Header Background day #04
خاطرات گذشته اما از...
 
اعلان‌ها
پاک کردن همه

خاطرات گذشته اما از دست نرفته

291 نوشته‌ها
53 کاربران
1479 واکنش‌ها
50.2 هزار بازدیدها
فسیل
(@smhmma)
Famed Member
عضویت: 7 سال پیش
نوشته‌ها: 3077
شروع‌کننده موضوع   [#2444]

سلام و درود

خوب عنوان تاپیک هم عنوانه هم یک تذکر

خاطراتِ گذشته اما از دست نرفته

و

خاطرات گذشته ،اما از دست نرفته

داشتم به تاپیک برگشت پایونیر نگاه می کردم که رفتم توی فکر و به یاد گذشته ها افتادم

یاد خاطراتی که توی نت داشتم افتادم

یاد لحظات شیرینی که با دوستان بودم و فراموششون نمی کنم

دوستانی که شاید هیچوقت چهره اشون رو ندیده باشم

صداشون رو نشنیده باشم

اما دوستان من بودن و خاطره های زیادی ازشون دارم

یادم افتاد به زمانی که توی گروه پایونیر بودم

به اینکه چطور شروع کردم

به اینکه چجوری وابسته شدم

به اینکه چقدر بچه هاشو دوس داشتم و دارم

به خاطرات گذشته

اما از دست نرفته

خاطراتی که هنوز در ذهنم با یاداوریشون لذت می برم

خاطراتی که سال ها زندگی منو در بردارن

خاطره آغازم

و خاطره های خوش

می دونم خیلی ادمای دیگه هم همچین خاطراتی رو دارن

نه تنها از گروه پایونیر

بلکه بچه های قدیمی لایف گیت

بچه های زندگی پیشتاز

همه کسانی که به اینجا تعلق داشتن و دارن

همه خاطرات با ارزشی دارن

خاطره ها خیلی ارزشمندن

این زندگی گذشته ما هست که حال ما رو ساخته

خاطره ها خیلی با ارزشن

این موضوع رو باز کردم

تا بگم

هرکس

هرخاطره ای

از هرجا

از شروع

از پایان

از خوشی

از غم

یا هرچیز دیگه ای داره

اگه دوس داره اینجا با بقیه شریک بشه

برای شروع خودم می گم

نزدیک به آذر سال 91 بود که وقتی داشتم در به در دنبال کتابی می گشتم که بخونم وارد وبلاگ پایونیر شدم

کاور کاراموز رنجر رو که دیدم جدا جذبش شدم

خواستم دانلودش بکنم که گفت باید توی فروم ثبت نام کنم

ثبت نام کردم و دانلود کردم

سریع جلدای اول تا سوم رو خوندم و رسید به جلد چهار که وسط ترجمه بود

خیلی سر می زدم به وبلاگ پایونیر تا ترجمه های جدید رو بگیرم

بعد یه بار به خودم گفتم این ادما دارن برای من رایگان کتاب ترجمه می کنن

خیلی نامردیه من بدون یه تشکر خشک و خالی به خاطر زحماتشون فقط دانلود کنم

دفعه بعد که وارد فروم شدم

تشکر کردم از پایونیر

دفعه بعد با خودم گفتم ایا یه تشکر خشک و خالی برای این زحمتی که داره برای ما می کشه بس بود؟؟

می دونستم خیلی کم بوده

ولی من کاری بلد نبودم که انجام بدم

برای همین گفتم حداقل لبخند بیارم روی لبای کسانی که برامون دارن زحمت می کشن

رفتم توی سایتای مختلف دنبال جوک گشتم

کلی پیدا کردم و اومدم توی فروم و تاپیک جک باز کردم

و جک ها رو کپی پیست کردم

از خودم چیزی انجام نداده بودم

اما حداقل تونسته بودم لبخندی به روی لبای کسانی که داشتن این زحمتو میکشیدن بیارم

یا حداقل تصور من این بود

چندین بار این کارو کردم

یه تعداد از بچه های فروم

مثه محمد مهدی

محمد هادی که الان نیستش

نپتون

ژوپیتر

ازم تشکر کردن

بعضیاشون صمیمانه تشکر کردن

و من برای اولین بار لذتی که از یه خدمت رایگان در ازای قدردانی بود رو چشیدم

واقعا لذت بردم که براشون کاری بکنم

اینجوری شد که فعالیتمو بیشتر و بیشتر کردم

اسم بچه ها رو حفظ شدم

تا حدی شناختمشون

باهاشون دوست شدم

و...این اغاز من بود

دوس دارم هرکدوم از شما دوستان هم یا آغازتون رو بگید یا خاطرات زیباتون رو

سپاس



   
Petyr Baelish، MIS_REIHANE، ******** و 44 نفر واکنش نشان دادند
نقل‌قول
StormBringer
(@thunder)
Famed Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 2246
 

