Header Background day #01
آگاه‌سازی‌ها
پاک‌کردن همه

سقوط

1 ارسال‌
1 کاربران
3 Likes
1,472 نمایش‌
MHS20003
(@mhs20003)
Trusted Member
عضو شده: 5 سال قبل
ارسال‌: 22
شروع کننده موضوع  

به پایین نگاه میکردم،به کسایی که منتظر افتادنم بودن،چطور شد که به اینجا رسیدم؟
چطوری به جایی رسیدم که حتی اسم خودمم رو فراموش کنم،اسم کسی رو که دوستش داشتم...
بدترین لحظه جایی بود که فراموش کردم هدفم چه بود...
حتی فراموش کرده بودم که تصویر درون آن شیشه پشت سیاه مستطیلی متعلق به کیست.و هروقت که آن را میدیدم برایش تعظیم میکردم و وقتی بلند میشدم فراموش میکردم که تعظیم کرده ام و دوباره برایش خم میشدم و این چرخه تا مدت طولانی ای ادامه داشت.
فراموش کرده بودم،فراموش شده بودم،فراموش کرده بودم که فراموش کردم،فراموش کردم که فراموش شدم.
آهی میکشم،پایم را روی فضای خالی میگذارم و سقوط میکنم،فریاد میکشم،فریاد میشنوم،و به خالی چنگ میزنم.
نزدیک به برخورد بودم،نزدیک به پایان،که ناگهان چنگ کشیدن را فراموش میکنم،فریاد کشیدن زا فراموش میکنم،فریاد شنیدن را فراموش میکنم،سقوط را فراموش میکنم
میان زمین و آسمان معلق مانده بودم که...
نفس کشیدن را فراموش میکنم...


   
نقل‌قول
اشتراک: