Header Background day #27
اعلان‌ها
پاک کردن همه

فقط زنده بمان!

6 نوشته‌ها
2 کاربران
4 واکنش‌ها
129 بازدیدها
AmbrellA
(@ambrella)
Noble Member
عضویت: 7 سال پیش
نوشته‌ها: 1193
شروع‌کننده موضوع   [#2555]

سلام به همه دوستان!

بعد مدت ها دلم گرفت و رفتم سروقت نوشتن داستان یه رمان جدید رو شروع کردم میخواستم اینجا چند فصلش رو منتشر کنم ببینم نظر دوستان چیه، ببینم هنوز میتونم بنویسم یا نه.

اول بگم دلم برای همتون خیلی تنگ شده برای اون روز های قدیم نوشتن نظر دادن و نقد کردن و کنار هم خندیدن.

پیش گفتار:

سالها از دوران اولیه گذشته است، انسانها از سطح زمین فراتر رفته اند و سفر های فضایی برای اکتشاف فضا و بدست اوردن منابع بیشتر در اوج خود قرار دارد، شرکت های بزرگ جای دولت ها را گرفته اند و سیارات و قمر های های منظومه را یکی پس از دیگری قابل سکونت میکنند، منابع را استخراج میکنند و تبلیغات برای پرورش نسل جدید فضایی را در هر نقطه ای میشد دید. 

بعد از اوج گیری و توسعه سریع تکنولوژی و انفجار جمعیت انسانها به سرعت به لبه منظومه شمسی رسیدند اما در انجا به چیزی رسیدند که هیچ کس پیش بینی نمی کرد، یک مانع!

در اطراف منظومه شمسی مانع عجیبی وجود داشت که اجازه عبور موجودات زنده را نمیداد، هر موجودی که دارای روح بود توان عبور از مانع را نداشت، با ازمایشات مختلف بعد از سالها تلاش و بررسی نتایج قطعی بدست امد. امکان عبور ربات و دوربین از مانع وجود داشت اما به دلیل وصعت مانع تنها یک فضای باز بی نهایت در ان سو دیده میشد. 

و در نهایت انچه نبایست میشد صورت گرفت:

رقابت های اولیه ابر شرکت ها به سرعت به خصومت های جدید و سپس جنگ بی نهایتی منجر شد. برداشت منابع با انفجار جمعیت باعث ترس کلونی های جمعیتی در سیارات مختلف شده بود. نبرد سهمگین تر و سهمگین تر شده بود، سیارات برتر بیشتر و بیشتر از منابع را برداشت میکردند و سیارات را پوک و بی حاصل رها میکردند. و در نهایت به سراغ تنها ستاره در دسرس خود یعنی خورشید رفتند.

با وجود جنگ بی نهایتی که وجود داشت برداشت منابع از خورشید بسیار محشت افرین بود سیارات دوردست به دلیل ضعف خورشید در سیاهی و سرما فرو رفتند و میلیارد ها انسان از بین رفتند. 

آینده ای برای این منظومه و انسانها وجود نداشت، گروهی از دانشمندان در نهایت اخرین منابعی که در دست داشتند را جمع اوری و صرف ساخت سفینه ای خاص کردند سفینه ای که تنها امید بقاء برای نسل بشر بود.

در این سیاره هزاران نطفه انسان قرار داشت که در سلول های زیستی ذخیره شده بودند. رباط های انسان نمای زیادی در این سفینه زندگی میکردند و به همراه بزرگ ترین رایانه و عظیم ترین بانک اطلاعاتی که تا ان زمان بشر به ان دست یافته بود. 

در میان ان جنگ های بی پایان سفینه ای غول پیکر به ارامی در سیاهی بی پایان فضا راهی شد تا محلی تازه برای فرزندان نسل بشر و شروعی نو پیدا کنند...

 

 

امید وارم بتونم درست بنویسم



   
JuPiTeR و envelope واکنش نشان دادند
نقل‌قول
envelope
(@envelope)
Honorable Member
عضویت: 7 سال پیش
نوشته‌ها: 510
 

این قطعی می‌شد بهونه‌ای باشه برای یه بازگشت کوچیک به حال و هوای اون زمان. حداقل بوک پیج و زندگی پیشتاز از اپ‌های داخلی که بهترن. 

مقدمه رو خوندم اما مگه مانع جلوی خروج موجودات زنده رو نمی‌گرفت؟ نطفه‌ها رو دارای روح حساب نمی‌کرد یا سفینه خاص بود؟ 

در کل خوبه که ببینیم دوباره برگشتی و می‌نویسی. احساس نوستالژیکی داره. امیدوارم کسب و کارت ضربه نخورده باشه و به ثبات برسی تا بتونی طوری که می‌خوای بنویسی. 



   
AmbrellA واکنش نشان داد
پاسخنقل‌قول
AmbrellA
(@ambrella)
Noble Member
عضویت: 7 سال پیش
نوشته‌ها: 1193
شروع‌کننده موضوع  

ارسال‌شده توسط: @envelope

این قطعی می‌شد بهونه‌ای باشه برای یه بازگشت کوچیک به حال و هوای اون زمان. حداقل بوک پیج و زندگی پیشتاز از اپ‌های داخلی که بهترن. 

مقدمه رو خوندم اما مگه مانع جلوی خروج موجودات زنده رو نمی‌گرفت؟ نطفه‌ها رو دارای روح حساب نمی‌کرد یا سفینه خاص بود؟ 

در کل خوبه که ببینیم دوباره برگشتی و می‌نویسی. احساس نوستالژیکی داره. امیدوارم کسب و کارت ضربه نخورده باشه و به ثبات برسی تا بتونی طوری که می‌خوای بنویسی. 

 

سلام

خوشحالم که بالاخره کسی نوشتم رو خوند و جواب داد دقیقا این حس مثل قدیم هاست و حس و حال باحال و عجیبی بهم میده. 

نه خب نطفه ها روح ندارن فقط سلول های اولیه هستن. 

انشاا... که اوضاع برای همه درست بشه و همه با هم با دل خوش بتونیم بنویسیم و بخونیم. 

راستی فصل اول رو دریاب!!

 



   
پاسخنقل‌قول
envelope
(@envelope)
Honorable Member
عضویت: 7 سال پیش
نوشته‌ها: 510
 

ارسال‌شده توسط: @ambrella

ارسال‌شده توسط: @envelope

این قطعی می‌شد بهونه‌ای باشه برای یه بازگشت کوچیک به حال و هوای اون زمان. حداقل بوک پیج و زندگی پیشتاز از اپ‌های داخلی که بهترن. 

مقدمه رو خوندم اما مگه مانع جلوی خروج موجودات زنده رو نمی‌گرفت؟ نطفه‌ها رو دارای روح حساب نمی‌کرد یا سفینه خاص بود؟ 

در کل خوبه که ببینیم دوباره برگشتی و می‌نویسی. احساس نوستالژیکی داره. امیدوارم کسب و کارت ضربه نخورده باشه و به ثبات برسی تا بتونی طوری که می‌خوای بنویسی. 

 

سلام

خوشحالم که بالاخره کسی نوشتم رو خوند و جواب داد دقیقا این حس مثل قدیم هاست و حس و حال باحال و عجیبی بهم میده. 

نه خب نطفه ها روح ندارن فقط سلول های اولیه هستن. 

انشاا... که اوضاع برای همه درست بشه و همه با هم با دل خوش بتونیم بنویسیم و بخونیم. 

راستی فصل اول رو دریاب!!

 

 

مثل قدیم‌ها که نمیشه دیگه، مگه یه تحول اساسی انجام بشه. 

اگه بر اساس این تعریف از روح بخواد پیش ببری که غیرمنطقی میشه در آینده. بالاخره از چه زمانی قراره اون موجود زنده و دارای روح حساب بشه؟ از وقتی راه میره؟ نفس می‌کشه؟ 

 

فصل اول رو ندیدم که کو امید

 



   
AmbrellA واکنش نشان داد
پاسخنقل‌قول
AmbrellA
(@ambrella)
Noble Member
عضویت: 7 سال پیش
نوشته‌ها: 1193
شروع‌کننده موضوع  

ارسال‌شده توسط: @envelope

ارسال‌شده توسط: @ambrella

ارسال‌شده توسط: @envelope

این قطعی می‌شد بهونه‌ای باشه برای یه بازگشت کوچیک به حال و هوای اون زمان. حداقل بوک پیج و زندگی پیشتاز از اپ‌های داخلی که بهترن. 

مقدمه رو خوندم اما مگه مانع جلوی خروج موجودات زنده رو نمی‌گرفت؟ نطفه‌ها رو دارای روح حساب نمی‌کرد یا سفینه خاص بود؟ 

در کل خوبه که ببینیم دوباره برگشتی و می‌نویسی. احساس نوستالژیکی داره. امیدوارم کسب و کارت ضربه نخورده باشه و به ثبات برسی تا بتونی طوری که می‌خوای بنویسی. 

 

سلام

خوشحالم که بالاخره کسی نوشتم رو خوند و جواب داد دقیقا این حس مثل قدیم هاست و حس و حال باحال و عجیبی بهم میده. 

نه خب نطفه ها روح ندارن فقط سلول های اولیه هستن. 

انشاا... که اوضاع برای همه درست بشه و همه با هم با دل خوش بتونیم بنویسیم و بخونیم. 

راستی فصل اول رو دریاب!!

 

 

مثل قدیم‌ها که نمیشه دیگه، مگه یه تحول اساسی انجام بشه. 

اگه بر اساس این تعریف از روح بخواد پیش ببری که غیرمنطقی میشه در آینده. بالاخره از چه زمانی قراره اون موجود زنده و دارای روح حساب بشه؟ از وقتی راه میره؟ نفس می‌کشه؟ 

 

فصل اول رو ندیدم که کو امید

 

 

دانلود فصل اول

 

اممم چرا نمیشه پست اول رو ویرایش کرد اینطوری فصل ها گم میشن تو پستا!!

خب در جواب خوشگلت باید بگم همین الان هم نطفه در دنیای واقعی هم روح نداره تا 4 ماهگی که البته غیر منطقی نمیشه چون میشه نطفه ها رو فریز کرد و غیره وقتی به یه رشدی رسیدن میشن جنین خخخخ لازم به راه رفتن و نفس کشیدن نیست خیلی چیزا رو هم لازم نیست توی دنیای تخیلی از خودمون در بیاریم بهتره کمی از واقعیت هم توی دنیای تخیلی باشه!

فصل اول رو بزن ببینیم نظرت چیه

 



   
پاسخنقل‌قول
envelope
(@envelope)
Honorable Member
عضویت: 7 سال پیش
نوشته‌ها: 510
 

ارسال‌شده توسط: @ambrella

ارسال‌شده توسط: @envelope

ارسال‌شده توسط: @ambrella

ارسال‌شده توسط: @envelope

این قطعی می‌شد بهونه‌ای باشه برای یه بازگشت کوچیک به حال و هوای اون زمان. حداقل بوک پیج و زندگی پیشتاز از اپ‌های داخلی که بهترن. 

مقدمه رو خوندم اما مگه مانع جلوی خروج موجودات زنده رو نمی‌گرفت؟ نطفه‌ها رو دارای روح حساب نمی‌کرد یا سفینه خاص بود؟ 

در کل خوبه که ببینیم دوباره برگشتی و می‌نویسی. احساس نوستالژیکی داره. امیدوارم کسب و کارت ضربه نخورده باشه و به ثبات برسی تا بتونی طوری که می‌خوای بنویسی. 

 

سلام

خوشحالم که بالاخره کسی نوشتم رو خوند و جواب داد دقیقا این حس مثل قدیم هاست و حس و حال باحال و عجیبی بهم میده. 

نه خب نطفه ها روح ندارن فقط سلول های اولیه هستن. 

انشاا... که اوضاع برای همه درست بشه و همه با هم با دل خوش بتونیم بنویسیم و بخونیم. 

راستی فصل اول رو دریاب!!

 

 

مثل قدیم‌ها که نمیشه دیگه، مگه یه تحول اساسی انجام بشه. 

اگه بر اساس این تعریف از روح بخواد پیش ببری که غیرمنطقی میشه در آینده. بالاخره از چه زمانی قراره اون موجود زنده و دارای روح حساب بشه؟ از وقتی راه میره؟ نفس می‌کشه؟ 

 

فصل اول رو ندیدم که کو امید

 

 

دانلود فصل اول

 

اممم چرا نمیشه پست اول رو ویرایش کرد اینطوری فصل ها گم میشن تو پستا!!

خب در جواب خوشگلت باید بگم همین الان هم نطفه در دنیای واقعی هم روح نداره تا 4 ماهگی که البته غیر منطقی نمیشه چون میشه نطفه ها رو فریز کرد و غیره وقتی به یه رشدی رسیدن میشن جنین خخخخ لازم به راه رفتن و نفس کشیدن نیست خیلی چیزا رو هم لازم نیست توی دنیای تخیلی از خودمون در بیاریم بهتره کمی از واقعیت هم توی دنیای تخیلی باشه!

فصل اول رو بزن ببینیم نظرت چیه

 

 

مسئله از خود در آوردن نیست با اینکه فانتزی و تخیلیه باز هم باید یه منطقی پشتش باشه، وگرنه سنگ رو سنگ بند نمیشه که.

حالا باقیش دیگه عشق خودته بازم. 

دانلود می‌کنم می‌خونم خسته نباشی. 

 



   
پاسخنقل‌قول