@AVENJER @Nightsky @smhmma @M.Mahdi @johnsnow @Cyrus-The-Great @aftab @Fateme @azam کدوم نگین؟؟:دی ببینید مهسان چی کارتون داره:دی من بی تقصیرم:)) به قول اون یکی فاطی به همین سوی چراغ قسم=))



   
Nightsky، azam، Galexy و 1 نفر واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
رضا
(@avenjer)
Noble Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 1242
 

اهم اهم

اون دیگا رو که سوراخ کردین

حالا بازم دیگ بیارم سوراخ کنید؟

در ضمن همون طور که اونجا مطرح کردم خودتون برید دیگا رو عوض کنید.



   
Nightsky، azam و Galexy واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
Galexy
(@galexy)
Reputable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 325
 

@PLUTO 76928 گفته:

کدوم نگین؟؟:دی ببینید مهسان چی کارتون داره:دی من بی تقصیرم:)) به قول اون یکی فاطی به همین سوی چراغ قسم=))

نگین دیگه! آبجیِ نگار!

مگه چنتا نگین داریم؟؟؟

خخخخخ مجید خدا خیرت بده یاد کردی!معضلی (موذل؟ موزل؟ موضل؟ موظل؟ معزل؟ معذل؟ معظل؟ خخخخ) بود واسم!

@AVENJER 76941 گفته:

اهم اهم

اون دیگا رو که سوراخ کردین

حالا بازم دیگ بیارم سوراخ کنید؟

در ضمن همون طور که اونجا مطرح کردم خودتون برید دیگا رو عوض کنید.

رضا غر نزن بگو چشم...

همین که گفتم!



   
Nightsky و azam واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
azam
 azam
(@azam)
Noble Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 1027
 
خخخخخخخخخخخخخخ بدجوری گوشتو پیچوندما

یادته چجوری سرت داد می زدم؟؟؟

اولش فک می کردی دارم شوخی می کنم

خخخخخخ

اوه اوه کاملا یادمه! :دی حتی روزشو هم یادمه! :دی دقیقا دوازده فروردین بود! :دی

همینکه بهت گفتم تا چن هفته ی دیگه میخوام کامل ترک کنم و دیگه به سایت سر هم نزنم بدجوووووور عصبانی شدی! نمیدونی چقد بعدش عذاب وجدان گرفتم! :))

یادمه توی فروم گروه پایونیر تعداد بازدیدکنندگان از تاپیک رو هم می زد

اون اولا که کمتر ادما فعال بودن من یه مدتی می شد فعالیتمو شروع کرده بودم یه تعداد تاپیک تا اون موقع زده بودم بعد یه بار به فکر افتادم

یکمی بررسی کردم متوجه شدم اون تاپیک هایی که داخلشون کسی پست می زنه یا به عبارتی بالای لیست تاپیک ها قرار می گیرن(توی صفحه اول انجمن) تعداد بازدیدکنندگانشون خیلی بیشتره

یه بار یه تاپیکی که زدم بعد از یه روز اومدم یه پست داخلش زدم مطرح کردم که وقتی کسی پست می زنه داخل تاپیک در بازه های زمانی معین تعداد بازدیدکنندگان بشدت افزایش پیدا می کنه و برای همین یه آزمایشی می کینم

هیچی دیگه گفتم پس از این به بعد توی این تاپیکه هر از فلان مدت زمانی یه پست می زنم و تداد کسانی که جدید این تاپیک رو بازدید کردن و مدت زمانی که از اخرین پست گذشته یم زنم

خخخخخخ در مدت کوتاهی تعداد بازدیدکنندگان از اون تاپیکه اینقدر زیاد شد که اگر درست یادم باشه رفت جزو بیشترین بازدیدکنندگان خخخخخ

مردم خنگ که نبودن می فهمیدن اینا همش روشیه برای جذب بیشتر بازدیدکننده و خواننده ولی خب خیلی حال داد

