با عرض سلام وخسته نباشید خدمت دوستان.
بخونید و لذت ببرید.
نظر یادتون نره.
تشکر.
موجودی محبوس شده...
موجودی که نه انسان است، نه حیوان و نه هیولا...
بلکه موجودی است با ظاهری انسانی، خلق و خویی حیوانی و قدرتی هیولاوار...
موجودی که نامش بر اندام هر کس و هر چیزی رعشه می اندازد، موجودی به نام...
حقیقت...
موجودی که تمام آدمیان در زندگی به جست و جوی او می پردازند و در عین حال از او گریزانند.
و حال او از برای انتقام با خشم و نفرتی بی اندازه به پا خواسته
انتقام از دنیایی که سعی در نابودی روشنی او دارد
و از انسان هایی که او را کتمان می کنند
انتقامی از جنس خون و آهن
از جنس خشم و نفرت
و از جنس مرگ
حال نظاره گر دنیایی می شومیم که در آتش انتقام او می سوزد
و با چشمان خود شراره های تاریک روشن گرش را می بینیم و با پوست خود حرارتش را میچشیم
و ما موظفیم تا ازل او را در وجود خود نگاه داریم
حقیقتی ابدی را
حقیقتی به نام...
فصول تا اطلاع ثانوی از دسترس خارج شدن
به امید بازگشتی قویتر
واقعا از همه کسانی که داستان رو دنبال می کنن عذر می خوام که بعد از گذشتدو هفته هنوز فصلی قرار نگرفته در حال آماده کردن یه عیدی بودم که به عید نرسید و هنوز هم تمام نشده تا جایی که بشه منتظر می مونم تا عیدی آماده بشه اگر هم نشد تا پایان این هفته فصل جدید قرار میگیره باز هم پوزش
واقعا از همه کسانی که داستان رو دنبال می کنن عذر می خوام که بعد از گذشتدو هفته هنوز فصلی قرار نگرفته در حال آماده کردن یه عیدی بودم که به عید نرسید و هنوز هم تمام نشده تا جایی که بشه منتظر می مونم تا عیدی آماده بشه اگر هم نشد تا پایان این هفته فصل جدید قرار میگیره باز هم پوزش
همین که نیت کردی عیدی بدی خودش خیلی ارزش داره????
سلام به همگی
خب اول اینکه با خوندن مقدمه و فصل اول نمیشه داستان رو قضاوت کرد امکان اینکه این داستان به داستان فوق العاده ای تبدیل بشه وجود داره اما.
خب اما با خوندن همین مقدار چند نکته وجود داره (البته این نظر شخصیه منه و این سبک نوشتن رو هم زیاد نمیپسندم)
اول اینکه به طور کلی هدف نویسنده از نوشتن این مقدمه رو درک نمیکنم یه چیز اضافی و بدون هیچ هدفی مثلا میخواست بگه خیلی ترسناکه یا سنگ دله یا شیطانه یا هرچی .... منکه سر در نیاوردم اصلا به آخرش که رسیدم با خودم گفتم ...ها...چی گفت اصا
دوم در مورد سبک ادبی داستانه که تشبیه . جان بخشی ووووووو....
