Header Background day #01
آگاه‌سازی‌ها
پاک‌کردن همه

بررسی شروع داستان در داستانک ها

2 ارسال‌
2 کاربران
5 Likes
1,618 نمایش‌
lord.1711712
(@lord-1711712)
Famed Member
عضو شده: 5 سال قبل
ارسال‌: 1002
شروع کننده موضوع  

بررسی شروع داستان در داستانک
با نگاهی به کتاب اپرای قورباغه های مرداب خوار

تایپیست: رضا

چکیده
شروع داستان از نقطه ی مناسب، از ویژگی های یک نویسنده ی برجسته و تواناست. این مقاله به بررسی این ویژگی در داستان های کوتاهِ کوتاه می پردازد. پس از تعریف داستانک، به اهمیت شروع داستان و نحوه ی شروع در داستانک توجه می نماید و با نگاهی به کتاب اپرای قورباغه های مرداب خوار، این مسئله را در داستانهای خیلی خیلی کوتاه این مجموعه بررسی می کند. بسیاری از منتقدان و نظریه پردازان ادبی، حضور داستان های کوتاهِ کوتاه و ورود مینی مالیسم در ایران را مورد بی توجهی و گاهی انکار قرار می دهند. این بحث در جامعه ی ادبیات داستانی کشورمان دارای اختلاف نظرهای فراوانی است. با احترام به تمام اختلاف نظرها و انکارها، این مقاله شروع داستان در داستانک را مورد توجه قرار می دهد و در پایان به نتایج زیر دست می یابد:
در داستانک نیز، همچون دیگر گونه های ادبیات داستانی، شروع های متنوعی را شاهدیم. چون داستانک برای عصر بی حوصلگی بشر نوشته می شود، باید دارای آغازی قوی و جذاب باشد و در همان آغاز، خواننده را درگیر نماید. در مجموعه ی اپرای قورباغه های مرداب خوار، با آغازهای گوناگونی، از جمله استفاده از گفت و گو، توصیف و حادثه رو به رو هستیم. برخی از داستانک ها با شروع از پایان خواننده را به دنیای داستان می کشانند.
واژگان کلیدی: داستانک، مینی مالیسم، آغاز داستان، ساختار، نقد.
داستانک:
داستانک، فلشر، داستان کوتاهِ کوتاه، داستان مینی مال، خرده داستان، داستان برق آسا، فلش فیکشن (Flash Fiction) داستان های قوطی کبریتی، داستان طرحوار (Skeletal Fiction)، داستان لاغر (Skinning Fiction)، داستان آتشین (Furious Fiction)،
داستان کوچک (Micro Fiction)، داستان ناگهانی (Sudden Fiction) ، داستان برق آسای لرزان (Quake Fiction)، داستان تند (Fast Fiction)، داستان کارت پستال (Fiction Post Card)، داستان کنسروشده و .... عنوان هایی است که امروزه برای داستان هایی به کار می رود که هنوز تعریف و چارچوبی کامل و جامع نیافته اند.
در تعریف داستانک، اختلاف نظر زیادی به چشم نمی خورد. میرصادقی مینویسد: «داستانک، داستانی به نثر است که باید از داستات کوتاه جمع و جورتر و کوتاهتر باشد و از 500 کلمه کمتر و از 1500 کلمه بیشتر نباشد.»
در فرهنگ بریتانیا آمده است: «مینیمالیست به قدری به فشردگی و ایجاز اهمیت میدهد که فقط عناصر ضروری اثر را نگه میدارد؛ آن هم در کمترین و کوتاهترین شکل. به همین سبب، عریانی واژه ها و کم حرفی، از روشن ترین ویژگی های آثار مینیمال بیان میگردد.»
برخی نیز بر این باورند که تعریف زیر بهترین تعریف داستان مینیمال است:
