<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>        <rss version="2.0"
             xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
             xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
             xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
             xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
             xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
             xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
        <channel>
            <title>
									معرفی‌ها - زندگی پیشتاز				            </title>
            <link>https://bookpioneers.ir/pl/introductions/</link>
            <description>زندگی پیشتاز(Pioneer-life) با همراه شدن و همکاری دو گروه pioneer-group و life-gate با هدف ارتقا کیفیت و خدمتی عظیم‌تر و منسجم‌تر به تمامی دوست داران کتاب‌های فانتزی در سال 1392 تشکیل شده است. پس از یک سال کسب تجربه و فعالیت هر یک از گروه‌ها در این زمینه و اقدامات فراوان آن‌ها؛ اکنون با حضور این گروه امیدواریم بتوانیم با نیرویی جدید و روز افزون در راستای پیش برد و گسترش این هدف گام برداریم.</description>
            <language>fa-IR</language>
            <lastBuildDate>Mon, 31 Aug 2026 06:46:19 +0000</lastBuildDate>
            <generator>wpForo</generator>
            <ttl>60</ttl>
							                    <item>
                        <title>طاعون _ آلرکامو</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/pl/topicid/6130/</link>
                        <pubDate>Fri, 31 May 2019 16:06:50 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[12260اگزیستانسیالیسم ادبی جزو اولین  مکاتب ادبی بود که واقعا شیفته ی اون شدم ، برای اولین بار اون رو با کتاب  بیگانه اثر آلبرکامو شناختم ، پیشگفتار و مقدمه ای، مقاله مانند این کتاب  که در مو...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<div>12260<br><br></div><br><br>اگزیستانسیالیسم ادبی جزو اولین  مکاتب ادبی بود که واقعا شیفته ی اون شدم ، برای اولین بار اون رو با کتاب  بیگانه اثر آلبرکامو شناختم ، پیشگفتار و مقدمه ای، مقاله مانند این کتاب  که در مورد زندگی  آلبرکامو و معرفی اگزیستانسیالیسم ادبی بود رو بارها و  بارها خوندم ، فلسفه ی که موضوع تمام جملات جمع شده ی کنار هم در این کتاب  کلمه به کلمه برایم لذت بخش بود ، بعدها متوجه شدم که آلبرکامو در ادامه  بیشتر از اونکه دنباله رو اگزیستانسیالیسم باشه به سمت امونیسم کشیده میشه  ولی یکه تاز بی نظیر و نابغه ی ادبیات ژان پل سارتر ، اگزیستانسیالیسم رو  به حد اعلای اون رسوند جوری که بعد از خودش ، اگزیستانسیالیسم به جای اینکه  ادامه داشته باشه و همانند ریل قطاری که مسافران خود را تا بی نهایت هدایت  کنه ، به بن بستی عجیب رسید (البته این نظر شخصی خودم می باشد )،پله هایی  که جلوی من ظاهر شد رو  میشه گفت از سارتر به نیچه نامیدم ، شروعی معکوس  گونه برای درک یک فرآیند که به تدریج آغاز شده بود ، هنوز هم درست متوجه  نشدم که این سیر مطالعاتی درست بوده یا نه ، چون تصمیم خودم برای دوباره  خوانی این مکتب بارها به تعویق افتاده شد ،اما تقریبا منابع مهم رو توی این  زمینه در زمان ارزان تر بودن کتابها تهیه کردم ،و العان برای گرم کردن  خودم میخوام به سراغ کتاب نخونده ای برم که با باز کردنش متوجه شدم آخرین  باز تا صفحه ی 43 اون رو مطالعه کرده بودم ، بعد  از نیچه تا سارتر این  تکامل یا دگرگونی رو از ابتدا آغاز کنم ،همونطور که گفتم از آثار بی نظیری  که توی این زمینه وجود دارد کتاب طاعون اثر آلبرکامو می باشد ، اون رو حدود  دو سه سال پیش ناقص خوندم ، یعنی به عبارتی ناقص تر از ناقص ، ولی کاملا  موضوع رو میدونستم ، و همچنین روند داستان و پایان اون رو ، چون نقد ها ،  مقالات و گفته های بسیاری از افراد  که در مورد اگزیستانسیالیسم  و منابع  مهم اون بودِ رو مطالعه کرده بودم، از این رو نه تنها کتابی مثل طاعون بلکه  نمایشنامه هایی همچون نکراسوف اثر سارتر ، در انتظار گودو اثر ساموئل بکت ،  مرده های بی کفن و دفن اثر سارتر ، خلوتگاه اثر سارتر ، که از مهمترین  نمایشنامه های روی صحنه رفته ی ادبیات اگزیستانسیالیسم محسوب می شوند رو در  آن زمان و حتی قبل از تهیه ی کتاب ها  می دانستم .<br><br>آغاز  خوانش در مورد اگزیستانسیالیسم رو به همه ی علاقه مندان به ادبیات پیشنهاد  میکنم ، چون پارامترهایی از جمله ترکیب فلسفه و ادبیات ، قلم زدن بسیاری  از برندگان نوبل ادبیات ، تاثیرگذارتین فیلسوفان و ادبیان بزرگ دنیا در این  مکتب و غیره از کوچک ترین مواردی است که می توان در تشویق این امر نام برد  .<br><br>اگر وقت و زمان کافی  داشتم در ویرگول به انتشار تجربه ی خودم به شکل یک مقاله و پژوهشی در باب  اهمیت بسط سلسله مفاهیم نویسندگان این حوزه منتشر می کنم .<br><br>شاید وبلاگی هم در این موضوع ایجاد کردم برای ثبت مطالب به ترتیب اولویت زمانی .<br><br><br><br>من معمولا مطالبم رو توی ویرگول مینویسم از این به بعد عینا همینجا هم قرارشون میدم<br><br><br><br><span>- - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست‌ها ادغام شدند - - - - - - - - -</span><br><br><br><br><span><span>نظر دوستی و پاسخ خودم رو هم قرار می دم چون برای آشنایی بیشتر ممکنه مفید باشه :</span></span><br><br><span style="text-decoration: underline"><span><span><span>کامت :</span></span></span></span><br><br>چه قدر جالب ... من سارتر و کامو رو دوست دارم...