یه ترفند بود برای اینکه خواننده جذب بکنم برای جوک هایی که یم زاشتم

خخخخخ بچه بودم دیگه

هیچی دیگه یه چند نفر پست گذاشتن یه مقدار به خاطر جوک ها خندیدن یه مقدارم به خاطر این حرکتی که زده بودم

یه 10 یا 12 تایی که پست زدم توی اون تاپیکه امیرحسین ژوپیتر اومد به خاطر اینکه اسپم بودن پاکشون کرد ولی خیلی حال داد

خخخخخخخخخ

:)):)):)):))‌:)) من یادمه!! دقیقا اون مواقعی بود که توی افق مطالب سایت و دنبال میکردم و هنوز فعالیت مو شروع نکرده بودم! :دی یه عالمه هم بهت میخندیدم! :)) :دی

@smhmma

اعظم

:|

منو ابهت؟؟؟ تو رو خدا مسخرم نکن

=))=))=))

ابهت من کره رو هم آب نمی کنه

:)):)):))

ولی خدایی چ حالی داشتید 13 صفحه نوشتید؟؟

:دی

...خخخخخخخخخخخخخخ... @

azam

در ضمن اگه درس یادم بیاد خودم سر صحبتو باهات وا کردمااا

:)

نگو ابهتش زیاده پس

:دی

- - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

من و ابهت؟؟ حرصی بشم لنگه کفشتو بهت پس ندم؟؟

:دی

هاااان؟؟؟؟ حرصی بشم؟

=))=))=))

@

azam

:دی :دی خو ابهتت زیاد بود دیگه! خو من جرات نمیکردم که بحث و باهات باز کنم دیگه! تا اینکه خودت سر صحبت و باز کردی! :دی

مجییییییییییییییید! ((231)) میدیش یا بیااااام بزنمت؟؟؟؟؟؟ هاااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ای لنگه کفش دزد! ((231)) @PLUTO

بیـــــاریم اینجــــــا؟؟؟؟؟

بیاریم! :دی @Galexy

(آبجی، واسه یاد کردن اینو @ بزن و بعدش اسم کاربری طرف و تایپ کن! :دی به همین راحتی! :دی)

از قدیم گفتن "آشپز ک دو تا شد،آشپزخونه رو بگیر منفجر نشه!" حالا بیاریم اینجا سایت میپوکه!

از ما گفتن بود!

آبجی! خو من دلم میخواد یه چیزی و بترکونم! :دی (ضرب المثل ت تو حلقم! :)))

تازه این شوله زردی ک من دیدم اونجا دیگه ب درد نمیخوره...سوخته کلا!

وااااا! دلت هم بخواد! شوله زرد به این خوبی!‌ :-L

اعظم از همه مواد اولیه ی شوله زرد داریم توی گروه ، فقط زعفرونــــــــــــا تموم شد...

تمووووم شد؟؟؟؟؟

محمد مهدددددددی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ زعفرونات کم بوووود! بروووو یه گونی زعفرون بگیر و بیاااررر! @M.Mahdi

اعــــــظم

: تخمه!

اینم تخمه! :دی

tokhmeaftabgardan_main.jpg

107179_861.jpg

(یه گونی آوردم که به همه برسه! :دی)

+آیا این الان اسپمه؟

اینجا اسپمر سنتر است! :دی اسپم عیبی ندارد! :دی (مگه نهههه مسئولین؟؟!:دی) @Ara

اهم اهم

اون دیگا رو که سوراخ کردین

حالا بازم دیگ بیارم سوراخ کنید؟

در ضمن همون طور که اونجا مطرح کردم خودتون برید دیگا رو عوض کنید.

((231))((231))((231))((231)) دیگارو عوض نکینداااااا! حیفهههه! میدونید چقد گرووون درمیااااااد؟؟؟؟؟؟ :دی

همیناااا خوبه! فوقش بعدش همگی باهم خدابیامرز میشیم! :دی چقد باحال میشه! :دی @AVENJER



   
Nightsky، mahta.1378، فسیل و 1 نفر واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
فسیل
(@smhmma)
Famed Member
عضویت: 7 سال پیش
نوشته‌ها: 3077
شروع‌کننده موضوع  

@Galexy 76917 گفته:

بیـــــاریم اینجــــــا؟؟؟؟؟

از قدیم گفتن "آشپز ک دو تا شد،آشپزخونه رو بگیر منفجر نشه!" حالا بیاریم اینجا سایت میپوکه!