«داستان مینیمال نوعی جریان آگاهانه است در جهت خلق آثار داستانی، که از واژگان اندک پدید آمده تا از آن طریق، مباحث و مفاهیم عمیق و پیچیده مطرح می شود.»
بدین ترتیب، میبینیم که اشاره به کوتاهی و به کارگیری ایجاز، از ویژگی های داستانک است. با وجود این، در آثار مینیمالیست غرب، داستانهای 3-4 صفحه ای نیز دیده می شود، که بحث درباره ی تعریف و ساختار مینیمال مقاله ای جداگانه می طلبد.
شروع داستان:
هر داستان از سه بخشِ مقدمه، تنه و پایان تشکیل می شود. شروع یک داستان نقطه ی بسیار مهمی است. خواننده با خواندن اولین جمله تصمیم میگیرد که ادامه دهد یا نه، و در حقیقت این نویسنده است که با انتخاب آنچه میتواند داستان شود، او را به خواندن تمام داستان راغب می سازد.
شروع داستان آنقدر مهم است که گاهی خود پایه ی طرحی برای نوشتن داستان می شود. داستان به صورت های متفاوتی آغاز می شود؛ برخی داستانها با توصیف، برخی با گفت و گو، بعضی با پرسش و یا حادثه و ... شروع می شوند. مهم نیست داستان چگونه آغاز می شود. باید آن آغاز به گونه ای باشد که گیراترین باشد.
«شیوه ی نوشتن آغاز داستان به هر شکلی که باشد، قصد و هدف مقدمه ی داستان بدون تغییر باقی می ماند. خواننده یا قبل آنچه را که نویسنده میگوید، میداند، یا در طول داستان میفهمد و اگر هم نیازی نباشد، نویسنده زیرکانه از آن می گذرد. نویسنده اگر بداند چه چیزهایی را نمی داند و درباره ی هر کدام از شخصیتهایش چقدر شناخت دارد، بهتر میتواند از عهده ی داستان برآید.
جملاتی که در داستان نوشته می شود، نباید تصادفی باشند. کلمات حرف میزنند، گله میکنند، حادثه می آفرینند، میخندانند، می گریانند و میتوانند دست خواننده را بگیرند و به آنچه گفته نشده است راهنمایی کنند.
خواننده مثل عابری است که سر صحنه ی تصادف رسیده است؛ از آنچه میبیند، به آنچه ندیده است میرسد. حال اگر او یک افسر پلیس باشد، خیلی بیشتر از آنها که حتی موقع بروز حادثه در صحنه بوده اند ندیده ها و نگفته ها را می بیند.
نویسندگان بزرگ شروع داستان را نقطه ای بسیار حسّاس میدانند که فقط نویسنده ی هنرمند میتواند از عهده ی نوشتن مطلوب آن برآید.
آنتوان چخوف میگوید: «داستان باید بلافاصله در ذهن خواننده بزند و بی درنگ او را به قلمرو احساس و افکار خویش بکشاند.»
ادگارد آلن پو نیز بیان میکند: «اگر نویسنده در همان نخستین جمله، مفهوم مورد نظر خود را مطرح نکند، در همان نخستین قدم شکست خورده است. »
نوع گزینش آغاز داستان بستگی به موضوع داستان هم دارد. این نویسنده است که تصمیم میگیرد چگونه آغاز کند تا خواننده را با خود همراه سازد. «انگار داستان نویس میگوید میخواهم داستانی را پیش چشمتان ظاهر کنم که مثل دستمال ابریشمی ای که شعبده باز از زیر ساعتش درمی آورد، مجذوب کننده است. »
شروع داستانک:
اختلاف نظر در باب داستانک فراوان است؛ به طوری که گروهی آن را فاقد اصول داستان نویسی و عناصر داستانی می دانند.