ومعدود نویسنده‌های  بانمکین که معمولا لذت میبرم ازشون... (البته به جز هاروکی موراکامی)ولی  هیچوقت پیشگفتار و مقدمه یا نقد کتاب رو نمیخونم( مخصوصا قبلش ، چون یک  افتضاح به تمام معناست...) و متاسفانه نمیدونستم که بر پایه‌ی  اگزیستانسیالیسم هستن.(البته اون ورژنی که از بیگانه داشتم اونقدر قدیمی  بود که حتی مقدمه هم نداشت)<br><br>به شخصه عقاید نیچه رو قبول ندارم مخصوصا که درباره زنان خیلی گستاخانه نظر  داده( حالا تجربه‌های بد یا هرچی ... کاملا هیپوکریت بوده،که مهم نیست نظر  شخصیم اینه که میتونه بره .... )و اصلا نمیتونم حتی تصور کنم که سارتر رو  پله ای برای رسیدن به نیچه در نظر گرفتین... دیگه چی ؟ نمیدونم؛خیلی جالب  بود ادامه‌اش رو حتما دوست خواهم داشت.به نظرم ویرگول یک همچین چیزی رو کم  داره در حال حاضر ... ادمایی که از مکاتب فلسفی حرف میزنن یا پیشنهاد میدن<br><br><br><br><span style="text-decoration: underline"><span><span>پاسخ من :<br><br><br><br></span></span></span><span>نیچه آنچنان ضد زن نبوده :d شکست عشقی توی زندگیش بی نهایت تاثیر روش  میذاره ، و حالا یکی از فیلسوف های شاخص مد زمانه ات هم آرتور شوپنهاور  باشه ، کسی که به ضد زن بودن شهرت جهانی داشته ، خب وقتی تحت تاثیر فلسفه ی  یک نفر باشی و دنبال کردن ایدئولوژی اون برات جذاب باشه ،، ممکنه جاهایی  هم مخالفش بشی اما وقتی زمینه ی تاثیر پذیری یک سری اخلاقیات درونت فراهم  شده باشه چی ؟<br><br>اون موقع است که یک سری خصوصیات شخصی هم علاوه بر تاثیر گذاری و دنباله روی ایدئولوژی به سیستم فکری و اخلاقیت منتقل میشه !!!<br><br>هیچ کشوری در دنیای مدرن به اندازه ی آلمان فیلسوف نداشته ، و ضد زن بودن  مطمئنا یک بحث فلسفی نیست :d کانت تحولی در فلسفه ایجاد کرد ، شوپنهاور  تقریبا تمام عمرش رو بر انتقاد و نوشتن کتاب در زمینه ی رد نظریات کانت کرد  ، چیزی که نیچه رو جذب کرد چیزی بود که شوپنهاور در نقد کانت استفاده کرد ،  یعنی باورمندی و قوانین کانت برای تعالی بشر در باور به خدا ، آزادی و  جاودگانی برخواسته از اون رو عاملی بی تاثیر دونسته و بر جهان و انسان تکیه  کردن رو قبول داشت .این نزدیکی فلسفه ی بین نیچه و شوپنهاور ، مطمئنا  درگاه تاثیرپذیری موردی رو که عرض کردین باز کرده .<br><br>و اما سارتر و کامو ، شما سارتر رو بیشتر دوست دارید یا آلبرکامو ؟</span><span style="text-decoration: underline"><span><span><br><br></span></span></span><span><span></span><span>شما چطور دوستان ؟ کامو یا سارتر ؟((71))</span></span>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/pl/introductions/">معرفی‌ها</category>                        <dc:creator>alef.shab</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/pl/topicid/6130/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>معرفی و ترتیب مطالعه: ویچر | آندره سپکوفسکی</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/pl/topicid/6073/</link>
                        <pubDate>Mon, 24 Sep 2018 09:39:59 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[نام سری: ویچر (The Witcher)نویسنده: آندره سپکوفسکی ژانر: فانتزیتعداد کتاب ها: 8تعداد کتاب داستان های کوتاه: 2تعداد کتاب داستان های بلند: 6تعداد کتاب های ترجمه شده: 3توضیحات:ویچر، عنوان مجموع...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<div><img src="http://s9.picofile.com/file/8338118142/The_Witcher_Book_Series.jpg" /></div><br><br><br><br>نام سری: ویچر (The Witcher)<br><br>نویسنده: آندره سپکوفسکی <br><br>ژانر: فانتزی<br><br>تعداد کتاب ها: 8<br><br>تعداد کتاب داستان های کوتاه: 2<br><br>تعداد کتاب داستان های بلند: 6<br><br>تعداد کتاب های ترجمه شده: 3<br><br><br><br>توضیحات:<br><br>ویچر، عنوان مجموعه‌ای در ژانر فانتزی از نویسنده لهستانی آندره سپکوفسکی است. شخصیت اصلی این مجموعه از داستان‌ها، گرالت ریویایی است که در نقش یک ویچر در داستان ظاهر می شود. ویچر، فردی دارای توانایی فرا طبیعی است که با کمک تمرین‌ها و فعالیت‌های بدنی مخصوص، توانایی مبارزه و از میان برداشتن موجودات مرگبار اهریمنی و پلید را به دست آورده است. او همچنین با نام گرگ سفید و قصاب بلاویکن (نام یک اقلیم تسخیر شده توسط هیولاها) شناخته می‌شود. او با سفر به نقاط مختلف اقلیم، به شکار هیولاهایی می‌پردازد که مردمان سرزمین را آزار می دهند. از این مجموعه تاکنون سریال‌های تلویزیونی، بازی‌های ویدیویی و یک سری رمان مصور اقتباس گردیده. مجموعه کامل این سری با عنوان ویچر یا همان جادوگر شناخته می‌شود.<br><br><br><br><strong>آیا باید باید داستان های کوتاه را بخوانم یا می توانم مستقیم سراغ داستان های اصلی آن بروم؟</strong><br><br>بله. شما باید داستان ها کوتاه را قبل از سری اصلی مطالعه کنید. چرا؟ به این علت که در داستان های کوتاه با نحوه ملاقات با افراد اصلی، دلیل بعضی از اتفاقات و... آشنا می شوید و سوال های بدون جواب مانده اتان در کتاب های اصلی کمتر می شود.<br><br><br><br><strong>ترتیب مطالعه:</strong><br><br>1.