دوش از جناب آصف پیک بشارت امد
کز حضرت سلیمان عشرت اشارت امد
حافظ
دوش میآمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غمزدهای سوخته بود
رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی
جامهای بود که بر قامت او دوخته بود
دنیا دیگه مث تو نداره
نداره نمیتونه بیاره
دلا همه بیقرار عجقن
اما عجقه که واسه تو بیقراره...
((221))
@Sadegh Harador 58530 گفته:
دنیا دیگه مث تو نداره
نداره نمیتونه بیاره
دلا همه بیقرار عجقن
اما عجقه که واسه تو بیقراره...
((221))
شعر باید از شاعر بگی
نه آهنگ بنیامین مظفری با بدترین لوس بازی ممکن "عجق"
حالم بهم خورد
دقت کن
- - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -
راست میگی مهراد
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وندر آن نیمه شب آب حیاتم دادند
(شعر از حافظ!)
دین ودل بردند و قصد جان کنند
الغیاث از جور خوبان الغیاث
حافظ
ثبت است به دفتر معارف
اسرار تو بی وقوف حارث
ثواب روزه و حج قبول آن کس برد
که خاک میکده ی عشق را زیارت کرد
حافظ
در این درگاه هر سنگ و گل کاه
خدا را سجده آرد،گاه وبیگاه
پروین اعتصامی
هر دم از این باغ بری می رسد
تازه تر از تازه تری می رسد
باغ پر از غنچه و گل باز شد
از گل یخ هم خبری می رسد؟
نظامی
دست از طلب ندارم تا کام من براید
یا تن رسد به جانان یا جان زتن براید
حافظ
دل میرود ز دستم صاحبدلان خدارا
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
آب آتش فروز عشق آمد
آتش آب سوز عشق آمد
سنایی
دلا تا کی درین زندان فریب این و آن بینی
یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
جهانی کاندرو هر دل که یابی پادشا یابی
جهانی کاندرو هر جان که بینی شادمان بینی
یکی گفت کاین شاه روم است و هند
ز قنوج تا پیش دریای سند
به ایران و توران ورا بندهاند
به رای و به فرمان او زندهاند