گروهی نیز داستانک را عصاره و فشرده ی داستان کوتاه می دانند. این گروه معتقدند ساختار داستانک همان ساختار داستان کوتاه است و آن را نوعی روایت موجز میدانند که همانند داستان کوتاه، همه ی اجزای آن معطوف به القاء نثری واحد در خواننده هستند.
در داستان هایی که ایجاز در آنها حرف اول را میزند، به کارگیری کلمات و گزینش آنها نقش اساسی دارد. کلمات و واژه ها در قامت یک داستان کوتاهِ کوتاه یا مینیمال نقش حیانی دارند و باید جاندار و زنده و پویا و جویا باشند. کلمات بیگانه، مردگانی هستند که خیلی زود محیط را متعفّن کرده و هرخواننده ای را از خود دور می سازند. از این رو، نوشتن داستانهای مینیمال کاری ساده نیست.
پیشروان این سبک معتقدند: «داستان کوتاه بر اصلی با دو ویژگیِ جزءگرایی و اختصار استوار است و نیازی به مقدّمات، توصیف های اوّلیه و روشن سازی ندارد. در داستان های امروزی باید یکباره به قلب موضوع زد و به این ترتیب، همه چیز بدون مقدمه شروع می شود.»
ارنست همینگوی میگوید: «من همواره سعی میکنم که بر اساس قانونِ توده های یخِ شناور داستان بنویسم. هفت هشتمِ توده ی یخ زیر آب است و بخش اندکی از آن روی آب می باشد. »
دان مارلو نویسنده ی داستانهای معمایی، میگوید: «ضروری است که از یک سکوی بلند، مستقیم به وسط داستان بپرید. »
به نویسندگان مینیمال درباره ی آغاز داستان گفته شده است: «سرآغاز داستان نباید زمینه چینی و مقدمه باشد. هنگام خلق داستان کوتاهِ کوتاه، نباید چندین صفحه را به توصیف گذشته ی ماجرا اختصاص داد؛ باید راه حلی پیدا کرد که تمام ماجرای مهم، در یک پاراگراف گنجانده شود. به همین دلیل، داستان را میتوان از میانه اش آغاز کرد. مردی می دود؛ بمبی در حال خنثی شدن است؛ خواننده باید بلافاصله خود را در این فضا احساس کند. »
شروع داستان مینیمال را چون سر و صدای زمینه ای دانسته اند که خواننده را به دام میاندازد. داستان کوتاهِ کوتاه از نقطه ای نزدیک به پایان داستان می شود.
«نویسنده ی داستان مینیمال، خواننده را مستقیماً به وسط صحنه ی داستان می اندازد، بی آنکه جزئیات در اختیارش بگذارد و یا راهنمایی اش کند. »
داستانک کمی قبل از لحظه ی تحول شروع می شود و لحظه ی تحول، همان لحظه ی پایان داستان است. این پایان غیرمنتظره و ضربه ای حکایت از توانمندی داستانک دارد؛ زیرا «متن ادبی از راهِ کند کردن فرآیند ادراک خواننده و نیز از راه شوکه کردن او با رویداد یا فرجامی نامنتشر، میتواند از پدیده های مألوف، آشنایی زدایی به عمل آورد و خواننده را به اندیشیدن و تجدید نظر سوق دهد. »
فشردگی وکوچکی داستانهای کوتاهِ کوتاه موجب نمی شود که داستان از وظیفه اش شانه خالی کند؛ موجب نمی شود تا پشت کلمه های پر طمطراق پنهان شود. هرچند برخی این داستانها را انحرافی از داستان کوتاه میدانند که در آن تحوّلی ایجاد نکرده است.
معرفی کتاب:
اپرای قورباغه های مرداب خوار، نوشته ی جواد سعیدی پور، در سال 1387 در 128 صفحه و در قطع جیبی منتشر گردید. این کتاب شامل 85 داستان کوتاهِ کوتاه است که بدون مقدمه و صحبتی از ناشر یا نویسنده، پشت سر هم آورده شده است.