آخرین آرزو (The Last Wish)<br><br><br><br><div><img src="https://images-na.ssl-images-amazon.com/images/I/51eHtkVLL5L._SX336_BO1,204,203,200_.jpg" /><br><br></div><br><br><br><br>2.شمشیر سرنوشت (Sword of Destiny)<br><br><br><br><div><img src="https://images-na.ssl-images-amazon.com/images/I/5153meJKTYL._SX321_BO1,204,203,200_.jpg" /></div><br><br><br><br>3.خون الف ها (Blood of Elves)<br><br><br><br><div><img src="https://images-na.ssl-images-amazon.com/images/I/51DWHKXcFaL.jpg" /></div><br><br><br><br>4.زمان تحقیر (Time of Contempt)<br><br><br><br><div><img src="https://images-na.ssl-images-amazon.com/images/I/51QyATbAmJL._SX331_BO1,204,203,200_.jpg" /></div><br><br><br><br>5.غسل آتش (Baptism of Fire)<br><br><br><br><div><img src="http://s8.picofile.com/file/8338119918/71NNz7_OgdL.jpg" /></div><br><br><br><br>6.برج بلعیدن ها (The Tower of Swallows)<br><br><br><br><div><img src="https://images-na.ssl-images-amazon.com/images/I/51fpYO7vGWL.jpg" /></div><br><br><br><br><br><br>7.بانوی دریاچه (Lady of the Lake)<br><br><br><br><div><img src="http://s9.picofile.com/file/8338120368/913flplyJoL.jpg" /><br><br><br><br></div><br><br><br><br>نکته: کتاب هشتم یعنی فصل طوفان ها (Seasons of Storm) بعد از 7 کتاب منتشر شده است ولی از لحاظ داستانی بعد از آخرین آرزو می باشد. توصیه می شود که بعد از اخرین آرزو و یا بعد از بانوی دریاچه خوانده شود.<br><br>فصل طوفان ها (Season of Storms)<div><img src="https://images-na.ssl-images-amazon.com/images/I/51jYqqek40L._SX331_BO1,204,203,200_.jpg" /></div>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/pl/introductions/">معرفی‌ها</category>                        <dc:creator>aaa999999aaa</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/pl/topicid/6073/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>معرفی سایت برای دانلود رام فارسی htc</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/pl/topicid/6040/</link>
                        <pubDate>Sat, 12 May 2018 12:41:05 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[دانلود رام فارسی و رسمی htc اچ تی سی رام های فارسی اچ تی سیhtc همراه با آموزش فلش کردن گوشی htc رام اچ تی سی htc با لینک دانلود مستقیم همراه با آموزش فلش کردن ، دانلود رام htc از سایت چند مز...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<a href="https://famerom.ir/rom-download/htc-rom/">دانلود رام فارسی و رسمی htc</a> اچ تی سی <br><br>رام های فارسی اچ تی سیhtc همراه با آموزش فلش کردن گوشی htc <br><br><br><br><strong>رام اچ تی سی htc</strong> با لینک دانلود مستقیم همراه با آموزش فلش کردن ، <strong>دانلود رام htc</strong> از سایت چند مزیت برای شما دارد که مهمترین آن پشتیبانی فنی بعد از خرید فایل هست که بعد از  دانلود فایل htc می توانید از پشتیبانی استفاده نمایید .]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/pl/introductions/">معرفی‌ها</category>                        <dc:creator>famerom</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/pl/topicid/6040/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>غول کنکور</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5942/</link>
                        <pubDate>Sun, 06 Aug 2017 21:45:24 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[میلیون‌ها سال قبل پسرکی بودم ساده و زودباور. هنوز اولین کلماتی که جلوی درِ دبستان گفتم، یادم مانده._ مامان! مامان! چه قدر باید مدرسه برم؟_ دوازده سال پسرم._ دوازده ســــال ؟ یعنی تا آخر عمرم...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[میلیون‌ها سال قبل پسرکی بودم ساده و زودباور. هنوز اولین کلماتی که جلوی درِ دبستان گفتم، یادم مانده.<br><br>_ مامان! مامان! چه قدر باید مدرسه برم؟<br><br>_ دوازده سال پسرم.<br><br>_ دوازده ســــال ؟ یعنی تا آخر عمرم باید برم مدرسه ؟<br><br>_ نه بالاخره تموم میشه پسرکم.<br><br>و گذشت. دوازده سال از یک زندگی. دوازده سال ِ تمام، بردگی. خاطرات تلخ و شیرین. دوستان، معلم‌ها، زنگ ورزش‌ها، دفتر رفتن‌ها، مشق نوشتن‌ها ....<br><br>البته علاقه هم به درس داشتم. هر قدر بعضی معلم‌ها خوب بودند، بعضی‌ها بد بودند، برایم تفاوتی نمی‌کرد، سرم در کار خودم بود. درسم را می‌‌خواندم و غرق در دنیای شیرین کودکیم بودم.<br><br>یواش یواش بزرگتر شدم، عاقل‌تر شدم، حرف‌هایی که دور و برم زده می‌شد، بهتر فهمیدم؛ عذاب‌ها، دردها، رنج‌ها ...<br><br>وقتی این جور چیزها را می‌دیدم خیلی دلم می‌گرفت، اما همچنان برایم گنگ بودند، نمی‌فهمیدم چیستند، از چه جنسی‌اند. تا اینکه به اولین غول زندگیم برخوردم. غولی که فقط و فقط ساخته دست خودم بود. غولی عظیم، به تاریکی بی‌انتهای نفرت، از جنس حرف مردم، هر لحظه در زندگیم همچون سایه‌ای به دنبالم، هرلحظه، حتی در کابوس و رویایم. یک روز تابستانی وقتی آزارش به اوج رسیده و من را در مرز جنون قرار داده بود، تصمیم گرفتم یکبار برای همیشه با او روبرو شوم.<br><br>سپس جنگ، نبردی نابرابر، پنجه در پنجه‌اش. خیلی زود در هم شکستم. هنوز از بنیان مشکل داشتم. در جست جوی دلیلی برای این جنگ بودم، روزها و ماه‌ها می‌گذشت و صدای ‌ریشخند غول، ثانیه به ثانیه،‌ در گوشم می‌پیچید.