همه همه برای مثال این تیکه((اما اتاق چنان ترسیده که تنها قادر به لرزیدن است و جرئت فروریختن نمیدهد)) از اول داستان تا آخرش همش از همین دسته جملات سنگین بود یه صحنه رو میخوای توضیح بدی جون آدمو بالا میاری تا بفهمه چه خبره شاید اولاش خوب باشه اما تصور کن داستانت سیصد یا بشتر صفحه باشه اونموقع دیگه کسی طرف داستانت نمیره چون به شدت رو مخ و اعصاب خورد کن و کسالت بار میشه
سوم اینکه درسته ترسناکش کن اما معلوم نشد چی شد چی نشد زبان مار مانندش یا بوسه گرفتنو ..... بهتره صحنه های بهتری بسازی چون اینجوری خیلی ابتدایی و بی مزس یکم به داستان هیجان بده فضا رو بهتر توصیف کن مخاطب رو به وجد بیار داستان خیلی سرده برای مثال میتونستی از اول دهنشو نبندی و اولا یکم داد بزنه بعد با جادویی دهنشو ببنده یا غیره روی جادوهاش هم بیشتر کار کن جادو باید موج بزنه تو داستان نکته زیاده ولی فک کنم کافیه اما بازم میگم نویسنده قلم خوبی داره چون تشبیه هاش واقعا کاربردیه به کارت ادامه بده به محض اینکه فصل بدی باز میخونم نظر میدم یکی از طرفداراتم امیدوارم موفق باشی
یاحق
این هفته انشاءالله فصل داریم دیگه؟؟
اگه خدا بخواد دو فصل که هفته قبل هم جبران بشه
پوزش
- - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -
سلام به همگی
خب اول اینکه با خوندن مقدمه و فصل اول نمیشه داستان رو قضاوت کرد امکان اینکه این داستان به داستان فوق العاده ای تبدیل بشه وجود داره اما.
خب اما با خوندن همین مقدار چند نکته وجود داره (البته این نظر شخصیه منه و این سبک نوشتن رو هم زیاد نمیپسندم)
اول اینکه به طور کلی هدف نویسنده از نوشتن این مقدمه رو درک نمیکنم یه چیز اضافی و بدون هیچ هدفی مثلا میخواست بگه خیلی ترسناکه یا سنگ دله یا شیطانه یا هرچی .... منکه سر در نیاوردم اصلا به آخرش که رسیدم با خودم گفتم ...ها...چی گفت اصا
دوم در مورد سبک ادبی داستانه که تشبیه . جان بخشی ووووووو....
همه همه برای مثال این تیکه((اما اتاق چنان ترسیده که تنها قادر به لرزیدن است و جرئت فروریختن نمیدهد)) از اول داستان تا آخرش همش از همین دسته جملات سنگین بود یه صحنه رو میخوای توضیح بدی جون آدمو بالا میاری تا بفهمه چه خبره شاید اولاش خوب باشه اما تصور کن داستانت سیصد یا بشتر صفحه باشه اونموقع دیگه کسی طرف داستانت نمیره چون به شدت رو مخ و اعصاب خورد کن و کسالت بار میشه
سوم اینکه درسته ترسناکش کن اما معلوم نشد چی شد چی نشد زبان مار مانندش یا بوسه گرفتنو ..... بهتره صحنه های بهتری بسازی چون اینجوری خیلی ابتدایی و بی مزس یکم به داستان هیجان بده فضا رو بهتر توصیف کن مخاطب رو به وجد بیار داستان خیلی سرده برای مثال میتونستی از اول دهنشو نبندی و اولا یکم داد بزنه بعد با جادویی دهنشو ببنده یا غیره روی جادوهاش هم بیشتر کار کن جادو باید موج بزنه تو داستان نکته زیاده ولی فک کنم کافیه اما بازم میگم نویسنده قلم خوبی داره چون تشبیه هاش واقعا کاربردیه به کارت ادامه بده به محض اینکه فصل بدی باز میخونم نظر میدم یکی از طرفداراتم امیدوارم موفق باشی
یاحق
خیلی ممنون از وقتی که گذاشتید و نظر کاملی که دادید. در مورد اینکه هر فصل حتی مقدمه هدفی داره بهش شک نکنید شاید خیلی یه جوری باشه ولی هر قسمت از بخش هایی که اوردم مربوط میشه به قسمت های پایانی به خصوص فصل اول و مقدمه که بیشترین اطلاعات رو در ادامه به خواننده می دن در مورد سنگینی متن تلاشم رو می کنم که آسون تر بنویسم و جملات بلندم رو کوتاه کنم. در مورد فصل اول و بسته بودن دهان و... و اینکه فصل اول سرده و اون هیجان رو نداره موافقم ولی به نظر خودم شاید نیاز بوده باشه تا به این شکل نوشته بشه لا اقل تو این زمان شاید با رسیدن به انتهای داستان و زمان ویرایش نهایی نظرم عوض بشه در مورد قسمت جادو ها هم مطمئن باشید در ادامه بیشتر بهش می پردازم و واقعا خوشحالم که اینقدر دقیق خوندید و وقت گذاشتید برای اینکه نظر بدید ممنون می شم در ادامه هم همراهیمون کنید.
دو فصل شنبه هفته بعد یا جمعه روی سایت قرار می گیره.
همچنان منتظریم������������
به امید اینکه هرچه زودتر حاضر بشه⚘
کارهای ویرایش و ... هنوز تموم نشده هر وقت کامل شد یه کار با کیفیت روی سایت قرار میگیره شاید هم اتفاق های دیگه ای بیفته که در جریان قرار میگیرید البته اگر خودتون علاقه داشته باشید.
ببخشید اینقدر بدقولی میشه ولی سعیمون اینه که فصل ها کیفیت داشته باشن و خواننده از خوندنشون لذت ببره.
امیدوارم با همه این بدقولی ها بازم داستان رو حمایت کنید تا با انگیزه بیشتر ادامه بدیم.
باز هم پوزش بابت این همه منتظر گذاشتن کسانی که داستان رو دنبال می کنند.
کارهای ویرایش و ... هنوز تموم نشده هر وقت کامل شد یه کار با کیفیت روی سایت قرار میگیره شاید هم اتفاق های دیگه ای بیفته که در جریان قرار میگیرید البته اگر خودتون علاقه داشته باشید.
ببخشید اینقدر بدقولی میشه ولی سعیمون اینه که فصل ها کیفیت داشته باشن و خواننده از خوندنشون لذت ببره.
امیدوارم با همه این بدقولی ها بازم داستان رو حمایت کنید تا با انگیزه بیشتر ادامه بدیم.
باز هم پوزش بابت این همه منتظر گذاشتن کسانی که داستان رو دنبال می کنند.
اشکال نداره.
این چیزا پیش میاد.
همین که میدونیم هستی و ادامه میدی کافیه.
منتظر فصل دهی هم هستیم.
یکم فضای رمان مملو از یاس و نا امیدیه به نظرم اگه میخوای اینطوری نباشه زود تر دست به کار شین به نظرم حیفه شروع قوی داره یکم با تفکر بیشتر نتیجه بهتری حاصل میشه
یکم فضای رمان مملو از یاس و نا امیدیه به نظرم اگه میخوای اینطوری نباشه زود تر دست به کار شین به نظرم حیفه شروع قوی داره یکم با تفکر بیشتر نتیجه بهتری حاصل میشه
خیلی خوشحالم که شما هم داستان رو مطالعه کردید و این که این حس ناامیدی مربوط به فضای داستان خیلی منو خوشحال کرد چون یکی از مهم ترین چیز هایی هستش که می خوام ه خواننده القا شه حتی یک نفر هم حسش کرده باشه خیلی خوشحال کنندست از طرفی این فضا برای ادامه داستان نیازه پس امیدوارم در ادامه هم ما رو دنبال کنید
چه زمانی فصل بعدی رو میزارین؟
چه زمانی فصل بعدی رو میزارین؟
این خیلی وقته سوال منم هستا.
خیلی وقته یه هفته تموم شده.
حقیقتش فصل آماده است فقط ویرایش نهاییش مونده که به خاطر مشغله زیاد ویراستار طول کشیده پس هر وقت آماده شه و فایل دستم برسه به علاوه ویرایش نهایی دو فصل قبل روی سایت قرار میگیره.
ببخشید اینقدر بدقولی میشه ولی اگه کیفیت نوششتن من پایین باشه به نظرم به داستان و اون چیز هایی که در خودش داره و می خواد بگه لطمه وارد میشه برای همین باید تا جای ممکن کیفیت رو بالا برد.
باز هم بابت این همه بدقولی ببخشید ولی قول میدم که از نتیجه راضی باشید لا اقل امیدوارم.
باز هم پوزش
خب چندتا فصل قراره بزاری؟؟
یه تعدادی هست که این چند هفته جبران شه؟