Header Background day #19
اعلان‌ها
پاک کردن همه

حماسه ی رهجو

16 نوشته‌ها
7 کاربران
28 واکنش‌ها
5,617 بازدیدها
AMIR-E
(@amir-e)
Estimable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 185
شروع‌کننده موضوع   [#908]



سلام عرض میکنم .

یه داستان بلند دیگه از من :

فصل دهی رو آغاز کردم . بزودی به صورت پی دی اف میزارم رو سایت .

منتظر نقد های ارزشمندتون هستم .

بعد از دیدن دو چشم نورانی در ذلمات صحرای آریزونا عصبی و نگران شده بودم .


چشمانم به سیاهی عادت نداشت . فندک را از جیبم بیرون آوردم و امتحان کردم . همانطور که حدس میزدم ، گاز کافی


برای روشن شدن نداشت . درست مثل من که نای کافی برای راه رفتن نداشتم .


با خودم گفت :« حتماً توی روزنامه خبر مرگ مرا مینویسند با این عنوان که کشیک بیمارستان ، قربانی خودخواهی ها »


بعد از دیدن نوری سرخ از کیلومتر ها دور تر ، بارقه ای از امید در عمق افکارم شکل گرفت .


مدام ، این کلمات را از دهانم خارج میساختم . من یاغی نیستم . من یاغی نیستم .


سیاهی دورم حلقه زده بود . گویی مثل زنجیر ، دست یکدیگر را گرفته تا مرا سرنگون کنند .


آسمان خیال باریدن داشت . شاید هم قصد زجر کش کردن من را !


هوا ، 10 برابر یخچال سرد شده بود و من تنهای تنها در صحرای وسیع آریزونا گم شده بودم .


کیلومتر ها پیاده روی در این هوای سرد مطمئناً با مرگ من خاتمه خواهد یافت .


دستانم را در جیبم گرم میکردم اما چاره برای سوزش پاهایم نداشتم . احساس کردم 10 سال به عمرم اضافه شده .


اسم من ، مایکل مورتمن است . همان یاغی . همان رهجوی شجاع ... همان بیچاره ی تنها در صحرا ...


همان بیننده ی پیچ و تاب ابر ها ، همانند تلاطم امواج دریا .

من امروز قراره به تهران برم و متاسفانه نمیتونم ادامه داستان رو بنویسم ولی نگران نباشید زیاد طول نمیکشه .

تا این مدت از میلاد عزیز خواهش میکنم موقتا تاپیک رو ببنده .

ممنون از همگی بابت شکیبایی ـشون :105: milad.m



   
ali7r، رانوس پترونا، reza379 و 3 نفر واکنش نشان دادند
نقل‌قول
milad.m
(@milad-m)
Honorable Member
عضویت: 8 سال پیش
نوشته‌ها: 615
 

نویسنده عزیز اگر تمایل به فصل دهی داری زودتر بگذار تا ما گمراه نشیم یا حداقلش بگو دارم می نویسم .



   
AMIR-E و AMIR-E واکنش نشان دادند
پاسخنقل‌قول
صفحه 2 / 2