکیشون سوخت))
3- عقل
4- اجماع
در بالاترین قسمت این هرم قرآن قرار دارد که هرچه بگوید بر سایر دلایل غلبه دارد.(داخل پرانتز: اسلام دینی بر پایه اصول عقیدی هست، یعنی اینکه وقتی شما قبولش میکنید-که قطعا باید با عقل و تحقیق باشد- قبول کردید که قرآن و غیره چنین چیزی هستند. یعنی غلبه دارند بر دیگری. مثل فوتبال میمونه، وقتی بازی میکنید، پنالتی پنالتیه، آفساید آفسایده، خط کرنر هم خط کرنره.) حتی بر حدیث مستند پیامبرشم، قرآن بفهمیم واقعا مخالفه، غلبه داره. به شدت زیاد.
در قسمت بعدی احادیث هست، در قسمت بعدی عقل و در قسمت بعدی اجماع که اگر مرجعیت به نقطه ای رسید که جوابی برای مسئله ای پیدا نکرد به گذشتگان و حکم آنها رجوع میکنه.
خب، درباره این، خب حکم صریح قرآن اینه. و اینکه بگیم مصداق زمانه ما برای آن چی هستش، بر عهده مراجع تقلید و افراد متخصص هستش. چون به شدت به علم های زیاد بالایی احتیاج داره، که علم رجال یکیشه، که بنده شخصا حال و حوصلش رو ندارم.
دین اسلامم دین جاذبه دافعه است، مثل امام علی(ع)، یه سری پیچ و سختی های خودشو داره.
ولی بازم مثل فوتبال میمونه، وقتی واردش میشید خب قواعد قواعده، و برای اینکه بگیم درست و غلطشون چیه باید علم به شدت بالایی داشته باشیم که من بی سواد ندارم.
قصد بی احترامی به کسی نیست، سواد کسی رو هم زیر سوال نمیبرم.
بنده یک نفهم به تمام عیار هستم. و فقط یک نظر میدهم.
این بحث فقهیش.
بحث جامعه شناسانش. و منم دارم با یک دیدگاه کاملا پوزیتیستی و نهیلیستی نگاه میکنم.
دین کیلو چند؟
من بچه هایی که در خانواده های بد هستند رو دیدم، و به جرئت میگم، مادر اگر در جامعه ای نباشه، اون جامعه به گند کشیده میشه.
شما بچه های طلاقو ببینید، بچه های بدسرپرست و .... اینا به شدت تحت تاثیر عدم وجود مادر مناسب یا حتی مادر هستند.
وقتی من اقا پسر پر رو، میرم مخ خانم محترمی رو میزنم، این قطعا در زندگی آیندشون تاثیر داره، دوستی معمولی؟
ببینید شما یک چیز رو در حال نبینید، در سیر زمان ببینید.
در جامعه ما مثلا عادی میشه که دوست معمولی باشن. همه باهم.
در بیست سال بعدش نرخ طلاق 15 درصد رشد پیدا میکنه.
خیلی دلیل ساده ای داره، هرزگی از نظر اخلاقی.
مردی که مدام با خانم های مختلف حرف بزنه و شوخی کنه و دوست باشه. این مرد چند پره. به زنش از نظر روانی راضی نمیشه. در واقع دلیلی برای موندن پیشش نداره.
هرکدوم از ما یک فرد در جامعه نیست. ما هرکدوممون تایین کننده فرهنگ هر نسلیم.
سبک زندگی زاده هزاران ساله، هزاران سال کار کوچک، یک بحث کاملا جامعه شناسانه و بدون دین.
یک حرکت ما در امروز صد حرکت در فرداست.
من فقط به عنوان یک دوست بی سواد حرفمو گفتم.
به کسی توهین نکردم و فقط نظرمو گفتم.
یا علی
- - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -
من نمیگم ارتباط نباشه، ارتباط سالم باشه.
در چارچوب و قواعد
یا علی
اهههههم
منم یه چیزکی بگم راجع به دین و قرآن!!
اول اینکه دین ینی برنامه ی زندگی(تو کتب راهنمایی بود فک کنم:d)
خب حالا این برنامه چجوریه؟ برا همه یکیه؟
مطمئناً نیس
ینی اصن امکان نداره!!
مثلا کسی که برای برنامه ی درسی میرن پیش مشاور. مشاور به همشون یه برنامه میده؟ یا اینکه طبق توانایی هر کسی بهش برنامه میده؟ خدا از یه مشاور که کمتر نیس!!
دین هم دقیقا همینه
خدا میدونه که همه انسان ها طرفیتشون یکی نیس. برا همین اومد یه کتابی فرستاد که هر کس اندازه ی فهمش ازش برداشت کنه. بعدشم گفت هر قدر که خودت فهمیدی کافیه؛ ازت بیشتر از این تکلیف نمیخام!!
اوناییم که بیشتر فهمیدن خوش به حالشون. ولی نباید از کسی که کمتر فهمیده انتظار داشته باشن!
متاسفانه مشکل ما اینه. یه عده بیشتر فهمیدن. یه عده کمتر. یه عده هم نفهمیدن ولی از جبراً از بقیه میخان که بفهمن.( میگم نفهمیدن واسه اینکه اگه می فهمیدن دیگه اجبار نمی کردن!!) خب خدا میگه من از هر کس قدر توانش انتظار دارم ولی همیشه هستن کسایی که کاسه داغ تر از آشن!
منظورم رو اشتباه نگیرین. نمیگم اصن کاری به هیچ کس نداشته باشیم؛ اصلا. میگم اجبار نباید کرد. اگه کسی از شما کمتر فهمیده باید براش مساله رو باز کنی. توضیح بدی تا شاید بفهمه و اگه بازم نفهمید که دیگه هیچی!
راجع به قرآن:
اول باید دید قرآن تو چه دوره ای نازل شده و بین چه اقوامی. عرب جاهلی که هیچی سرش نمیشد بجز کشتن و سوزوندن. خب خدا هم براشون همینا رو مثال زد ولی این فقط ظاهر قرآنه. متاسفانه مشکل ما اینه که بجای فهمیدن قرآن سعی داریم فقط از رو بخونیم. اینهمه مسابقه های حفظ و روخونی! قرآن رو از اول به آخر، از آخر به اول و... می خونن!! واقعا هم هدف از نزول قرآن همین بود.
راجع به دوستی دختر و پسر هم دوستان کاملا مشرف به قضیه ان. دیگه جای ما نیس:d