<br><br>روزی با یک دوستی صحبت می‌کردم، سفره‌ی دلم را برایش باز کردم. حرفم که تمام شد، چند لحظه به فکر فرو رفت.<br><br>_ دنبال دلیل می‌گردی؟ به نظرت دلیلی برای این جنگ نیست؟ هه! گربه دستش به گوشت نمی‌رسید می‌گفت « پیف!پیف! بو میده».پسر جان اگر مردی شکستش بده بعد بگو باطله.<br><br>نیرویی تازه در بدنم جریان یافت. اینجا! پیش کسی که حتی فکرش را نمی‌کردم، دلیلم را یافتم! <br><br>و پیکاری بی‌امان دوباره آغاز شد، هر قدر سخت‌تر مرا خرد می‌کرد و می‌فشرد ، من سرسخت‌تر می‌شدم. بی‌عدالتی‌ها همچون تیری در بدنم فرو می‌رفتند. اما ایستادم و به قولم وفا کردم. هه! چه قدر در قالب کلمات ساده به نظر می‌آید. همین الان که می‌نویسم، لحظاتش، کابوس‌وار از جلوی چشمانم می‌گذرند. خشم و تلخی بی حدِ افکارم، برای خودم هم ترسناک است. از تمام علایقم گذشتم، حتی بدتر، تن به تنفر‌هایم دادم. گاهی اوقات حتی، از خود متنفر می‌شدم، برای پا گذشتان روی باورهایم، آرمان‌هایم و هرآنچه از درست و غلط برای خود ساخته بودم. اوج درگیری آدمی با خودش، آنهم یک نو‌جوان 17 ساله. به ورطه‌ی نابودی کشانده شدم، اما در عین حال بزرگ شدم، رشد کردم، یاد گرفتم. <br><br>کم کم نزدیک می‌شدم به نبرد نهایی، روز امتحان. فشار به اوج رسید. این اواخر شاید کمی هم از شکست هراس داشتم، از له شدن زیر دستان این غول بی‌شاخ و دم. <br><br>هفته‌ای مانده بود به امتحان که وارد خلسه‌ی زیبایی شدم، حبابی از بی‌خیالی مرا از دیگران و دل‌مشغولی‌های احمقانه‌شان جدا می‌کرد. <br><br>زیبا بود و در عین حال خطرناک. <br><br>هنوز نگرانی‌های پدرو مادرم از خاطرم پاک نشده، نگاه های مضطربشان، سؤال‌های دلسوزانه‌شان، محبت‌های واقعی و عمیق‌شان...<br><br>روز امتحان هم گذشت. فکر می‌کردم که جنگ تمام شده، با خوشحالیِ ساده‌لوحانه‌ای روی جنازه غول می‌رقصیدم تا اینکه روی دیگری از چهره زشت و نفرت انگیز او برایم نمایان شد. <br><br>دروغ. <br><br>طعم خیانت هنوز دهانم را آتش می‌زند. پشت آن غول خبری از بهشتم نبود، تنها هیبتی بود از غولی بزرگتر و زشت‌تر. به جنگی رفته بودم، که پیروزی در آن معنایی نداشت. فقط شکست. دریافتم اگر می‌خواهم تا آخر زندگیم گوسفند‌وار سر جلوی مشکلات خم نکنم، الان وقتش است. دیگر مهم نیست چه بشود، هیچ وقت نمی‌گذارم چیزی مرا از علایقم دور کند، مرا وادار به کاری کند که از آن نفرت دارم، دیگر هیچ‌کس در این کره خاکی نمی‌تواند به من بگوید این‌ کار را بکن، آن کار را بکن. صحبت از کره خاکی شد، یک عذر خواهی هم به خدایم بدهکارم. چه جاها که دستم را گرفت و من چون سگی هار دستش را گاز گرفتم. بماند بین خدا و خودم، سرتان را درد نمی‌آورم. <br><br>الان هم برای زندگیم یک هدف بیشتر تعریف نمی‌کنم، اینکه دیگر اجازه ندهم درد و رنجی که من متحمل شدم را کس دیگری بچشد. قسم می‌خورم یک روز بی‌<span style="text-decoration: underline">‌</span>عدالتی خواهد رفت.<br><br>این بود داستان زندگی من، یا حداقل بخش اعظمی از آن. داستان پیوستنم به زندگی پیشتاز از سر عشق و علاقه و قصه‌ی عقده‌ای که امروز بالاخره سر باز کرد.<br><br>شاید بگویید دارد بزرگش می‌کند، بگویید این مرتیکه شل قلم هم بیکار است چرت و پرت می‌گوید، شاید فکر کنید اصلاً جوگیر شده‌ام. می‌دانم خیلی‌ها هم الان با خنده‌ی تلخی گوشه‌ی لبشان میگویند این پسر هنوز نمیداند رنج و عذاب چیست. اما من نیامدم اینجا آه و ناله راه بیندازم. فقط درد و دلی بود با دوست‌هایی که دوست هستند نه گرگی در لباس بره. درد و دل. شاید آخرین کاری که زخم‌های روحم را تسکین می‌دهد ...]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/pl/introductions/">معرفی‌ها</category>                        <dc:creator>sinaGhf</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5942/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>سیستم آموزشی : هاگوارتز یا اردوگاه دورگه ها یا... ؟</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5931/</link>
                        <pubDate>Sun, 30 Jul 2017 11:47:21 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[سلام بچه‌ها،امسال برای من و 929 هزارو 790 نفر دیگه سال عجیبی بود، سال کنکور. دوازده سال تحصیل کردم و حالا در عرض چهار ساعت و ده دقیقه نتیجه‌اش مشخص می‌شود. امسال از طرفی بدترین و از طرفی دیگ...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[سلام بچه‌ها،<br><br>امسال برای من و 929 هزارو 790 نفر دیگه سال عجیبی بود، سال کنکور. دوازده سال تحصیل کردم و حالا در عرض چهار ساعت و ده دقیقه نتیجه‌اش مشخص می‌شود. امسال از طرفی بدترین و از طرفی دیگر بهترین سال عمرنه چندان زیادم بود؛ خنده‌ها، خاطره‌ها، درس‌ها، کلاس‌ها، آزمون‌ها، شکست‌ها، پیروزی‌ها و ... در تمام طول این سال‌ها و به خصوص دو سال اخیر، این سوال ذهنم را به شدت درگیر کرده بود؛ سیستم آموزش و پرورش عالی چیست؟ چجوریه؟ چه شکلیه؟ مثل هاگوارتزه؟ یا مثل اردوگاه دورگه‌هاست؟‌ یا مثلاً مال فلان کشور خوبه که آخر سالشون تنها دغدغشون اینه که با کی به جشن آخر سال برن؟ دوست دارم نظر شما رو بدونم، شما دوست داشتید چجوری بود؟ چجوری درس می‌خوندید؟<br><br>از خودم شروع می‌کنم. من دوست داشتم هر درسی که یاد می‌گیرم بلافاصله بپرم توی آزمایشگاه و به چشم ببینمش. دوست داشتم مدرسه‌ام بــــــــــزرگ باشد. همه چیز داشته باشد. معلم ها فقط حکم راهنما داشته باشند نه بیشتر. هروقت خسته شدم بروم بیرون و هر کاری دلم بخواهد بکنم. دوست داشتم آن درسی را بخوانم که با تمام وجود بهش علاقه دارم و بقیه را فقط در حد آشنایی بلد باشم. دوست داشتم آخر سال نگرانی نمره نداشته باشم. مدرسه مان یک کتاب خانه داشته باشد که تمام کتاب‌ها را داشته باشد. هر ورزشی که دلم خواست انجام بدهم. فوتبال، والیبال، تنیس، شنا، شطرنج اصلاً همه ی ورزش‌ها را امتحان کنم. توی مدرسه کلی فرصت فعالیت وجود داشته باشد؛ مجلات، نمایشگاه‌ها، جشنواره‌ها و ... <br><br>می‌دانم یک چنین مدرسه‌ای خیلی رویایی است، اما خوب رویا پردازی که به کسی آسیب نمی زند. حداقل حالم بهتر میشود. شما هم برایم بگویید که چگونه مدرسه‌ای را دوست داشتید؟ ((62))]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/pl/introductions/">معرفی‌ها</category>                        <dc:creator>sinaGhf</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5931/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>جریمه تاخیر تمدید گواهینامه چقدر است؟</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5916/</link>
                        <pubDate>Mon, 24 Jul 2017 09:12:01 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[گواهینامه یکی از مواردی است که رانندگان خودرو باید حتما  آن را اخذ نمایند و پشت وسیله نقلیه بنشینند و رانندگی کنند. گواهینامه دارای تاریخ انقضا می باشد و رانندگان باید قبل از اتمام این تاریخ...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<span><span>گواهینامه یکی از مواردی است که رانندگان خودرو باید حتما  آن را اخذ نمایند و پشت وسیله نقلیه بنشینند و رانندگی کنند. گواهینامه دارای تاریخ انقضا می باشد و رانندگان باید قبل از اتمام این تاریخ اقدام به تمدید آن نمایند .اگر راننده ای قبل از به پایان رسیدن این تاریخ گواهینامه خود را تمدید ننماید باید جریمه ای پرداخت نماید که مبلغ این جریمه برای هر <strong>سال 50 هزار تومان</strong> میباشد و رانندگان بهتر است قبل از پایان یافتن این تاریخ اقدام به تمدید گواهینامه خود نمایند .</span></span><span><span><img src="https://blog.carap.ir/wp-content/uploads/2017/04/%D8%B3%D8%B3%D8%B3-244x300.jpg" /></span></span><span><span>نکته قابل توجه تمدید گواهینامه این مورد است که افرادی که قصد تمدید گواهینامه خود را دارند نیاز به گذراندن مجدد کلاس های آموزشی نیست . می توانند تنها با تست معاینه چشم اقدام به تمدید گواهینامه خود نمایند.</span></span><span><span>افرادی که گواهینامه خود را گم کرده اند نیز باید کپی شناسنامه، کارت ملی و اصل مدرک را به همراه داشته باشند و به پلیس 10+ مراجعه کنند که به همین منظور یک تعهد از متقاضی گرفته می شود.<br><br>منبع:<a href="http://https://blog.carap.ir/car-news/what-is-the-penalty-for-the-license-renewal-latency/">جریمه تاخیر تمدید گواهینامه</a></span></span><span><br><br></span><br><br><span><span><br><br></span></span>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/pl/introductions/">معرفی‌ها</category>                        <dc:creator>tina18</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5916/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>محبوب ترین فرمت ebook</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5902/</link>
                        <pubDate>Tue, 20 Jun 2017 19:17:37 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[یه نظرسنجی برای سنجش محبوبیت فرمت کتاب الکترونیکیخوب شایع ترین فرمت فکر کنم پی دی اف باشه، البته از جایی که سن من قد میده میگماطلاعات چندانی از بقیه فرمت ها ندارم ولی اسم چندتایی رو یادمهواس...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[یه نظرسنجی برای سنجش محبوبیت فرمت کتاب الکترونیکی<br><br>خوب شایع ترین فرمت فکر کنم پی دی اف باشه، البته از جایی که سن من قد میده میگم<br><br><br><br>اطلاعات چندانی از بقیه فرمت ها ندارم ولی اسم چندتایی رو یادمه<br><br>واسه آپلودرها مفیده نتیجه نظرسنجی فکر کنم]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/pl/introductions/">معرفی‌ها</category>                        <dc:creator>PythoN</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5902/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>اولین تریلر لایو اکشن Death Note منتشر شد</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5864/</link>
                        <pubDate>Wed, 29 Mar 2017 06:44:13 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[اولین تریلر لایو اکشن Death Note منتشر شدفروردین ماه سال گذشته اعلام شد که ساخت اقتباس سینمایی Death Note از دستور کار برادران وارنر خارج شده و تمام حقوق مادی و معنوی این فیلم به شبکه نت‌فلی...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[اولین تریلر لایو اکشن Death Note منتشر شد<br><br><img src="http://cdn.zoomg.ir/2017/3/5ddbe8b2-36ee-4701-a74d-20fba805c34e.jpg" /><br><br>فروردین ماه سال گذشته اعلام شد که ساخت اقتباس سینمایی Death Note از دستور کار برادران وارنر خارج شده و تمام حقوق مادی و معنوی این فیلم به شبکه نت‌فلیکس واگذار شده است. حال بر‌طبق جدید‌ترین اخبار سینما و تلویزیون، این شبکه اولین تریلر از لایو اکشن دفترچه مرگ را منتشر کرد.<br><br><br><br>فیلم سینمایی Death Note داستان لایت ترنر را به تصویر می‌کشد که به صورت اتفاقی دفترچه‌ای را پیدا می‌کند که با نوشتن نام هر شخص، فرد مورد نظر کشته می‌شود. پس از آنکه لایت از قدرت دفترچه با‌خبر می‌شود، تلاش می‌کند که دنیا را از لوس وجود شروران پاک کند، اما کار‌آگاهی افسانه‌ای به دنبال او است. اولین تریلر لایو اکشن هالیوودی Death Note، محصول شبکه Netflix را در زیر مشاهده می‌کنید:<br><br>https://www.aparat.com/video/video/embed/vt/frame/pid/0/showadstart/no/showvideo/yes/videohash/UukqA?data=1<br><br>فیلم سینمایی Death Note در تاریخ ۲۵ آگوست ۲۰۱۷ (۳ شهریور ۱۳۹۶) از شبکه نت‌فلیکس منتشر خواهد شد. کارگردانی این فیلم را آدام وینگارد، از کارگردانان به‌نام در ژانر ترسناک که سکان‌داری فیلم‌های You're Next، The Guest و Blair Witch را در کار‌نامه داشته، بر‌عهده دارد. همچنین نت وولف (بازیگر فیلم‌های The Fault in Our Stars و Behaving Badly)، مارگارت کوالی (بازیگر سریال The Leftovers)، کیت استنفیلد (بازیگر فیلم Get Out)، پائول ناکائوچی (هنرمند و صدا‌پیشه با‌سابقه که صدا‌پیشگی در بازی‌های Overwatch و Battlefield Hardline از تجربیات او هستند)، شیا وینگهام (بازیگر سریال Boardwalk Empire و فیلم Kong: Skull Island) به تر‌تیب ایفاگر نقش‌های لایت ترنر، میا ساتون، ال، واتاری و جیمز ترنر خواهند بود. همچنین مدتی قبل اعلام شد که ویلم دفو صداپیشگی شخصیت ریوک در فیلم Death Note را بر‌عهده خواهد داشت.<br><br><br><br>مجموعه دفترچه مرگ در سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ به صورت ۱۰۸ بخش درهفته‌نامه شونن جامپ منتشر و نهایتا در ۱۲ جلد جمع‌آوری شد. این مجموعه تا‌کنون بیش از ۳۰ میلیون نسخه فروش داشته که آن را تبدیل به یکی از پر‌فروش‌ترین مانگا‌ها کرده است. سری Death Note در قالب‌های متعددی از جمله انیمه، بازی ویدیویی و فیلم سینمایی در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.<br><br>منبع:زومجی <a href="http://www.zoomg.ir">صفحه پیدا نشد! - زومجی</a>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/pl/introductions/">معرفی‌ها</category>                        <dc:creator>m.Sarv</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5864/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>قصه های از نظر سیاسی بی ضرر</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5743/</link>
                        <pubDate>Wed, 26 Oct 2016 19:23:20 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[سلام رفقا امیدوارم خوب باشیدبعد مدت ها فرصت شد با یه کتاب دیگه رو اعصاب و روانتون رژه برم، منم میدونم ک شما چقدر مشتاق بودید((102))ماجرا این بود که این دو سه روزه پدر اینجانب تحت تاثیر مشاور...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<span><span>سلام رفقا امیدوارم خوب باشید<br><br>بعد مدت ها فرصت شد با یه کتاب دیگه رو اعصاب و روانتون رژه برم، منم میدونم ک شما چقدر مشتاق بودید((102))<br><br>ماجرا این بود که این دو سه روزه پدر اینجانب تحت تاثیر مشاور مدرسه ما حرکات جالبی از خود بروز داد! جدای کم و کیف این رفتار های گاها ناملموس و روی مخ، مقدمه ای شد یاده یه کتاب خیلی جالب بیفتم!<br><br>طبق اون چیزی که توی مقدمه گفته یه دوره ای طیف وسیعی از محققین و روانشناسان امریکایی به گونه ای کاملا خودجوش!، یهویی بر این باور ایمان اوردند که "داداچ داری اشتباه میزنی /: " البته هیج سند تاریخی و شاهدی وجود نداره که مشخصا بشه به اون استناد کرد ولی به هر صورت مخلص کلامشون این بود. پس گفتن ضرورت داره با توجه به شرایط فعلی داستان های کلاسیک کودکانه بازنویسی بشه وهرگونه نشانه های تبعیض نژادی و تبعیض جنسیتی و... که بد آموزی داره و این داستانا حذف بشه و اینا. خلاصه اینکه این موضوع یه نویسنده جوون رو به خودش جذب کرد و خلاصه یه همچین بازنویسی به اصطلاح بی ضرری در قالب طنز گنجونده شد توی این کتاب.<br><br>اقای گارنر در بی ضرر سازی این داستانها علاوه بر دستکاری موارد جنسیتی و نژادی از تکنیک کاربرد کلمات دو پهلو که اتفاقا مورد استفاده مسئولین و مقامات حکومتی اهم هست استفاده کرده است. مثلاٌ در مقدمه اشاره شده که مسئولین در خصوص انفجار هسته ای در یکی از نیروگاه های هسته ای حادثه مذکور را "پاشیدگی انرژی " اعلام کردند تا از تبعات اجتماعی آن بکاهند. در این باز نویسی مشابه این متد اینگونه به کار رفته است: به جای کلمه کوتوله از "طولاٌ محروم" و به جای فقیر از اصطلاح "اقتصاداٌ کم بهره" و یا به جای بدجنس از اصطلاح "فاقد الرافت" و... استفاده شده </span></span><br><br><img src="https://d2arxad8u2l0g7.cloudfront.net/books/1241884064l/2263225.jpg" /><br><br><span><span>ترجمه به نحو قابل قبولی انجام شده نمیشه ایرادی بهش گرفت. ترجمه توسط اقای احمد پوری انجام شده و توسط انتشارات مشکی به چاپ رسیده. یه نمه قدیمیه مال بهار 89 فک کنم. احتمالا قیمتش شش هزار تومان باشه. کتاب جالبیه توصیه میکنم اگه کنجکاو شدید حتما بخونیدش</span></span><br><br><span><span>بخشی از داستان شنل قرمزی به نقل از میله:</span></span><br><br>"در روزگاری دور خانم کم سن و سالی بود به اسم شنل قرمزی که با مادرش در جنگل بزرگی زندگی می کرد. روزی مادرش از او خواست یک سبد میوه و کمی آب معدنی برای مادر بزرگش ببرد. البته قصد او این نبود که بگوید این کارها را باید فقط زن ها انجام دهند, بلکه این بود که چنین عملی حس همدردی اجتماعی را در انسان تقویت می کند...خیلی ها این جنگل را بسیار خطرناک می دانستند...اما شنل قرمزی در اوج شکوفایی جسمی آن قدر به خود اعتماد داشت که توجهی به این تهدیدات که آشکارا از تخیلات فرویدی ناشی می شد , نداشته باشد. <br><br>...آقا گرگه ... از رختخواب پرید پایین و شنل قرمزی را توی پنجه هایش گرفت و خواست قورتش دهد. شنل قرمزی جیغ کشید ، نه از این که آقا گرگه جرات کرده بود و لباس زن ها را پوشیده بود بلکه به خاطر تجاوز آشکار او به حریم شخصی اش . صدای فریاد او را یک هیزم شکن ( البته خود او ترجیح می دهد که به او تکنسین سوخت جنگلی بگویند) شنید . دوید توی کلبه و دید که آن دو با هم گلاویز شده اند.هیزم شکن خواست که دخالت کند. همین که تبرش را بلند کرد شنل قرمزی و گرگ یک دفعه ایستادند.<br><br>شنل قرمزی پرسید: اصلا معلوم است چه کاری می کنی؟<br><br>هیزم شکن پلک هایش را به هم زد و خواست جوابی بدهد اما نتوانست . شنل قرمزی این بار با عصبانیت گفت : سرت را انداخته ای پایین و مثل آدم های وحشی آمده ای تو و تبرت را بلند کرده ای که چی؟ ای مردسالار متعصب. به چه جراتی فکر کرده ای که زن ها و گرگ ها نمی توانند بدون کمک مرد ، مسئله های خودشان را حل کنند؟<br><br>مادربزرگ همین که نطق پرشور شنل قرمزی را شنید از توی شکم آقا گرگه بیرون پرید و تبر هیزم شکن را از دستش قاپید و کله اش را با آن قطع کرد. پس از این ماجرا شنل قرمزی و مادربزرگ و آقا گرگه احساس کردند که به نوعی نقطه نظر مشترک رسیده اند. تصمیم گرفتند خانه ای مشترک بر اساس احترام و تعاون متقابل بنا کنند. آن ها تا آخر عمر با شادی در آن خانه زندگی کردند."<br><br>خب دیگه. همین (:]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/pl/introductions/">معرفی‌ها</category>                        <dc:creator>Araa</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5743/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>معرفی دیکشنری</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5647/</link>
                        <pubDate>Thu, 11 Aug 2016 08:05:49 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[تاپیکی بر اساس #تجربه:سلام خدمت دوستان پیشتازی.(مخصوصا مترجم‌های عزیز :دی)بارها شده که مترجم‌های جدید سوال پرسیدن که برای ترجمه از چه دیکشنری استفاده کنن. نرم‌افزارها و اپلیکیشن‌های زیادی در...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[تاپیکی بر اساس #تجربه:<br><br><br><br>سلام خدمت دوستان پیشتازی.<br><br>(مخصوصا مترجم‌های عزیز :دی)<br><br><br><br>بارها شده که مترجم‌های جدید سوال پرسیدن که برای ترجمه از چه دیکشنری استفاده کنن. نرم‌افزارها و اپلیکیشن‌های زیادی در این زمینه موجوده، اما چیزی که دست آدم رو نذاره توی پوست گردو، پیدا کردنش نیاز به امتحان و مقایسه‌ی دیکشنری‌ها داره که خب این کار آسونی نیست. برای همین در این تاپیک می‌خوام چندتا دیکشنری جامع و پرکاربرد براتون معرفی کنم که خیلی به درد ترجمه می‌خورن.<br><hr class="bbcode_rule" /><br><br>اول از همه بریم سراغ دیکشنری آفلاین برای کامپیوتر:<br><br>(بنده به شخصه 95% کتاب‌ها رو با همین ترجمه می‌کنم <img src="/smile.gif" width="" height="" alt=":)" title=":)" class="bbcode_smiley" />)<br><br>معرفی می‌کنم: ZDictionary<br><br>تادااااااا((217))<br><br>این دیکشنری که اولا آفلاینه، دوماً مال کامپیوتره، سوما حجم ناچیزی در حدود 8.5 مگ داره، چهارم این که تا حدود زیادی اصطلاحات و گویش محاوره‌ای و عامیانه رو پشتیبانی می‌کنه، پنجم این که معنی هر کلمه رو در زمینه‌های مختلف مثل حقوق، فلسفه، شیمی، موسیقی، صنعت، ریاضیات و غیره ارائه میده، ششم این که اووووون پایینش هم کلمه رو به زبون ساده و انگلیسی در حالت‌های مختلفش توضیح میده، هفتم این که هم انگلیسی به انگلیسی داره و هم انگلیسی به فارسی و هم فارسی به انگلیسی و به طور خلاصه یکی از کراش‌های منه((72)) <br><br>توجه شما عزیزان رو به یه نمونه از محیط این نرم‌افزار جلب می‌نمایم:<br><br><br><br><img src="http://s1.picofile.com/file/8263336934/di1.PNG" /><br><br>(هیچ فکرش رو می‌کردین یه دونه کلمۀ free این همه معنی فارسی داشته باشه؟! (ایموجی پریدن پلک))<br><br>متاسفانه نسخه‌ی موبایل نداره <img src="/frown.gif" width="" height="" alt=":(" title=":(" class="bbcode_smiley" /><br><br>برای دانلودش می‌تونین از این سایت استفاده کنین:<br><br><a href="http://p30download.com/fa/entry/449/">Ø¯Ø§ÙÙÙØ¯ Z Dictionary v1.2 - ÙØ±Ù Ø§ÙØ²Ø§Ø± ÙØ±ÙÙÚ¯ ÙØºØª Ø³Ù Ø­Ø§ÙØªÙ</a><br><hr class="bbcode_rule" /><br><br>دومین دیکشنری رو اختصاص میدم به دیکشنری آفلاین موبایل. مشهور هم هست. تلفظ هم داره و قابلیت‌های دیگه که می‌تونین توی سایت خودش مطالعه کنین :دی<br><br>البته به جامعی دیکشنری بالایی نیست، ولی خب...<br><br>این هم یه نمونه از محیطش:<br><br><br><br><img src="http://s2.picofile.com/file/8263339034/di2.jpg" /><br><br>بعـــــله((111))<br><br>نسخه اندروید: <a href="https://fastdic.com/softwares/android">https://fastdic.com/softwares/android</a><br><br>نسخه ios هم از این‌جا: <a href="https://fastdic.com/softwares/ios">https://fastdic.com/softwares/ios</a><br><hr class="bbcode_rule" /><br><br>خب تا این‌جا آفلاین‌های کاربردی رو معرفی کردم. ولی گاهی اتفاق میفته که به کلمه یا عبارتی برمی‌خوریم که هیچ معنی در این دوتا پیدا نمیشه و یا معانی نامربوط پیدا میشن. به علاوه فعل‌های دوقسمتی هم داریم که مکافاتی هستن مثل bundle up یا چنین افعالی که معنی‌شون شاید توی دیکشنری‌ها باشه ولی با متن جور درنمیاد. <br><br>این موقع‌ست که دست به دامان دیکشنری‌های آنلاین میشیم :دی<br><br><br><br>همین ابتدای امر بگم که سراغ گوگل ترنسلیت نرید لطفا :دی گوگل فقط به درد این می‌خوره که عجله داشته باشی و یه متنی بهش بدی برات ترجمه کنه تا یه ذهنیت کلی از متن به دست بیاری. برای ترجمه‌ی صحیح و روان که معنی هم بده به درد نمی‌خوره.<br><br>(دروغ گفتم، التمااااس می‌کنم ازش استفاده نکنین.)<br><br><br><br>یکی از سایت‌هایی که عین سوپرمارکت سر کوچه از شیر مرغ تا جون آدمیزاد رو برات ترجمه می‌کنه، فری دیکشنریه. من در مواقعی که اون 5% باقیمونده پیش میاد، دست به دامان این سایت میشم و 4% خواسته‌هام رو برآورده میکنه. ید طولایی هم در ترجمه‌ی اصطلاحات داره. تنها مشکلش اینه که انگلیسی به انگلیسیه :دی<br><br>این هم آدرسش: <a href="http://www.thefreedictionary.com/">Dictionary, Encyclopedia and Thesaurus - The Free Dictionary</a><br><br>خب اگه وارد این سایت بشید، سمت چپ توی منویی که ملاحظه می‌فرمایید، اولش نوشته dictionary که مخصوص کلمات و عباراته و یه کم پایین تر نوشته idioms که مخصوص اصطلاحاته. خیلیم صورتی <img src="/smile.gif" width="" height="" alt=":)" title=":)" class="bbcode_smiley" /><br><br>اگر کلمه‌ای رو جستجو کنید، یه سری سربرگ‌هایی اون بالا براتون میاره که دقیقا مثل زِد دیکشنری کاربرد کلمه در زمینه‌های گوناگون رو نشون میده:<br><br><img src="http://s1.picofile.com/file/8263341834/di3.PNG" /><br><br><br><br>نسخه‌ی موبایل هم داره که اون هم آنلاین کار می‌کنه، امااااااااااا اگه بخواید آفلاین کار کنه باید دیتا رو هم دانلود کنین ¯_(ツ)_/¯<br><br>راستی اگه توی برنامه ثبت نام کنین براتون سرگرمی هم میاره و سکه میده و لول میره بالا و اینا... <br><br>ها! تلفظ هم داره!<br><br>دیگه لینک نمیدم خودتون از گوگل پلی، بازاری جایی دانلود کنین!<br><br>نمونه‌ش:<br><br><img src="http://s1.picofile.com/file/8263342226/di4.jpg" /><br><br><br><br><br><br>می‌خواستم یه نمونه بهتون بدم از کلمه‌ی free در محیط سایت این دیکشنری که دیدم از خیرش بگذریم سنگین‌تره <img src="/neutral.gif" width="" height="" alt=":|" title=":|" class="bbcode_smiley" /><br><hr class="bbcode_rule" /><br><br>(چقدر حرف زدم، یه لیوان آب بدید دستم حداقل...)<br><br>خب، می‌ر‌سیم به آخرین دیکشنری که می‌خوام معرفی کنم:<br><br>آکسفورد((5))<br><br>این دیکشنری گوگولی منه. انگلیسی به انگلیسیه اما عوضش آفلاینه ((72)) هم نسخه کامپیوتر داره و هم نسخه موبایل.<br><br>فقط یه کم یه کوچولو یه نمه یه ذره قد سوزن حجمش بالاس. <img src="/neutral.gif" width="" height="" alt=":|" title=":|" class="bbcode_smiley" /><br><br>امکانات فوق‌العاده بالایی داره، جستجوی پیشرفته و اصطلاحات و تلفظ و اینا... من چهار ساله دارمش و هنوز نتونستم کامل کشفش کنم. <img src="/neutral.gif" width="" height="" alt=":|" title=":|" class="bbcode_smiley" /><br><br>تازه هرجا احساس کرده توضیحش در قالب کلمات نمی‌گنجه از تصویر استفاده کرده.<br><br>نمونه می‌خواید؟!<br><br><img src="http://s2.picofile.com/file/8263343192/di5.PNG" /><br><br>(عزیـــــــــــــزمممم)<br><br><br><br>لینک برای کامپیوتر: <a href="http://soft98.ir/software/dictionary/3559-oxford-advanced-learners-dictionary.html">Oxford Advanced Learners Dictionary 9th Edition with iWriter &amp; iSpeaker</a><br><br>لینک برای موبایل(اندروید): <a href="http://www.farsroid.com/oxford-advanced-learners-8/">http://www.farsroid.com/oxford-advanced-learners-8/</a><br><hr class="bbcode_rule" /><br><br>سخن آخر:<br><br>این‌ها دیکشنری‌های معمول و رایج بودن. ممکنه افرادی با دیکشنری‌های دیگه‌ای راحت باشن و استفاده کنن. مثلا دوستی به من گفته بود که از بابیلون استفاده میکنه و روی بابیلون، فرهنگ لغت آریان‌پور نصب کرده. <br><br>علی ای حال، هرکس شیوه‌ای داره. مهم اینه که نتیجه رضایت‌بخش باشه.<br><br>راستی اون 1% باقیمونده توی ترجمه که آدم به بن‌بست می‌خوره، تنها راهش اینه که توی گوگل (گوگل ترنسلیت نه<img src="/neutral.gif" width="" height="" alt=":|" title=":|" class="bbcode_smiley" />) دنبالش بگردین، با افراد باتجربه مشورت کنین و یا توی سایت‌های پرسش و پاسخ خارجی بپرسید تا جوابتون رو بدن.<br><br><br><br>نهایتا، اگر شما هم مورد دیگه‌ای برای پیشنهاد دارید که فکر می‌کنید کارآمد باشه، از ما دریغ نکنید ((48))<br><br>موفق باشین!]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/pl/introductions/">معرفی‌ها</category>                        <dc:creator>Azi</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5647/</guid>
                    </item>
							        </channel>
        </rss>
		