بررسی داستانکها:
شروع داستان در داستانک، از صحنه های اصلی است. نویسنده فرصت آسمان و ریسمان بافتن ندارد. او به هر نحوی که داستانش را آغاز کند، بی درنگ سر اصل موضوع می رود. داستانکهای اپرای قورباغه های مرداب خوار را از دیدگاه هایی متفاوت می توان بررسی کرد. ابتدا نحوه ی به کارگیری کلمات را در آنها مورد توجه قرار میدهیم. از این منظر، شروع داستان به دو دسته تقسیم می شود: شروع با گفت وگو، شروع با توصیف.

شروع با گفت و گو:
داستان هایی که با گفت وگو آغاز می شوند، عموماً داستانهای بدون راوی هستند. (البته جز در بخش حدیث نفس). این داستانها خود به سه گروه تقسیم می گردند:
1- داستان هایی که با جمله ی خبری آغاز می شوند.
2- داستان هایی که با جمله ی پرسشی شروع می شوند.
3- داستان هایی که با شخصیت در ذهن به گفت وگو می پردازد.
داستانهایی که با گفت وگو آغاز شده اند، غالبا به شیوه ی نمایشنامه ای وبه صورت یک گفت وگوی دونفره پایان یافته اند. گفت و گو، عنصری است که نویسنده ی داستان کوتاهِ کوتاه اطلاعاتی درباره ی زمان، مکان و شخصیتهای داستان به خواننده می دهد.
انتخاب جمله ی آغازین در داستانهای کوتاهِ کوتاه بسیار مهم است. در بیشتر داستانک هایی که با جمله ی پرسشی آغاز می شوند، گرهِ داستان را در همان سطر اوّل شاهدیم. هرچند این شگرد در داستانکهایی که با جمله ی خبری آغاز می شوند نیز دیده می شود؛ اما در مورد اوّل پررنگ تر است. برای نمونه، شروع چند داستانک آورده می شود:
زن می پرسد: «چرا آن انگشتر را دادی به من؟» (انگشتر :21).
«کی بهت گفته بود جلوی ماشین را بگیری؟» (رئیس جمهور: 30).
زن پرسید: «سرباز کجایی؟» (ساعت هشت: 34).
گفت: «چطور میخواهید با او زندگی کنید؟» (یک مکالمه تلفنی:100).
نویسنده به خوبی تشخیص داده است با نوشتن چه جمله هایی می تواند چنگ در ذهن خواننده بزند. 29 داستان (34%) این مجموعه با گفت وگو آغاز شده است. 20 درصد از این داستانکها با پرسش، 44 درصد با جمله های خبری و 34 درصد با حدیث نفس آغاز می شوند. «خرزهره» تنها داستانک این مجموعه است که با یک نامه آغاز می شود.

شروع با توصیف:
وقتی از شروع با توصیف در داستانک سخن میگوییم، نباید انتظار داشته باشیم که شاهد توصیف هایی طولانی باشیم، نظیر آنچه در آغاز رمان باباگوریو می بینیم. توصیف در داستانک در یکی-دو جمله و گاهی در چند کلمه پایان می یابد. توصیف های آغاز داستانک های اپرای قورباغه های مرداب خوار به دو دسته تقسیم می شود:

1- توصیف شخصیت
2- توصیف فضا (شامل توصیف مکان و گاهی اشاره ای به زمان)
البته نباید تصور شود در هر کدام از داستانهایی که با یکی از این توصیف ها آغاز میشود، خبری از دیگری نیست؛ بلکه به دلیل کوتاهی قامت داستانکها، گاهی چنان این توصیف در هم تنیده می شوند که به سختی میتوان یکی را بر دیگری رجحان داد. نویسنده، بی طرف با شخصیت های داستان و حوادث رو به رو شده است. توصیف ها با تمامی کوتاهی شان، خواننده را تحت تاثیر قرار می دهند. توصیف ها زنده و جاندار هستند و بغضی ها لبخندی را به خواننده هدیه می کنند.
53 داستان (62 درصد) با توصیف آغاز شده اند. 69 درصد از این داستانک ها با توصیف شخصیت و 30 درصد با توصیف فضا آغاز می شوند.