از ما گفتن بود!

تازه این شوله زردی ک من دیدم اونجا دیگه ب درد نمیخوره...سوخته کلا!

وقتی میخوری ، تهش مزه برنج و زعفرونِ آغشته به خاکسترِ مخلوط چوب و آهن (و مس) میده...مزه خوبی نیست!نخور!

باید یکی دیگه از نو بپزیم!

رضـــــــا (یکی رضا رو یاد کنه پلیز!) اون دیـــــــگها رو بی زحمت وردار بیار اینجا

محمدحسیـــــــن (عاقا قربون دستت اینم یادش کن من نمیتونم!) میشه بقیه چیزا رو کمک اعظم بیاری؟

اعظم از همه مواد اولیه ی شوله زرد داریم توی گروه ، فقط زعفرونــــــــــــا تموم شد...!

محمـــــــدمهــــــــدی (خدا خیرت بده میشه اینم یاد کنی بی زحمت؟؟؟) من بازم زعفرون میخوام!!!

علــــــــــــیرضــــــا (یاد کن دیه!) اون گازی ک اوردی ب گفته بروبچ نیتروژن بود....گـــاز میخوایم!پلیز!

سجـــــــاد (یاد!) بیکار نشین کمک کن برادر!

و دخترا :

پــــریـــــــسا ، نگـــــــــین ، فـــــــاطمه ، لــیـــلی بساط برنج پاک کردنو بیارید اینجا قربون دستتون

اعــــــظم : تخمه!

حالا ک اینجا میخواید بپزید و تعداد زیاده ، از همه بروبچ سایت دعوت به همکاری می نمایم

بیاید کمک کنید. در حین پختن خاطره تعریف کنید و تخمه بخورید!(کسی بیکار نشینه!)

هر اندازه کمک کنید همونقدر شوله زرد دریافت میکنید !خخخخخ

هرچی بهتون گفتم ول نکنید این شوله زرده رو برید سر کامپیوتر گوش ندادید

خب شوله زردم که صب نمی کنه شما بشینید خاطره تعریف کنید

می سوزه

باااااااشه اون دیگا هم که سوراخ شدن می برم درستشون می کنم میارم

ما تو خونمون کلی زعفرون داریم بیارم؟؟

اعــــــــــظم اون کیسه ی تخمه رو بنداز اینور

من به کمتر از یه دیگ شوله زرد راضی نمی شم گفته باشما

- - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

@Ara 76920 گفته:

بلی کامل جدی :))

کلا همه میگفتن =)) البته تو تاپیکا برای طنز :))

اولین باری که پیغام بازدید کننده دادم (یا دادی) هم بهت گفتم گفتی من ترسناک نیستم و اینا =))

(مدیونید فک کنین صفحه سوم پیغام بازدید کننده هامو دیدم =)) )

پس سعی کن حس کنی که هستی :دی

چون هستی :دی

+آیا این الان اسپمه؟ :|

ریئلی؟ :|

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ چه جالب

اخه کجای من ترسناکه؟؟؟کلا ترسناکی تو ذاتم نیست لامصب

بلی اسپمه ولی از اون اسپماست که ما دوس داریم

- - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

@Galexy 76950 گفته:

نگین دیگه! آبجیِ نگار!

مگه چنتا نگین داریم؟؟؟

خخخخخ مجید خدا خیرت بده یاد کردی!معضلی (موذل؟ موزل؟ موضل؟ موظل؟ معزل؟ معذل؟ معظل؟ خخخخ) بود واسم!

رضا غر نزن بگو چشم...

همین که گفتم!

یه چنتایی داریم

من تا چند لحظه پیش فک می کردم بلدم معذل (موذل؟ موزل؟ موضل؟ موظل؟ معزل؟ معظل؟) رو بنویسم ولی با دیدن پست تو به شک افتادم کدومش درسته

خدا خیرت نده

- - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

@azam 76951 گفته:

اوه اوه کاملا یادمه! :دی حتی روزشو هم یادمه! :دی دقیقا دوازده فروردین بود! :دی

همینکه بهت گفتم تا چن هفته ی دیگه میخوام کامل ترک کنم و دیگه به سایت سر هم نزنم بدجوووووور عصبانی شدی! نمیدونی چقد بعدش عذاب وجدان گرفتم! :))

:)):)):)):))‌:)) من یادمه!! دقیقا اون مواقعی بود که توی افق مطالب سایت و دنبال میکردم و هنوز فعالیت مو شروع نکرده بودم! :دی یه عالمه هم بهت میخندیدم! :)) :دی

@smhmma

وااااا! دلت هم بخواد! شوله زرد به این خوبی!‌ :-L

:دی

همیناااا خوبه! فوقش بعدش همگی باهم خدابیامرز میشیم! :دی چقد باحال میشه! :دی @AVENJER

خخخخخخخ اخه چرا؟؟؟؟چرا یادته؟؟

خخخخخخ واقعا بدجور عصبانی شدم

اخی یادش بخیر

من عصبانی بودم بعد تو هی هر هر می خندیدی فک می کردی دارم شوخی می کنم بعد من عصبانی تر می شدم

خخخخخخخ خیلی باحال بود

جددددددی؟؟عجیبه چون خودمم به زور یادم اومد

بدبختی اینجا بود دیگه هیچ خاطره ای نداشتم بنویسم برای همین این خاطره زاقارته رو نوشتم خخخخ

خخخخ به من می خندیدی؟؟کجای من خنده داره؟؟؟یادش بخیر اون زمانی که کلا تو کار طنز و جوک بودم خخخخ

به این مردم جدید بگم یه زمانی تو کار جوک گذاشتن بودم عمرا باور کنن خخخ

به این شوله زرده می گی خوب؟؟این حتی زرد نیست قههههههوه ای مایل به خاکستریه

خداییش تو می تونی بخوریش؟؟؟

خخخخخ اره



   
Nightsky، Percy Jackson و azam واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
azam
 azam
(@azam)
Noble Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 1027
 

@smhmma 76954 گفته:

خخخخخخخ اخه چرا؟؟؟؟چرا یادته؟؟ خخخخخخخ واقعا بگم چرا یادمه؟؟؟!! :دی

خخخخخخ واقعا بدجور عصبانی شدم

اخی یادش بخیر

من عصبانی بودم بعد تو هی هر هر می خندیدی فک می کردی دارم شوخی می کنم بعد من عصبانی تر می شدم

خخخخخخخ خیلی باحال بود آرهههه! خیلییی باحال بود! ((231)) :دی من تا یه هفته عذاب وجدان داشتم! :دی

جددددددی؟؟عجیبه چون خودمم به زور یادم اومد

بدبختی اینجا بود دیگه هیچ خاطره ای نداشتم بنویسم برای همین این خاطره زاقارته رو نوشتم خخخخ

خخخخ به من می خندیدی؟؟کجای من خنده داره؟؟؟یادش بخیر اون زمانی که کلا تو کار طنز و جوک بودم خخخخ

به این مردم جدید بگم یه زمانی تو کار جوک گذاشتن بودم عمرا باور کنن خخخ

به این شوله زرده می گی خوب؟؟این حتی زرد نیست قههههههوه ای مایل به خاکستریه

خداییش تو می تونی بخوریش؟؟؟

خخخخخ اره

خخخخخخخخخخخ آره بهت میخندیدم! خیلی باحال بود! :)):)):)):))

خخخخخ ملت باور کنین یه زمانی این شخصی که الان می بینین فقط پستای جک و طنز میذاشت! باورتون میشه؟؟؟ :))):))))

خو خوبه دیگه! شوله زرد به این خوبییییی! (تازه آشپزش هم من بودم! :دی)



   
Nightsky و فسیل واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
mahta.1378
(@mahta-1378)
Estimable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 208
 

@smhmma 76954 گفته:

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ چه جالب

اخه کجای من ترسناکه؟؟؟کلا ترسناکی تو ذاتم نیست لامصب

بلی اسپمه ولی از اون اسپماست که ما دوس داریم

اصن ترسناکی میباره ازت :دی

خصوصا از آواتارت :))

+عه؟ پس نوع اسپم دوست داشتنی هم هس.........

:-لبخند شیطانی :دی

++منم شله زرد میخوام :| آش رشته ندارین؟ :دی



   
********، Nightsky، Hermion و 1 نفر واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
.AVA.
(@ava)
Honorable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 559
 

خب من یک عالمه وقت بود می خواسم اینو بنویسم و الان شد...

