سلام بچه ها خوبید؟؟
میخواستم نظرتونو درباره ی کتاب های نایت ساید بدونم و این که از 100 چه نمره ای میدید و دلیل نمرتون و در ادامه باهم راجع بهش گفتگو کنیم
ویرایش:
دوستان لطفا در مورد این کتاب بحث کنین. صرفا به نمره دادن بسنده نکنین. پستایی که فقط حاوی نمره باشن بدون اخطار حذف می شن.
من از صد نمره بهش صد و یک می دم. نوشتن چنین رمانی به این راحتی ها نیست. ذهن واقعا متخیلی می خواد. در جواب کسانی که این کتاب رو با تغمه مقایسه کرده بودن باید بگم نغمه حماسیه و نایت ساید ماورایی. این دو ژانر متفاوت هستن.
کتاب فوق العاده هستش
به قول فیلا 101 بهش میدم
همین خاکستری بودن جان خودش بزرگترین مزیت کتابه
دنیای هم که ایجاد کرده جالب
همه چیش به اندازه است
بعضی ها گفتن مقدمه خوبی نداره
که به نظر من اشتباهه
داستانی که از اول بیاد همه چیزو توضیح بده که داستان کودکانه نه بزرگسال
همین پیچیده بودنشه که داستانو زیبا کرده
اصلا هم قابل پیش بینی نیست چون جان قابل پیش بینی نیست
نه شخصیت کاملا خوبه نه کاملا بد
به نظرم کتاب خیلی خوبیه با تخیل بالا دم نویسندش گرم
من 92 می دم بهش
100 میدم. چون ضعف قابل توجهی پیدا نکردم ((200))
راستش .. به نظر من سیمون ار گرین ام مثل رولینگ یه دنیای کاملا جدید و متفاوت خلق کرده. من واقعن عاشق جاییم که ساعت همیشه 3 نیمه شبه و ماه چندین برابر اندازه عادیش هست و شما میتونید هر چیزی رو به هر قیمتی بخرید!
مجید عزیز
من هم به این کتاب 101 می دم
جان کراکتری هست که با وجود بد بودن اطرافش به قول خودش بهترین کار که از دستش برمیاد رو انجام میده
در جلد اول وقتی متوجه حمله جان ازار ها می شه می تونه مشتریش رو ول کنه و فرار کنه اما پایبند به اصل هیچ وقت مشتری رو نا امید نکن باقی می مونه و همون جایی که هست می مونه تا از مشتریش به قیمت آسیب دیدن خودش دفاع کنه
نباید فراموش کرد که جان با این وجود اصلا آدمی نیست که بخواد زودتر از موعد بره قبرستان به شدت محافظت شده نایت ساید و در هر حال اگه بتونه همه جوره از خودش دفاع می کنه اما سعی می کنه این خشونت رو بی جهت به قتل تبدیل نکنه
روابط جان و سوزی هم قابل بررسیه .... دو تا قاتل دو تا آدم خشن سعی می کنن کم کم به سمت بهتر شدن پیش برن .... سوزی که نمی تونه حتی یک ثانیه تماس اضافی با جان رو در جلد اول تحمل کنه در جلد 11 اونو موقع رسیدن به خونه می بوسه .... این خیلی جالبه که انسان چنین قدرت انعطافی داره تا بتونه خودش رو از یه قاتل بی رحم به آدمی تبدیل کنه که حداقل می تونه ادعا کنه عاشق یک نفر هست ..... یا جایی که اونا در اون شرکت خاطرات آبی (جلد 9) وقتی بچه هایی رو پیدا می کنن که به شدت آسیب دیدن این سوزی هست که اونا رو درک می کنه و می تونه با این درک مواظبشون باشه
اگه بخوایم بیشتر در عمق کتاب فرو بریم نکات زیادی هست که می شه به اونا توجه کرد
البته از ادبیات نچندان مناسب کتاب هم نباید گذشت اما همین ادبیات بی ادبانه هم جزیی از شخصیت کتابه و نمی توان جان تیلور رو بدون به کار بردن تیکه هاش تصور کرد (من ترجمه مودبانه تری از کتاب خوندم که برای هماهنگی با فرهنگ ایرانی معدل سازی در اون صورت گرفته بود اما باید بگم که به معنای واقعی کلمه کتاب رو نابود کرده بودند) این کلمات یا تیکه ها راهی برای شناسایی جان هست بین اون همه آدم سخت که در شرایط سخت تری تلاش می کنن تا زنده بمونن
اما خوب ؛ به هر حال هر کسی از یه نوع کتاب خوشش میاد و نباید انتظار داشت که همه از کتاب خوششان بیاد که تو دوست داری
مثل من که هیچ علاقه ای به ادبیات روسیه ندارم در حالی که مادرم خیلی زیاد به کتاب های چخوف و بقیه نویسندگان روس علاقه داره
ممنون مجید عزیز به خاطر این انتخاب خوب
موفق باشی
حرفات درست بودی سانی ایول
هرچند من به چخوفم علاقه دارم
ولی ترس زیادی که ادمای عادی از جان داشتن و قدرت و معروفیتش
و از همه مهمتر کیسه ی ادویه جاتش خیلی نکات خوب و مثبتی بودن
هر از گاهی یه طنزی هم داشت که خوب بود منم هم سانسوریش رو خوندم هم بی سانسورش
سانسوریش نابوده
من بهش 99میدم.من عاشق ایده و قلم نویسندم.مدل حرف زدن و فک کردن تیلور.تنها نکته ای ک به خاطرش نمره کم میکنم اینه که تیلور زیادی همه فن حریفه.هیچ جا واقعا شکست نمیخوره.زیادی قدرتمنده
دوستی که میگی نغمه به شرافت اهمیت میده احیانا دقت کردی که همه آدمای شریف نغمه یه بلایی سرشون میاد؟