Header Background day #27

ملکه آتش

-

مجموعه: ثبت نشده
ژانر:
زبان اصلی: انگلیسی
لینک کتاب در انجمن زندگی پیشتاز
سال چاپ اولیه: -
بازدید‌ها: 2.0K
امتیاز گودریدرز: - (رأی -)
امتیاز منتقدین: - (رای 0 منتقد)
امتیاز کاربران: - (رای 0 کاربر)

خلاصه و توضیحات

بخشی از کتاب ملکه آتش:

ظاهرا ماجرا فقط یک واقعه ساده بوده است.
هرچند که در نظر من بشر تاکنون ماجرایی اینچنین خارق العاده و اسرارآمیز از سر نگذرانده است
آن شب نیز با یاد خاطرات گذشته، روبه روی آینه ایستاده و به تصویر زشت خودم خیره شده بودم، و از شناخت تنهایی و بی کسی خود، که نه پدر و مادر داشتم و نه خواهر و برادر، رضایت تلخی احساس می کردم.
غرق اندیشه بودم که ناگاه کسی بر در اتاق کوبید. قبل از آنکه در را باز کنم گوش کردم که بفهمم کیست. ساعت حدود دوازده شب بود و حال روحی ام برای پذیرفتن هیچ غریبه ای مساعد نبود. در دانشکده و شاید در تمام دنیا جز یک دوست نداشتم. ممکن بود او باشد . در همین هنگام، صدای سرفه شخصی که پشت در بود بلند شد. خودش بود. با شتاب در را باز کردم.
دوستم مردی بود بلند قد و تقریبا سی ساله که آثار زیبایی خارق العاده ای در چهره اش نمایان بود. او در حالی که دسته صندوق آهنی سنگینی را در دست داشت و زیر وزن آن به سختی تعادل خود را حفظ می کرد، به شتاب وارد شد و صندوق را روی میز گذاشت و به شدت به سرفه افتاد . آنقدر سرفه کرد که صورتش کاملا کبود شد.

اشتراک در
اطلاع از
guest

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments

بخشی از کتاب:

ظاهرا ماجرا فقط يك واقعه ساده بوده است.
هرچند كه در نظر من بشر تاكنون ماجرايي اينچنين خارق العاده و اسرارآميز از سر نگذرانده است
آن شب نیز با یاد خاطرات گذشته، روبه روی آینه ایستاده و به تصویر زشت خودم خیره شده بودم، و از شناخت تنهایی و بی کسی خود، که نه پدر و مادر داشتم و نه خواهر و برادر، رضایت تلخی احساس می کردم.
غرق اندیشه بودم که ناگاه کسی بر در اتاق کوبید. قبل از آنکه در را باز کنم گوش کردم که بفهمم کیست. ساعت حدود دوازده شب بود و حال روحی ام برای پذیرفتن هیچ غریبه ای مساعد نبود. در دانشکده و شاید در تمام دنیا جز یک دوست نداشتم. ممکن بود او باشد . در همین هنگام، صدای سرفه شخصی که پشت در بود بلند شد. خودش بود. با شتاب در را باز کردم.
دوستم مردی بود بلند قد و تقریبا سی ساله که آثار زیبایی خارق العاده ای در چهره اش نمایان بود. او در حالی که دسته صندوق آهنی سنگینی را در دست داشت و زیر وزن آن به سختی تعادل خود را حفظ می کرد، به شتاب وارد شد و صندوق را روی میز گذاشت و به شدت به سرفه افتاد . آنقدر سرفه کرد که صورتش کاملا کبود شد.

  • زبان فایل: پارسی
  • فرمت فایل: pdf
  • تعداد صفحات: 219
  • منتشرکننده: نود و هشتیا
  • تعداد دانلود: 7 کاربر
  • حجم فایل: 2.25 MB
  • نام فایل: Malake_Atash.pdf
  • تاریخ انتشار: 1397/08/11

برای این کتاب تا به حال نقدی ثبت نشده است.

نقل قولی برای این کتاب ثبت نشده است. شما نقل قول برایش ثبت کنید.

تاریخ انتشار: 1395/05/01
دیدگاه‌ها: 0
فرستنده: BookPioneer
بازدید‌ها: 2029 بار
دسته بندی‌ها:
لینک کوتاه: https://bkpr.ir/818

کتاب‌های دیگر در این مجموعه

کتاب‌های مشابه

لیست‌های مرتبط با این کتاب

درباره نویسنده