من اول عوامل ورودم رو می گم

من رو که عالم ونیا می دونن کتاب اخرین شاگرد رو دوس دارم وبه همین علت در اینترنت گشت می زدم که اگه کسی خدایی نکردهترجمه کرد من بخونم ولی خبری نبود فانتزی فنز هم که داشت می کرد سایتو بستو فقط تا فصل 9 جلد 2 گذاشت بعد من داشتم گشت می زدم که ناگهان از اولی سایت پیونر جلد یکو دانلود نمودم و به امید اخرین شاگرد رفتم و دیدم متاسفانه این جلد ش سبزه و نوشته"کار اموز رنجر" منم با افسوس بستمش و گذاشتم توی کوچه پس کوچه های درایوم و گفتم شاید وقتی دیگر بخونم..

یک روز داخل اتاق شدم دیدم خواهرم افتاده به جون یه پی دی اف وبهش گفتم چه می کنی ؟ گفت یه پی دی اف پیدا کردم ماه خیلی قشنگه

گفتم پیدا نکردی من چند وقت پیش دانلود کرده بودم

گفت وااااااا؟ واقعا؟ قشنگه بیا بخونیم...

و همانا ما افتادیم به جون Adobe reader مون و نشستیم به کاراموز خوندن و در صبر واسه ترجمه جلد 8 اخرین شاگرد بودیم...

که پس از اندی وقت رسیدیم به جلد 5 و جلد 5 هم که تو اینجا بود و دیکه افتادیم به جون فورم ثبت نام و جانمان در امد تا ثبت نام کردیم...

ینی واقعا جان من با ایمیلم در اومد...

واقعا...

خب بعد دیگه دانلودیدیم و من هر دفعه ای جهت اتلاف وقت و اینکه ببینیم کی بقسه اش میاد گذراندیم...

دیدیم اِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِا نگاه کن جلد 7 با تعجب بدون جلد 6 خواندیم وتعجبمان ازبین رفت...

سپس گفتم که هر از گاهی می اومدم اینجا و هر دفعه گم و گور می شدم...

یه بار رفتم تو چت باکس یادم نیس کی اونجا بود ولی هرکی بو داشتن دست گل هاشون تو مدرسه رو رو می کردن که من از راه رسیدم و گفتم اقا کی مترجمه من بهش بگم یه کتابه ترجمه کنن؟

گفتند : چه کتابی می خوایی ترجمه کنه؟؟؟

کفتم اخرین شاگرد...

گفتند باید بری به فلان وبهمان بگی که من باز یادم نیس...

در ان لحظه داشتم دوباره گم می شدم تو حرفا اینا که یک دفعه محمد حسین جووون فسیل به دادم رسید... @smhmma

و گفت می خوای چی کار کنی دخترم؟؟؟

با خودم گفتم"دخترم؟؟؟؟"

دیدم بعله... دخترم...

احساس دلگرمی بهم دت داد که یه کسی منو داره نجات میده از سردر گمی و فکر کردم که باید جای بابای من باشه (که بعد یه چیزی تو تایپکا پیدا کردم که گواه شد نباید خیلی بزرگ تر از من باشه...)

خلاصه تو همون چت باکس گفتم من می خوام اخرین شاگردو ترجمه کنین ( در ان زمان به حدی ذوق داشتم که نگو با خودم می گفتم نیگاه کن دارم با کی حرف میزنم که بعد متوجه شدم کس خواص که هست ولی نه اون قدر که فکر می کردم احساس رییس بودنو اینا نسبت بهش داشتم و به شدت فرمان بردار بودم... و در حدی که حالا بماند اگه می کفت الان ماه تو اسمون نیس می گفتم اره من که ماه نمی ینم این خورشیده)

خلاصه امحمد حسین که دید اینا دارن چی میگن وبرا من بچه مثبت ضرر داره(داشتن درباره تیکه به معلمو اینا می انداختند) گفت بیا تو پروفایلم...

من با خودم گفت م ای خاک بر سرم چه ریختی برم تو پروفایل این الهه ی بزرک فسیل شده؟؟؟

گفتم چه طوری؟

بد بخت رو به اینجا رسوندم

"اوا جان رفتی؟؟؟؟؟

دخترم همینجا بهم پیام بده خب؟؟؟

اینجا متن رو بنویس و بزن روی دکمه ی ارسال پیغام

یه سری توضیحات داد که من نه یادمه نه فهمیدم باید چه کنم...

خلاصه با یه مکافاتی رفتم تو پروف خودم و اونجا یک عالمه وقت درباره ترجمه و اینا حرف میزدیم

هی این استاد بزرگ می گف نمی شه

هی من می گفتم میشه

دیگه کم مونده بود از شیراز بیاد اصفهان با لنگه کفش بزنه تو سرم وبگه نــــــــــــــمب شــــــــــــــــــه بفــــــــــــــــهم...

دیدم بیچاره حالا سکته می کنه یک به خاطر ادرس گرفتن و نفهمیدن من که دو سه روز بعد فهمیدم چی داره میگه... و دو بخاطر اینکه داره می گه نمی شه...

بعد تسلیم شدم و رفتم رو فاز اینکه نکنه تام ارتیست کتاب اخرین شاگرد یا هوراس یا ویل بمیرن و بد بخت دوباره به من فهموند که نمی میرن احتمالا...

بعد دیگه جیغ مامنم در اومد واسه شام و خدا حافظی کردم و گورم را بردم اشپز خونه...

پس از اندی دیدم کتاب اخرین شاگرد ترجمه شده و خبر خوشش رو سایلنت تایپک زده @tars15

الان این قدر که از سایلنت می ترسم اون وقت اصلا انگار نه انگار که یکم این بشر مجهوله...

و کلی ازش تشکر کردم

و دوباره افتادم رو اون دنده و بهش دو باره گیر دادم که بره بگه که ترجمه اش کنن و روزی ار نو

که گفت دست من نیس و خودش رو راحت کرد و گفت برو به مجید بگو @PLUTO

که دیگه با نا امیدی بهش نگفتم رفتم بهش گفتم امضات قشنگه

من در ان زمان نام کار بریم این اود"اوا"

بعد مجید خونده بود اِوا و بهم گفت اینم اسمه؟

من این یکیرو هم دست بالا گرفتم ولی نه خیلی چون به اسمم چیز گفت...

بعد دلم می خواست یه تایپک بزنم

در ان زمان اصلا دقتی به این چیزا که زیر چت باکس تا افراد انلاین هس اصلا دقت نداشتم و حتی نگاه هم نمی کردم بلکه می گفتم اینا دیگه چیه؟؟ @Cyrus-The-Great

بعد رفتم به علیرضا کفتم من چه ریختی تایپک بزنم؟

و بهم راهنمایی خوبی داد و از اوهم هنوز متشکرم و همنوز یه ادم حسابی می بینمش چون شناخت دیگه ای به اون ندارم...

در ان زمان تازه ارمان صبوری ثبت نام کرده بود @آرمان صبوری

خلاصه تاپک رو زدیم با نام فناوری های به درد نخور

وقتی کار تایپک تموم شد دیدم وای چرا عکسا کوچیکه و نظر دادم ببخشید کوچیکه ...

و بعد این ارمان جون راهنمایی کرد...

و نه خوشم میومد نه بدم میومد ازش "مثل بقیه ی الافا خخخخخ"

بعد در ان زمان دیگه نسبتا وارد شدم و یک دفعه دیدم این دیگه کیه تو دوستانم؟؟؟ دیدم اهان محمده اوتارشو عوض کرد.. @Ajam

بعد یاد جواب سایلنت افتادم...

افتادم به جون مجید واسه ترجمه اونم زود خودسشو را حت کرد و گفت ما خیلی پروژه داریم و خودشو با سایت در حد 6 سال راحت کرد

چون داد تا 6 سال دیگه پروظژه داریم((203))

خلاصه نسبتا می شه چند وقت پیش به ژوپیتر امیر حسین جان گفتم می خوام گرافیست بشم.. @JuPiTeR

, و بعد گفت نمونه کار((82))

یه چیزی ساختم و دادم...

گفت نه این خوب نیس ...

من کلا از ایشون به شدت حساب می برم چون میدونم با جوابی که داد اصلا رو فاز شوخی با من نیس

گفتم چشم من تلاش می کنم...((211))

بعد من یه عکس با یه شنل از خواهرم گرفتم بو روی یک بک گراند توپ گذاشتم...

خواهرم شده بود مثل اشباهی که بالا سر قبر وایمیستن و برا محمد حسین دادم و حال کرد خخخخخخ

من در این زمان رفتم رو فاز assassin's creed unity و شدم بد بخت عالم و به هزار در توی بیرون و داخل سایت واسه درست کردن مشکلش و هنوز درس نشده ودر این زمان من به شدت از مجید حساب میبرم

چون در این زمان حساب شوخی نداشت...

بعد واسه ترجمه دوباره افتادم به پا محمد مهدی بد بخت اونم بی چاره کردم تا ولش کردم.. @M.Mahdi

در حدی که گفت "دیگه نمیدونم چی بگم والا :-""

من در این زمان خوشمان امد از اخلاق...

بعد با ارمان درست و حسابی اشنا شدمو

دیگه شد الان...

بچه ها مواظب خودتون باشین براتون می ترسم....

میترسم نفر بعدی و قربانی بعدی من شما باشین

مواظب باشین

الان می افتم به پاتوناااااا...

از من گفتن بود....



   
********، tajik.mahsa، mahta.1378 و 8 نفر واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
sheyton.divane
(@sheyton-divane)
Famed Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 2544
 

منو چرا یاد کرده بودی اوا؟ @.AvA.



   
پاسخنقل‌قول
StormBringer
(@thunder)
Famed Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 2246
 

آفرین آوا اما اینکه ژوپیتر امیر حسینه .. بابابزرگ محمد حسینه! اشتباه نکن دخترم:دی @.AvA. خب خیلی پروژه داریم دیگه:(( الان اینا رو کی می خواد جمع کنه؟؟ هان؟؟؟ راستی این اطلاعیه جمعیست:دی مترجم جذب می نمائیم. هر کی مغز گوسفند خورده بیاد تست بده:دی:دی:دی



   
********، tajik.mahsa، mahta.1378 و 4 نفر واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
.AVA.
(@ava)
Honorable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 559
 

@Ajam 76990 گفته:

منو چرا یاد کرده بودی اوا؟

به خاطر اواتارت و این که به شدت تعجب کرده بودم:این دیگه کیه؟؟؟((62))

- - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

@PLUTO 76992 گفته:

آفرین آوا اما اینکه ژوپیتر امیر حسینه .. بابابزرگ محمد حسینه! اشتباه نکن دخترم:دی @.AvA. خب خیلی پروژه داریم دیگه:(( الان اینا رو کی می خواد جمع کنه؟؟ هان؟؟؟ راستی این اطلاعیه جمعیست:دی مترجم جذب می نمائیم. هر کی مغز گوسفند خورده بیاد تست بده:دی:دی:دی

والا من همیشه اینا رو قاطی میکنم...((220))



   
********، mahta.1378 و azam واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
sheyton.divane
(@sheyton-divane)
Famed Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 2544
 

@.AvA. 76993 گفته:

به خاطر اواتارت و این که به شدت تعجب کرده بودم:این دیگه کیه؟؟؟((62))

نوشتی مجید اواتارشو عوض کرده به من چه؟



   
******** و mahta.1378 واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
.AVA.
(@ava)
Honorable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 559
 

@Ajam 76994 گفته:

نوشتی مجید اواتارشو عوض کرده به من چه؟

واااااااااااااااای ببخشید من تو رو با اون هم قاطی کردم...

یادت نمی یاد بهت گفتم چرا عوض کردی ؟ گفتی اون برا محرم بود...



   
******** و mahta.1378 واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
sheyton.divane
(@sheyton-divane)
Famed Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 2544
 

@.AvA. 76996 گفته:

واااااااااااااااای ببخشید من تو رو با اون هم قاطی کردم...

یادت نمی یاد بهت گفتم چرا عوض کردی ؟ گفتی اون برا محرم بود...

چرا یادمه فقط می خواستم بگم اسمم محمده، مجید نیست!



   
پاسخنقل‌قول
.AVA.
(@ava)
Honorable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 559
 

@Ajam 76997 گفته:

چرا یادمه فقط می خواستم بگم اسمم محمده، مجید نیست!

ببخشید تایپ زیادی همین مشکلاتو هم داره

عوضش کردم...

- - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

@PLUTO 76992 گفته:

آفرین آوا اما اینکه ژوپیتر امیر حسینه .. بابابزرگ محمد حسینه! اشتباه نکن دخترم:دی @.AvA. خب خیلی پروژه داریم دیگه:(( الان اینا رو کی می خواد جمع کنه؟؟ هان؟؟؟ راستی این اطلاعیه جمعیست:دی مترجم جذب می نمائیم. هر کی مغز گوسفند خورده بیاد تست بده:دی:دی:دی

نه من رفتم دیدم درس نوشتم...



   
********، mahta.1378 و sheyton.divane واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
صفحه 10 / 20