شروع با حادثه:
شروع داستانک به هر صورتی که باشد، می تواند آبستن حادثه ای باشد. این حادثه گاهی از طریق گفت وگو و گاهی از طریق عمل وارد دنیای داستان می شود. داستانک مجالی را برای صغری کبری چیدن های متداول رمان و داستان بلند ندارد. زود آنچه که نیاز است را بیان می کند و خواننده را تنها می گذارد. داستانکهای اپرای قورباغه های مرداب خوار، با آنکه در نگاه اوّل ساده به نظر می رسند، اما بستری برای تولد حوادث گوناگون شده اند. برخی همچون «مینیمال به چه درد میخورد؟» (36)، «سه شنبه» (37)، «تا باران آمد و زمین را خیس کرد» (55)، «داماد» (81)، «93 تا گوسفند» (85)، «رئیس پاسگاه» (18)، دارای شیب تندی از حوادث هستند و خواننده را با داستان درگیر می سازند. حوادث داستانهای این مجموعه، درگیریهای روانی، اجتماعی و خانوادگی هستند. خواننده، گاهی خود و گاهی اطرافیانش را در داستانک های این مجموعه به تماشا می نشیند.

شروع از آخر:
شروع از آخر داستان، شگردی است که بسیار مورد توجه نویسندگان داستانک و مینیمال است. این شگرد، علاوه بر آنکه گرهِ داستان را به وجود می آورد، شوق خواننده را برای خواندن داستان بیشتر می کند. در مجموعه ی اپرای قورباغه های مرداب خوار، نیز این شگرد در داستانک های «نصفه شبی» (29)، «رئیس جمهور» (30)، «پرونده» (48)، «کوچه خلوت» (69)، «سنگ قبر» (87)، «پارکینگ» (93)، «رقص» (98)، «اگر من یک مرد پولدار بودم» (110)، «آیه های یأس» (112) به کار گرفته شده است.

سخن پایانی:
با آنکه سعی گردید داستانک های این مجموعه از زاویه های گوناگون بررسی شود، اما شاید هنوز حرف های ناگفته ی بسیاری در این زمینه وجود داشته باشد. داستانک های «درس هایی درباره ی خودکشی» (31)، «شما دست بزنید» (44)، «نمیتوانی ندیده اش بگیری، بادِ منتظری که دور و برت پرسه میزند.» (47)، «راه رفتن» (49)، «دلقک» (70)، «سفارش» (75)، «طلاق» (84)، «در و دیوار» (97) به قدری کوتاهند که اگرچه میتوان نوع استفاده از کلمات را در آغاز آنها بررسی کرد، اما سعی در پیدا کردن مقدمه ی داستانی آنها، همچون بیشتر داستان های مینیمال، کاری بیهوده است. میتوان طبق اصل هرمنوتیک، حرف هایی زد؛ اما این حرف ها دردی از این نوزاد درمان نمی کند. مینیمال کاری به نظر منتقد ندارد؛ او از طرف خوانندگان مورد توجه قرار گرفته است و به حیات خود ادامه می دهد.


   
نقل‌قول
لینک دانلود
(@linkdownload)
Noble Member
عضو شده: 5 سال قبل
ارسال‌: 952
 

آموزش فوقالعاده ای بود!
در مورد داستان های کوتاه خیلی خوبه دوستان.
من شخصا با یه شروع آرام بیشتر موافقم چون خب میشه اطلاعات رو کم کم وارد مغز و ذهن خواننده کرد. خیلی شکیل و زیبا.
البته بقیشونم دوست دارما ولی سلیقم این شکلیه.
ولی خیلی توپ بود. دستتون درست!


   
پاسخنقل‌قول
اشتراک: