<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>        <rss version="2.0"
             xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
             xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
             xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
             xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
             xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
             xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
        <channel>
            <title>
									آموزشگاه - زندگی پیشتاز				            </title>
            <link>https://bookpioneers.ir/pl/academy/</link>
            <description>زندگی پیشتاز(Pioneer-life) با همراه شدن و همکاری دو گروه pioneer-group و life-gate با هدف ارتقا کیفیت و خدمتی عظیم‌تر و منسجم‌تر به تمامی دوست داران کتاب‌های فانتزی در سال 1392 تشکیل شده است. پس از یک سال کسب تجربه و فعالیت هر یک از گروه‌ها در این زمینه و اقدامات فراوان آن‌ها؛ اکنون با حضور این گروه امیدواریم بتوانیم با نیرویی جدید و روز افزون در راستای پیش برد و گسترش این هدف گام برداریم.</description>
            <language>fa-IR</language>
            <lastBuildDate>Thu, 13 Aug 2026 08:30:21 +0000</lastBuildDate>
            <generator>wpForo</generator>
            <ttl>60</ttl>
							                    <item>
                        <title>صحنه های خفن</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/pl/topicid/6071/</link>
                        <pubDate>Mon, 26 Nov 2018 18:43:21 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[حتما برای شما هم پیساومده که بعد از خوندن یه صحنه ای از یه کتابی، به حدی خوشتون بیاد که دلتون بخواد چندین و چند بار بخونیدش. یا اینکه انقدر غمگین بشید که حالتون ازش به هم بوره. در این تاپیک ...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<span><span>حتما برای شما هم پیساومده که بعد از خوندن یه صحنه ای از یه کتابی، به حدی خوشتون بیاد که دلتون بخواد چندین و چند بار بخونیدش. یا اینکه انقدر غمگین بشید که حالتون ازش به هم بوره. <br><br>در این تاپیک می خواهیم این صحنه را با هم به اشتراک بذاریم. می توه صحنه ای از کتاب خودتون باشه یا از کتاب دیگران. هر صحنه که وشته شد می تونیم با هم نقدرش کنیم و بفهمیم هدف نویسنده از این صحنه چ بوده.<br><br>من اولین صحنه رو می ذارم که مال کتاب جدیدم.<br><br>ژانرش فانتزی هست و از زبان اول شخص گفته میشه.<br><br></span><span><span>البته باید بگم آخرش یکم مسئله مثبت18 داره. (فقط در حد لب و لوچه <img src="/smile.gif" width="" height="" alt=":)" title=":)" class="bbcode_smiley" /> )</span></span><span><br><br></span></span><br><br><span><span>  </span></span>  <span>هیبت نا مشخص جلو تر آمد. من هم خواستم بایستم، اما پاهایم توان مقابلهه با وزنم را نداشت. فریاد زدم:«کی اونجاست؟»</span>  <span>نباید می گفتم. نباید جای خودم را فاش میکردم. هرچه هیبت جلوتر می آمد، تاناتوس را بیشتر به خود می فشردم، اما...</span>  <span>سایه، سریع عمل کرد. چیزی از کمرش درآورد و مستقیم به سمت... لوپا پرتاب کرد.</span>  <span>خونی از بدن لوپا بیرون نزد، اما او ناله ای کرد و بی سر و صدا روی زمین افتاد. من فریاد کشیدم، ایستادم و تاناتوس را به سرعت از غلاف بیرون کشیدم. اما سایه به من توان مقاومت نداد. با چوبی بلند که در دستش بود، تاناتوس را از دستم بیرون کشید. حیرت زده تر از آن بودم که بتوانم حرفی بزنم. فقط توانستم بگویم:«چی...»</span>  <span> </span>  <span>اما سایه به سرعت تاناتوس را از توی دست قاپید، دستم را که به اختیار خوردم نبود گرفت و مرا دنبال خودش کشید. پاهای من به دستور او حرکت می کردند نه خودم. نقاب برف و کولاک، لحظه ای از صورتش کنار رفت و توانستم چهره اش را ببینم.</span>  <span>آدریان!</span>  <span>-چی؟</span>  <span>دستم را عقب کشیدم اما او محکم تر مرا گرفت. نمی توانستم از بازوی آهنینش فرار کنم. پس فقط گفتم:«تو اینجا چی کار می کنی؟ منو کجا می بری.»</span>  <span>سرما و یخ آزارم می داد. اما فشار دست آدریان بیشتر. او مرا دنبال خودش از روی صخره ها کشید و هیچ نگفت. دستم را از توی دستش  بیرون کشیدم. تلوتلو خوران ایستاد. صورتم برافروخته شده بودم. قلبم تند می زد:«هیچ می دونی داری چی کار میکنی؟»</span>  <span>آدریان بلند نفسی کشید. آنقدر که صدایش را شنیدم. چند دقیقه ای ایستاد و هیچ چیز نگفت. همه ی بدنم از سرما و هیجان می سوخت.</span>  <span>چقدر آنجا ایستادیم؟ نمی دانم. زمان از دستم در رفته بود. فقط تا زمانی که کولاک قطه شد و راحت تر توانستم به چهره اش نگاه کنم. عبوس و متفکر بود.</span>  <span>بالاخره حرف زد:«خواهش می کنم به من اعتماد کن. توضیح می دم، فقط به من اعتماد کن.»</span>  <span>دستش را جلو آورد، ذهنم در حال انفجار بود. سرجایم قفل شده بودم. برای همین، بدنم بی اختیار تصمیم گرفت. او دستم را کشید و دوباره همراه خودش برد. اما نه با خشونت قبل.</span>  <span>بی اختیار از روی صخره ها می پریدم. با وجود تاریکی، هوا صاف شده بود و می توانستم او را ببینم که لب هایش را به هم می فشرد.</span>  <span>ناگهان جلوی ورودی غاری توقف کردیم. او دستم را به طرف خودش کشید، مرا برگرداند تا پشتم به سمت غار و رویم به سمت او باشد.</span>  <span>-همینجا بمون. خواهش می کنم. تا طلوع سپیده اینجا بمون. اگه نیومدم دنبالت، تو بیا دنبالم. باور کن اینطوری امن تره.</span>  <span>نگاهم وحشت زده بود. نه، حیرت زده بود:«چرا؟»</span>  <span>او برگشت. این حرکتش، مثل صاعقه بر من فرود آمد و از جا پراند.</span>  <span>پشت لباسش را گرفتم و با خشونت برگرداندم. نگاهش با نگاهم تلاقی کرد:«تا وقتی بهم توضیح ندی نمی تونی از اینجا بری.»</span>  <span>چند ثانیه به من خیره شد، بعد دو دستش را دور سرم حلقه کرد وبه سمت خود کشید، و مرا بوسید.</span>  <span>همه جا یخ زده بود. سرد تر از سرمایی در جهان. درونم یخ زده بود. بیرون از وجودم یخ زده بود. تنها منبع گرما، که مرا می سوزاند و راهش را به درونم باز می کرد، لبان آدریان بود.</span>  <span>چند ثانیه بود؟ می دانم. شاید یک قرن. فقط می دانم وقتی لبان سحرآمیزش از لبانم جدا شد، بی حس بودم. او یک قدم عقب رفت:«متاسفم.»</span><br><br><span>و شمشیرم را در شکافی میان سنگ ها فرو کرد، طولی نکشید که تصویر آدریان روبه روی صورتم سنگ باران شد.</span><br><br><span>یک ثانیه. دو ثانیه. سه ثانیه. سر چهار ثانه فهمیدم چه شده. او مرا در غار زندانی کرده بود.</span><br><br><br><br><span><span></span></span>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/pl/academy/">آموزشگاه</category>                        <dc:creator>هلن پراسپرو</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/pl/topicid/6071/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>تمرین</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5848/</link>
                        <pubDate>Thu, 22 Nov 2018 18:49:55 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[سلام بر همگیمی خاهیم اینجا چند تمرین ابتدایی برای نویسندگی(ابتدایی اما مهم و اساسی) داریم که توسط گاردنر پیشنهاد شده. هرکس تمرین خواسته شده رو می نویسه و وقتی تعداد نوشته ها به 6 رسید و نقد ...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[سلام بر همگی<br><br>می خاهیم اینجا چند تمرین ابتدایی برای نویسندگی(ابتدایی اما مهم و اساسی) داریم که توسط گاردنر پیشنهاد شده. هرکس تمرین خواسته شده رو می نویسه و وقتی تعداد نوشته ها به 6 رسید و نقد شدند، می ریم سراغ تمرین بعد.<br><br><span>تمرین اول:1-   پاراگرافی را در نظر بگیرید که قرار است در قسمتی از یک داستان، درست  قبل  از کشف یک جسد بیاید. این پاراگراف را بنویسید. می توانید نوع برخورد   شخصیت یا جسد را توصیف کنید یا جای جسد یا هر دو هدف تمرین حاضر کسب این   مهارت است که به صورت ناگهانی توجه خواننده را به پاراگراف مورد نظر جلب   کنید تا دلش بخواهد آن را دنبال کند. بعد کاری کنید که ترجیح بدهد از روی   آن قسمت بپرد اما به خاطر کنجکاوی نتواند به خواندنش ادامه دهد. اگر   توانایی نوشتن چنین پاراگرافی را نداشته باشید، هیچ وقت نمی توانید حس   تعلیق واقعی را ایجاد کنید.</span>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/pl/academy/">آموزشگاه</category>                        <dc:creator>هلن پراسپرو</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5848/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>معرفی رشته های دانشگاهی «4» مهندسی مکانیک</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/pl/topicid/6069/</link>
                        <pubDate>Mon, 17 Sep 2018 15:03:03 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[هدفدر حقیقت رشته مکانیک بخشی از علم فیزیک است که با استفاده از مفاهیم پایه علم فیزیک و به تبع آن ریاضی به بررسی حرکت اجسام و نیروهای وارد بر آنها می‌پردازد و می‌کوشد تا با توجه به نتایج بررس...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<div><span><span><a href="http://www.beytoote.com/scientific/introduction/engineering-mechanics.html"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/scientific/sci268.jpg" /></a></span></span></div><br><br><span><span><span><strong><br><br><br><br>هدف<br><br></strong></span></span></span><span><span>در حقیقت رشته مکانیک بخشی از علم فیزیک است که با استفاده از مفاهیم پایه علم فیزیک و به تبع آن ریاضی به بررسی حرکت اجسام و نیروهای وارد بر آنها می‌پردازد و می‌کوشد تا با توجه به نتایج بررسی‌های خود ، طرحی نو در زمینه فن‌شناسی و صنعت ارائه دهد و در راه پیشرفت انسان گامی به جلو بردارد.</span></span><span><span>به عبارت دیگر رشته مکانیک، رشته پیاده کننده علم فیزیک است چون برای مثال بررسی حرکت خودرو و عوامل موثر بر روی آن برعهده فیزیک است. اما این که چگونه حرکت آن تنظیم گردد بر عهده مکانیک می‌باشد.</span></span><span><span>دکتر آریا الستی استاد مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف در معرفی این علم می‌گوید:</span></span><span><span>«علم مکانیک به تحلیل حرکت و عوامل ایجاد کننده حرکت مانند نیروها و گشتاورها و شکل حرکت می‌پردازد. اما مهندسی مکانیک تا حدودی با علم مکانیک تفاوت دارد چرا که یک مهندس مکانیک علاوه بر علم مکانیک باید بسیاری از علوم دیگر را یاد گرفته و بعضی از هنرها را نیز کسب کند. شاید بتوان گفت که رشته مهندسی مکانیک ، رشته تحلیل و طراحی سیستم‌های دینامیکی و استاتیکی است.»</span></span><span><span>دکتر محمد دورعلی یکی دیگر از اساتید مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف نیز در معرفی این رشته می‌گوید:</span></span><span><span>«رشته مهندسی مکانیک را شاید بتوان از نقطه‌نظر تنوع موضوعات تحت پوشش، جامع‌ترین رشته مهندسی به شمار آورد. چون رشته مهندسی مکانیک در برگیرنده تمامی علوم و فنونی است که با تولید ، تبدیل و استفاده از انرژی، ایجاد و تبدیل حرکت و انجام کار، تولید و ساخت قطعات و ماشین‌آلات و به کارگیری مواد مختلف در ساخت آنها و همچنین طراحی و کنترل سیستم‌های مکانیکی، حرارتی و سیالاتی مرتبط می‌باشد.</span></span><span><span>به عبارت دیگر محاسبات فنی، مدلسازی و شبیه‌سازی ، طراحی و تهیه نقشه‌ها ، تدوین روش ساخت ، تولید و آزمایش تمامی ماشین‌آلات و تاسیسات موجود در دنیا ، با تکیه بر توانایی‌های مهندسان مکانیک انجام می‌گیرد.»<br><br><br><br></span></span><span><span><span><strong>گرایش‌های مقطع لیسانس<br><br></strong></span></span></span><span><span>رشته مهندسی مکانیک دارای سه گرایش «طراحی جامدات ، حرارت و سیالات، ساخت و تولید» در مقطع لیسانس می‌باشد که البته دانشگاه صنعتی شریف دارای گرایشهای دیگری نیز هست.</span></span><span><span>در شروع آموزش مهندسی در ایران ، مهندسی مکانیک با برق یکی بود و «الکترومکانیک» نامیده می‌شد. اما این دو رشته حدود 45 سال پیش از هم جدا شدند و به مرور رشته‌های دیگری مانند مهندسی شیمی و مواد نیز از مهندسی مکانیک جدا شد و مهندسی مکانیک به عنوان رشته مهندسی مکانیک عمومی ارائه گردید. ولی با پیشرفت صنعت و نیاز صنایع به تخصص‌های مختلف در این زمینه، از مهندسی مکانیک عمومی دو گرایش «طراحی جامدات» و «حرارت و سیالات» و بعد از آن «ساخت و تولید» بیرون آمد و بالاخره باید به مهندسی دریا اشاره کرد که هنوز در دانشگاه صنعتی شریف به عنوان یکی از گرایشهای مهندسی مکانیک ارایه می‌شود. ما در این‌جا به معرفی اجمالی هر یک از گرایشهای فوق می‌پردازیم.<br><br><br><br></span></span><span><span><span><strong>الف – گرایش مکانیک در طراحی جامدات<br><br></strong></span></span></span><span><span>هدف تربیت آزمایشگاهی متخصصانی است که بتوانند در مراکز تولید و کارخانه‌ها اجزاء و مکانیزم ماشین‌آلات مختلف را طراحی کنند. دروس این دوره شامل دروس نظری، آزمایشگاهی، کارگاه و پروژه و کارآموزی است. فارغ‌التحصیلان می‌توانند در کارخانجات مختلف نظیر خودروسازی ، صنایع نفت، ذوب فلزات و صنایع غذایی و غیره مشغول شوند و برای این دوره امکان ادامه تحصیل تا سطح کارشناسی ارشد و دکتری در داخل یا خارج از کشور وجود دارد. موفقیت داوطلبان به آگاهی آنها در دروس جبر و مثلثات، هندسه ، فیزیک و مکانیک همچنین آشنایی و تسلط آنان به زبان خارجی بستگی فراوان دارد. از جمله دروس این دوره می‌توان دروس مقاومت مصالح، طراحی و دینامیک را نام برد. در این رشته زمینه اشتغال و بازارکار خوب وجود دارد و مطالب ارائه شده در طول تحصیل برای دانشجویان محسوس و قابل لمس است.<br><br><br><br></span></span><span><span><span><strong>ب – گرایش مکانیک در حرارت و سیالات<br><br></strong></span></span></span><span><span>این رشته در به کاربردن علوم و تکنولوژی مربوط جهت طرح و محاسبه اجزاء سیستمهایی که اساس کار آنها مبتنی بر تبدیل انرژی ، انتقال حرارت و جرم است به متخصصان کارآیی لازم را می‌دهد و آنها را جهت فعالیت در صنایع مختلف مکانیک در رشته حرارت و سیالات (نظیر مولدهای حرارتی، انتقال سیال نیروگاههای آبی، موتورهای احتراقی و ... ) آماده می‌سازد. فارغ‌التحصیلان این دوره قادر به طراحی و محاسبه اجزا و سیستمها در بخشهای عمده‌ای از صنایع نظیر صنایع خودروسازی ، نیروگاههای حرارتی و آبی، صنایع غذایی، نفت، ذوب فلزات و غیره هستند.</span></span><span><span>فارغ‌التحصیلان این دوره می‌توانند تا مقطع کارشناسی ارشد و دکتری در داخل یا خارج از کشور ادامه تحصیل دهند. داوطلبان این رشته باید در دروس ریاضی و فیزیک تسلط داشته و با یک زبان خارجی آشنا باشند. دروس این رشته شامل مطالبی در زمینه‌های حرارت و سیالات ، می‌باشد.</span></span><span><span>نظر دانشجویان: با توجه به اینکه اصولا تحصیلات دانشگاهی به خصوص در زمینه‌های مهندسی نیاز صد در صد به علاقه‌مندی داوطلب دارد، بنابراین عدم داشتن علاقه‌ و همچنین عدم تقویت دروس اساسی و پایه‌ای در بخش مکانیک مانند ریاضی، فیزیک – مکانیک ، شیمی ، رسم فنی (تجسم بالا داشتن) و هوش نسبتا خوب و عدم روحیه تجزیه و تحلیل در مسائل باعث دلسردی و از دست‌دادن انگیزه تحصیل و رکورد شدید در تحصیلات خواهد شد.<br><br><br><br></span></span><span><span><span><strong>ج - گرایش مکانیک در ساخت و تولید<br><br></strong></span></span></span><span><span>هدف تربیت کارشناسانی است که با به کاربردن تکنولوژی مربوط به ابزارسازی، ریخته‌گری ، جوشکاری، فرم دادن فلزات ، طرح کارگاه یا کارخانه‌های تولیدی آماده کار در زمینه ساخت و تولید ماشین‌آلات صنایع (کشاورزی ، نظامی، ماشین‌سازی، ابزارسازی ، خودروسازی و ... ) باشند. فارغ‌التحصیلان این دوره قادر خواهند بود در صنایعی مانند ماشین‌سازی، ابزارسازی، خودروسازی ، صنایع کشاورزی، صنایع هوایی و تسلیحاتی به ساخت و تولیدی ماشین‌آلات، طراحی کارگاه و یا کارخانه تولیدی بپردازند و نظارت و بهره‌برداری و اجرای صحیح طرحها را عهده‌دار شوند. داوطلبان این رشته باید در دروس ریاضی، فیزیک و مکانیک از آگاهی کافی برخوردار باشند. دروس این دروه شامل مطالبی در مورد نحوه تولید، طراحی قالبهای پرس، طراحی قید و بندها، کار و برنامه‌ریزی با ماشینهای اتوماتیک، اصول کلی و نحوه کار با ماشینهای دستی و تعمیر و نصب تمام سرویسهای صنعتی می باشد و درصد نسبتا بالایی از آنها به صورت عملی ارائه می‌گردد. داوطلب باید سالم باشد تا بتواند کارهای کارگاهی را به خوبی انجام دهد و استعداد کارهای فنی را داشته باشد. با توجه به خودکفایی صنایع کشور این رشته دارای بازار کار خوبی است.</span></span><span><span><span><strong>گرایش مهندسی دریا</strong></span></span></span><span><span>یکی از گرایش‌های مهندسی مکانیک که تنها در دانشگاه صنعتی شریف ارائه می‌گردد، مهندسی دریا (کشتی‌سازی) است چرا که در دانشگاههای دیگر از جمله دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دانشگاه خلیج فارس و دانشگاه سیستان و بلوچستان، مهندسی دریا به عنوان یک رشته مستقل با سه گرایش مهندسی کشتی‌سازی ، مهندسی کشتی و دریانوردی ارائه می‌شود.</span></span><span><span>اما چرا دانشگاه صنعتی شریف، مهندسی دریا را به عنوان یکی از گرایش‌های مهندسی مکانیک ارائه می‌دهد؟</span></span><span><span>دکتر الستی در پاسخ‌ به این سوال می‌گوید:</span></span><span><span>«مهندس دریا گرایش کشتی‌سازی مسائلی از قبیل طراحی بدنه، استحکام بدنه، سیستم‌های پیشرانه (موتور گیربکس) ، پایداری کشتی در مقابل امواج کناری جانبی کشتی و طراحی مربوط به ناوبری (مسیریابی کشتی) را مطالعه می‌کند که همه این مسائل در گرایش‌های دیگر مکانیک نیز مطرح می‌شود و فقط مهندسی کشتی‌سازی این مسائل را به صورت تخصصی در ارتباط با کشتی و سازه‌های دریایی مثل اسکله‌ها و سکوهای نفتی متحرک مطالعه می‌کند. به عبارت دیگر یک مهندس دریا ، مهندس مکانیکی است که در کاربردهای دریایی مشغول به کار می‌باشد.»</span></span><span><span>گفتنی است که در دانشگاه صنعتی شریف، رشته مهندسی هوا و فضا نیز در دانشکده مکانیک ارائه می‌گردد و اساتید این دانشکده ، مهندسی هوا و فضا را یکی از گرایش‌های مکانیک به شمار می‌آورند.<br><br><br><br></span></span><span><span><span><strong>آینده شغلی ، بازارکار، درآمد<br><br></strong></span></span></span><span><span>در حال حاضر دانشجوی توانمند مهندسی مکانیک پس از فارغ‌التحصیلی مشکل کاریابی ندارد چرا که به گفته دکتر دورعلی توسعه سخت‌افزاری و رشد مسایل مهندسی ، گرایش به سمت تولید داخل و ایجاد تکنولوژی تولید تجهیزات و وسایل در داخل کشور و روی آوردن به خدمات مهندسی در داخل کشور به علت محدودیت‌های ارزی و کاهش درآمدهای نفتی، باعث رشد چشمگیر بازارکار مهندسان مکانیک در ایران شده است.</span></span><span><span>دکتر دورعلی در ادامه می‌گوید:</span></span><span><span>«یک مهندس مکانیک در حال حاضر در زمینه‌های مختلفی فعالیت می‌کند که از جمله آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد</span></span><span><span>:طراحی و ساخت تمامی ماشین‌آلات و قطعات آنها، اعم از ماشین‌آلات تولیدی تمامی صنایع، لوازم خانگی و تجهیزات پزشکی.</span></span><span><span>:طراحی و ساخت تجهیزات مکانیکی نیروگاههای فسیلی، اتمی ، خورشیدی ، بادی و آبی.</span></span><span><span>:طراحی و ساخت تجهیزات و سیستم‌های انتقال و تصفیه آب، سیستم‌های مکانیکی و کنترلی پالایشگاهها و کارخانجات شیمیایی.</span></span><span><span>:طراحی و ساخت تاسیسات حرارتی و برودتی ساختمانها و اماکن، بالابرها و آسانسورها و سیستم‌های حمل و نقل.</span></span><span><span>:ساخت ماشین‌آلات تغلیظ و بازیافت مواد مثل کارخانجات قند، کاغذسازی ، سیمان ، نساجی ، نمک و کنسانتره .</span></span><span><span>:طراحی و ساخت وسایل و تجهیزات حمل و نقل زمینی، دریایی و هوایی.</span></span><span><span>:ساخت تجهیزات دفاعی مانند تانک، راکت، اژدر و پلهای متحرک</span></span><span><span>:ساخت روبات‌ها ، بازوهای مکانیکی و سیستم‌های تولید.</span></span><span><span>در ضمن یک مهندس مکانیک می‌تواند به عنوان کارشناس و مشاور فنی در بانک‌ها ، شرکت‌های سرمایه‌گذاری و بیمه و شرکت‌های بازرسی و نظارت امور بین‌المللی فعالیت بکند.»</span></span><span><span>دکتر الستی نیز در این زمینه می‌گوید:</span></span><span><span>«در همه جای دنیا یک فارغ‌التحصیل مهندسی مکانیک مثل یک موم خام است که دانش کافی دارد و در هر زمینه‌ای که کار کند می‌تواند در آن زمینه متخصص بشود.</span></span><span><span>برای مثال می‌تواند در تحلیل و طراحی خودرو، در طراحی و ساخت ماشین‌های ابزار و حتی در تدوین و تولید برنامه‌های کامپیوتری فعالیت بکند. یعنی رشته مکانیک زمینه کار و زمینه انتخاب بسیار گسترده‌ای را در مقابل فارغ‌التحصیلان این رشته قرار می‌دهد.»</span></span><span><span>دکتر قرشی نیز در مورد فرصت‌های شغلی، گرایش مهندسی دریا می‌گوید:</span></span><span><span>«بدون شک چون مهندسی دریا نسبت به گرایش‌های دیگر رشته مکانیک تخصصی‌تر است، فرصت‌های شغلی آن نیز محدودتر می‌باشد اما با این وجود فارغ‌التحصیلان این گرایش می‌توانند در کارخانه‌های کشتی‌سازی کشور مثل کارخانه کشتی‌سازی «صدرا» در بوشهر ، کارخانه «نکا» در شمال و «اروندان» در خلیج فارس مشغول به کار گردند و یا در سازمان بنادر و کشتی‌رانی وظیفه ساخت سکوهای شناور را بر عهده بگیرند.»<br><br><br><br></span></span><span><span><span><strong>توانایی‌های مورد نیاز و قابل توصیه <br><br></strong></span></span></span><span><span>«مکانیک بهشت ریاضیات است.» این جمله زیبا از «لئونارد اولر» ریاضی‌دان بزرگ سوئیسی، بیانگر ارتباط تنگاتنگ ریاضیات با مکانیک است. در واقع مهندسی مکانیک بخصوص در گرایش حرارت و سیالات از مباحث و مسایل ریاضی بسیار استفاده می‌کند. از سوی دیگر همان‌طور که پیش از این گفتیم مکانیک بخشی از علم فیزیک است و حتی دانش‌آموزان دوره متوسطه نیز با علم مکانیک در کتاب فیزیک خود آشنا می‌شوند و این علم بخصوص در گرایش طراحی جامدات اهمیت بسیاری دارد. به همین دلیل دانشجوی مهندسی مکانیک باید در دو درس ریاضی و فیزیک قوی بوده و همچنین از هوش، استعداد و قدرت تجسم خوبی برخوردار باشد.</span></span><span><span>دکتر الستی در مورد توانایی‌های لازم برای دانشجوی این رشته می‌گوید:</span></span><span><span>«فعالیت در رشته مهندسی مکانیک بسیار متنوع است و در نتیجه هم دانشجوی علاقه‌مند به کارهای تئوریک می‌تواند جذب این رشته شده و در بخش‌های نظری و تئوری فعالیت کند و هم دانشجوی خلاق و علاقه‌مند به طراحی و ساخت وسایل و دستگاههای مختلف می‌تواند این رشته را انتخاب نماید. اما بدون شک یک مهندس مکانیک موفق کسی است که به یاری دو بال علم و عمل پیشرفت کند. به همین خاطر من در دانشگاه ، دانشجویان را تشویق می‌کنم که پروژه‌های تحقیقاتیشان تلفیقی از کار تئوریک و عملی باشد.»</span></span><span><span>دانشجوی این رشته باید از نظر جسمی آمادگی کار در محیطهای پرجمعیت و کارخانجات دور از شهر را داشته باشد.<br><br><br><br></span></span><span><span><span><strong>وضعیت ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر<br><br></strong></span></span></span><span><span>امکان ادامه تحصیل در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی میسر می‌باشد. در دوره کارشناسی ارشد 32 واحد و در دوره دکترا 48 واحد درسی ارایه می‌گردد.<br><br><br><br></span></span><span><span><span><strong>رشته‌های مشابه و نزدیک به این رشته <br><br></strong></span></span></span><span><span>رشته مهندسی مکانیک به عنوان جامع‌ترین رشته مهندسی دارای دروس مشترک با اغلب رشته‌های مهندسی دیگر نظیر مهندسی دریا ، مهندسی شیمی، مهندسی هوا فضا و ... می‌باشد.<br><br><br><br></span></span><span><span><span><strong>مصاحبه با دانشجوی مشغول به تحصیل<br><br></strong></span></span></span><span><span>مهندسی مکانیک جامع‌ترین رشته مهندسی است که در آن با اصول اساسی طراحی تمامی سیستمهای محیط پیرامون آشنا می‌شویم . دروس این رشته غالبا کاربردی بوده و در ارتباطی تنگاتنگ با دروس ریاضیات و فیزیک است. دانشجوی این رشته باید فردی خلاق و دارای قدرت تجسم کافی باشد تا بتواند در طراحی مکانیزمها موفق باشد.<br><br><br><br></span></span><span><span><span><strong>وضعیت نیاز کشور به این رشته<br><br></strong></span></span></span><span><span>دانش مکانیک دانش زندگی است . در هر مجتمع و کارگاه صنعتی نیاز به فارغ‌التحصیلان این رشته امری ضروری و مشهود است و با توجه به حرکتهای صنعتی این چندساله اخیر کشور مهندسین مکانیک بیش از پیش در گرداندن چرخ صنعت دخیل شده‌اند و راه همواره برای رشد و ترقی آنها گشاده است.<br><br><br><br></span></span><span><span><span><strong>نکات تکمیلی<br><br></strong></span></span></span><span><span>رشته مهندسی مکانیک دارای واحدهایی ملموس و کاربردی است ولی داشتن شناخت کافی نسبت به این رشته قبل از انتخاب آن ضروری است. اغلب واحدهای این رشته دارای ریاضیات دیفرانسیلی پیچیده و تجسم فیزیکی هستند که منجر به سخت‌شدن این واحدها می‌شوند. ضمنا واحدهای کارگاهی و فعالیت در واحدهای تولیدی نیز از ویژگی‌های این رشته می‌باشد که داوطلبان آن را با محیطهای صنعتی آشنا کرده و پیوند می‌زند.<br><br><br><br></span></span><span><span><span>منبع : knowclub.tripod.com</span></span></span>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/pl/academy/">آموزشگاه</category>                        <dc:creator>tajik.mahsa</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/pl/topicid/6069/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>هفت خوان کتابخوانی</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/pl/topicid/6064/</link>
                        <pubDate>Sun, 05 Aug 2018 13:03:48 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[کتاب و کتابخوانی، از مهمترین مسائل فرهنگی  کشور است. افراد معمولا با توجه به معیارهای مختلف و با اهداف مختلفی به  سمت کتاب می‌روند. بعضی‌ها فقط کتاب می‌خرند و برای این کار مسایلی مانند  طرح ...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[کتاب و کتابخوانی، از مهمترین مسائل فرهنگی  کشور است. افراد معمولا با توجه به معیارهای مختلف و با اهداف مختلفی به  سمت کتاب می‌روند. بعضی‌ها فقط کتاب می‌خرند و برای این کار مسایلی مانند  طرح جلد یا قطر کتاب را درنظر می‌گیرند. بعضی‌ها کتاب‌ها را می‌خوانند اما  باز هم ملاک مشخصی برای انتخاب کتاب‌ ندارند و هر چه به دست‌شان برسد،  برای‌شان فرقی نمی‌کند. اما گروه دیگری هستند که با شناخت کافی و با اهداف  مخصوص خودشان کتاب انتخاب می‌کنند. بهتر است به این گروه «کتاب‌خوار»  بگوییم، چرا که کتاب برای این افراد از نان شب هم واجب‌تر است. اگر  می‌خواهید شما هم به یک کتاب‌خوان حرفه‌ای تبدیل شوید و انتخاب‌های درستی  در زمینه‌‌ی خرید کتاب داشته باشید، این چند مورد را رعایت کنید! <strong>۱: زمینه مورد نظرتان را انتخاب کنید</strong><br><br><br><br>همین که تصمیم گرفته‌اید کتاب‌خوان حرفه‌ای  باشید یعنی پیش از این با کتاب مواجه بوده‌اید؛ پس حتما با توجه به شناختی  که از خودتان دارید، می‌توانید زمینه مورد علاقه‌تان را انتخاب کنید. شعر  دوست دارید یا رمان؟! داستان کوتاه دوست دارید یا کتاب‌های علمی؟! منظور  این نیست که اگر رمان را انتخاب کنید تا آخر عمر نباید سراغ کتاب‌های شعر  بروید، بلکه بهتر است زمینه اصلی مطالعات‌تان را در یک حوزه قرار دهید و  بعد اگر فرصتی داشتید برای تفریح یا برای اضافه‌کردن بر اطلاعات‌تان، از  حوزه‌های دیگر هم کتاب انتخاب کنید. من همیشه حس می‌کنم کسانی که در یک  زمینه تخصص دارند بسیار کارآمدتر از کسانی هستند که از مسایل مختلف، تنها  چیزهای کمی می‌دانند. <strong>۲: مناسب سن‌تان کتاب بخوانید</strong><br><br><br><br>کودک هستید یا نوجوان؟ جوان هستید یا  بزرگسال؟ بهترین کار این است که مناسب سن‌تان کتاب انتخاب کنید. با این کار  چیزی را از دست نمی‌دهید؛ چرا که به طور طبیعی هر انسانی رشد می‌کند و در  وقت مناسب می‌تواند کتاب مناسبش را بخواند. دغدغه‌ها، نوع نگاه، کلمات مورد  استفاده، حتی حروف‌چینی و صفحه‌بندی کتاب‌های کودک و نوجوان بسیار متفاوت  از کتاب‌های بزرگ‌سال است. به همین خاطر انتخاب کتاب مناسب از نظر سنی،  باعث می‌شود لذت بیشتری از مطالعه‌تان ببرید. <strong>۳: ناشرها را بشناسید</strong><br><br><br><br>حالا که زمینه مطالعه و سن‌تان مشخص شده،  بهتر است ناشرانی را که در زمینه مورد علاقه شما فعالیت می‌کنند، بشناسید.  اگر چه گاهی ممکن است کتاب‌های خوبی توسط ناشران تازه‌کار یا ناشناخته  منتشر شود، اما این را نباید فراموش کرد که ناشران با تجربه و حرفه‌ای  معمولا کتاب‌های سطح پایین منتشر نمی‌کنند. از طرف دیگر، نویسندگان، شاعران  و مترجمان حرفه‌ای نیز کتاب‌های خود را بیشتر به دست این ناشران  می‌سپارند. پس شناختن چند انتشاراتی که کتاب‌های مورد نظر شما (مثلا رمان  نوجوان، شعر بزرگسال و…) را چاپ می‌کنند، بسیار کمک‌کننده است.<br><br><strong>۴: معرفی کتاب بخوانید</strong><br><br><br><br>قبل از تهیه هر کتاب در مورد آن تحقیق کنید  و چند معرفی کتاب بخوانید. خواندن معرفی‌هایی که صرفا به نام نویسنده و  تاریخ نشر و قسمتی از متن کتاب اکتفا کرده‌اند، چندان مفید به‌نظر نمی‌رسد.  بهتر است وب‌سایت‌ها یا افرادی را دنبال کنید که کتاب‌ها را به‌صورت  حرفه‌ای نقد و بررسی می‌کنند. از این طریق راحت‌تر می‌توانید تصمیم بگیرید  که فلان کتاب را دوست دارید یا نه.<br><br><br><br><span>- - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست‌ها ادغام شدند - - - - - - - - -</span><br><br><br><br><strong>۵: از کاردان‌ها کمک بگیرید</strong><br><br><br><br>اگر نویسنده یا ناشر خاصی را نمی‌شناسید،  بهتر است از کسانی که این شناخت را دارند، کمک بگیرید. البته حواس‌تان باشد  همان‌طور که رنگ و غذای مورد علاقه افراد با هم تفاوت دارد، کتاب مورد  علاقه‌شان هم می‌تواند متفاوت باشد؛ پس با پرسیدن «کتاب مورد علاقت چیه؟»  از افراد مختلف، خودتان و دیگران را آزار ندهید. از کسانی سوال کنید که در  این زمینه توانایی و تخصص دارند. به‌عنوان مثال نویسنده‌ها، شاعران،  کتاب‌دارهای کتاب‌خانه‌ها، داوران جشنواره‌های کتاب و… می‌توانند گزینه‌های  مناسبی در این مورد باشند.<br><br><strong>۶: فهرست‌های از پیش تعیین‌شده را فراموش نکنید</strong><br><br><br><br>همیشه فهرست‌های از پیش مشخص‌شده‌ای وجود  دارند که می‌توانند در انتخاب کتاب مناسب به دادمان برسند. اسامی کتاب‌های  برگزیده در جشنواره‌های معتبر داخلی و خارجی (مانند جشنواره جلال آل احمد،  کتاب سال، مدال افتخار نیوبری، برندگان نوبل ادبیات و…) به راحتی قابل  جست‌وجو است. همچنین سازمان‌هایی وجود دارند که بعد از بررسی کتاب‌ها در  زمینه‌های خاص در هر سال فهرست کتاب‌های برگزیده‌شان را منتشر می‌کنند  (مانند فهرست لاک‌پشت پرنده در زمینه کتاب کودک). اگر خودتان به نتیجه‌ای  نرسیدید، می‌توانید از این کتاب‌های منتخب و برگزیده شروع کنید.<br><br><strong>۷: هر کتابی نخوانید</strong><br><br><br><br>تا چند وقت قبل عادت بدی داشتم و آن هم این  بود که هیچ کتابی را نیمه رها نمی‌کردم؛ حتی اگر کتابی واقعا حالم را بد  می‌کرد، سعی می‌کردم آن را تا انتها بخوانم بلکه نکته جدیدی یاد بگیرم. اما  به قول یکی از دوستان کتاب‌خوارم، عمر ما بسیار کوتاه و میزان کتاب‌های  نوشته‌شده در جهان بسیار زیاد است. پس برای خواندن بهترین کتاب‌های دنیا  آن‌قدرها هم وقت نداریم. یعنی اگر تمام مراحل بالا را طی کردید و کتابی را  تهیه کردید و مشغول خواندنش شدید اما از آن لذت نبردید، وقت‌تان را تلف  نکنید؛ کنار بگذاریدش و کتاب دیگری دست بگیرید که خواندنش حالتان را خوب  کرده و چیز جدیدی به زندگی‌تان اضافه کند.<br><hr class="bbcode_rule" /><br><br>منبع:<a href="http://shahinkalantari.com">شاهین کلانتری - شاهین کلانتری | نویسندگی و توسعه فردی</a><br><br>حتما بهش سر بزنید.]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/pl/academy/">آموزشگاه</category>                        <dc:creator>هلن پراسپرو</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/pl/topicid/6064/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>عدد نویسی</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5585/</link>
                        <pubDate>Mon, 10 Jul 2017 10:49:03 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[این رو حدود یکسال پیش یکجایی قرار داده بودم، دنبالش میگشتم، گفتم بد نیست این سمت هم بذارمش.عددنویسیبیست بنویسیم یا 20؟ در متن هایمان، اعداد را باید با حروف بنویسیم یا با رقم؟دونستن نحوه ی عد...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<strong><span><span>این رو حدود یکسال پیش یکجایی قرار داده بودم، دنبالش میگشتم، گفتم بد نیست این سمت هم بذارمش.<br><br></span></span></strong><div><strong><span><span>عددنویسی</span></span></strong></div><br><br><strong><span><span><br><br></span></span></strong><span><span><div><strong><span><span><span><span>بیست بنویسیم یا 20؟ در متن هایمان، اعداد را باید با حروف بنویسیم یا با رقم؟<br><br>دونستن نحوه ی عدد نویسی، برای هر نویسنده و ویرایشگری نیازه. اینکه در کجای داستان اعداد به صورت حروف قرار بگیره و در کجا با رقم. <br><br>این مطالب از جاهای گوناگون دست چین شده، به صورت ساده تغییر دادیم و با این شکل قرار میدیم. امیدوارم بتونید استفاده ببرید.<br><br>یکسری قانون ساده برای این کار وجود داره:</span><br><br></span></span></span></strong></div><br><br></span></span><div><strong><span><span><span><span><span>الف) اعداد یک تکه (بی واو) و اعداد چندتکه (واو دار):</span><br><br></span></span></span></span></strong></div><br><br><strong><span><span><div><span><span>تمام اعدادی که به صورت یک تکه می باشند، یعنی در آن ها «واو» وجود ندارد، باید با حروف نوشته شود. مانند: هشت، یازده، بیست، سیصد و ...<br><br>یعنی اعداد کمتر از بیست، دهگان ها و صدگان ها.<br><br>کلیه ی اعداد ی که به صورت چند تکه می باشند، یعنی در ان ها «واو» وجود دارد، باید به رقم نوشته شوند. مانند: 21، 35 ، 94، 385 و ...<br><br>این «و» باید «واو» عطف باشد. مثلا هیچوقت نباید عدد دوازده را به دلیل داشتن «واو» در میان کلمه، به رقم نوشت. این دوتا با هم فرق داره. واو عطف در بین دو یا چند کلمه ، که دارای یک نقش می باشند قرار میگیرد.<br><br></span></span></div><br><br></span></span></strong><span><span><div></div><br><br></span></span><strong><span><span><div></div><br><br></span></span><div><span><span><span><span><span>ب) تمامی اعداد ترتیبی به حروف نوشته شود: ترتیبی یعنی «ـُـم ـُـمین»</span></span></span></span></span></div><br><br></strong><div></div><br><br><strong><span><span><div><span><span>همانند: ششم، ششمین. بیست و یکم، بیست و یکمین. صد و بیست و نهم، صد و بیست و نهمین.<br><br>در نتیجه اصلا مهم نیست که اعداد یک تکه و یا چند تکه باشند، هر عدد به صورت ترتیبی که بود ، باید به حروف نوشته شود.<br><br>البته در متن هایی مثل پوستر ها و تیتر ها و نوشته های روی متن جلد، میشه از این قواعد و قانون استفاده نکرد. مثلا بنویسی 47میــن.<br><br>اما در متن هایی مانند مقاله و کتاب ها و پایان نامه ها باید از همان قاعده ی اصلی استفاده برد.<br><br></span></span></div><br><br></span></span></strong><span><span><strong><div></div><br><br></strong></span></span><strong><span><span><div></div><br><br></span></span><span><div><span><span><span><span>ج) جمله ای که با عدد شروع میشود، باید با حروف نوشته شود: </span>در اینجا فرقی نمیکنه که عدد یک تکه یا چند تکه باشد، اصلا نباید جمله با عدد شروع شود.</span></span></span></div><br><br></span></strong><span><strong><div></div><br><br></strong></span><strong><div></div><br><br><span><span><div><span><span>چند نمونه ی غلط این قاعده:<br><br>160 نفر از این مرحله بالا رفتند.<br><br>21 نفر در تصادف دیروز زخمی و کشته شدند.<br><br>حال نمونه ی درست : <br><br>صد و شصت نفر از این مرحله بالا رفتند.<br><br>بیست و یک نفر در تصادف دیروز زخمی و کشته شدند.<br><br>البته برخی اوقات احساس میشه که این شکل نوشتن عجیبه! در این صورت باید فرم نوشته رو تغییر داد. میشه به این شکل جمله ی بالا رو دست زد: از این مرحله، 160نفر بالا رفتند..<br><br></span></span><br><br></div><br><br></span></span><strong><span><span><div></div><br><br></span></span><div><span><span><span><span><span>د ) اعداد خاص را باید به رقم نوشت:</span><br><br></span></span></span></span></div><br><br></strong><div></div><br><br><strong><span><span><div><span>منظور از اعداد خاص یعنی شماره شناسنامه، پلاک، طبقه، نمره آزمون، شماره صفحه،اعداد نمودار ها و جدول و عکس ها و ...<br><br>نمونه ها: صفحه 12، نمودار 12 ، شماره شناسنامه 12، رتبه 12، اتاق 12، جدول 12و ...<br><br></span></div><br><br></span></span></strong><span><span><strong><div></div><br><br></strong></span></span><strong><span><div></div><br><br></span><span><div><span><span><span><span>ه ) اصل یک دستی(مهم ترین عنوان)</span><br><br><br><br></span></span></span></div><br><br></span></strong><span><strong><div></div><br><br></strong></span><div></div><br><br><span><span><div><span>این شکل براتون میگم : فرض کنید در متنی هم عدد نوزده هست که باید به حرف نوشته بشه و هم عدد 24 که باید به رقم نوشته بشه. خب در این صورت این دو عدد اگر در نزدیکی هم قرار بگیرن، صورت خوشی نداره، به اصطلاح میگم متن شکیل نیست اونطوری<br><br>مثلا: از میان 24 حوزه انتخابی، رای های نوزده صندوق را تا کنون شمردند. <br><br>در این مثال؛ هم عدد به شکل حروف وجود داره و هم به شکل رقم. و چون گفتیم باید اصل یکدستی رعایت بشه، در این صورت اعداد باید به شکل رقم نوشته بشه . یعنی برای یکدست بودنشون تمامی ان ها به رقم نوشته شوند.<br><br>حالا یک سوال هست، بازه ی این یک دست نویسی تا کجا باشه؟ هر فصل داستان، یا کل کتاب؟<br><br>خب اینجا پاسخ این هست، مقایس یکدستی نباید کل کتاب در نظر گرفته بشه، بلکه ملاکش مبحث است!<br><br>حتی نمیشه گفت در یک فصل، یک صفحه و یا یک پاراگراف در نظر گرفت، با توجه به مبحث(چه کوتاه باشد و یا چه بلند) وقتی چند عدد وجود داشت، می بایست از این اصل استفاده کنیم.</span></div><br><br></span></span></strong><span><span><strong><strong><strong><strong><div></div><br><br></strong></strong></strong></strong></span></span><span><strong><strong><strong><strong><div></div><br><br></strong></strong></strong></strong></span>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/pl/academy/">آموزشگاه</category>                        <dc:creator>R-MAMmad</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5585/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>ذ یا ز مسئله این است!</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5904/</link>
                        <pubDate>Sun, 25 Jun 2017 01:00:27 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[((62))خب خب خب((62))سلااااااااااااااااااام دیگه انقدر گفتم کدومش درسته که کچل شدم((66)) گفتم بیام یه تاپیک بزنم (الکی مثلا فکر خودم بود((72))) شاید که درست تایپش کردید((127))گذار یا گزار؟گذا...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<div>((62))خب خب خب((62))<br><br>سلااااااااااااااااااام <br><br>دیگه انقدر گفتم کدومش درسته که کچل شدم((66)) گفتم بیام یه تاپیک بزنم (الکی مثلا فکر خودم بود((72))) شاید که درست تایپش کردید((127))<br><br><br><br>گذار یا گزار؟<br><br><br><br><span style="text-decoration: underline"><span><span><strong><span>گذاشـتن</span></strong></span></span></span><strong><span><span><span><span><strong><span> به معنی قرار دادن چیزی به طور عینی و مشـهود در جایی اسـت؛ </span></strong></span></span></span><br><br></span><strong><span><span><span><strong><span>و مجازاً نیز به معنی پی انداختن، وضع کردن و بنیاد نهادن چیزی است. </span></strong></span></span><br><br></span><strong><strong><br><br><span><span><span><br><br>عینی و مشهود: "او کتاب را در قـفـسـه گذاشـت." </span></span></span><strong><span><span><span><br><br></span></span></span><span><span><span>مجازاً: مانند </span></span></span><span><span><span>قانون گذار</span></span></span><span><span><span> که کسی اسـت کـــه قانون را وضع می کند یا بنیان گذار که چیزی را تاسیس می کند، یا </span></span></span><span><span><span>نام گذاری</span></span></span><span><span><span> که وضع کردن نام برای چیزی است.<br><br><br><br><strong><span style="text-decoration: underline"><span><span><span>گزاردن</span></span></span></span><span><span><span> را نیز می توان در دو معنی کلی به شـرح زیر خلاصه کرد:</span></span></span><span><span><span><br><br></span></span></span><br><br><span><span><span>1- به معنای "به جا آوردن"، "ادا کردن"، "انجام دادن".</span></span></span><span><span><span> <br><br><br><br>مثلاً نماز گزاردن یعنی "ادا کردن نماز"، یا وام گزاردن یعنی "ادا کردن وام"، بنا براین</span></span></span><span><span><span> وام گزار</span></span></span><span><span><span> درسـت اسـت نه </span></span></span><span><span><span>وام گذار</span></span></span><span><span>. <br><br><span><br><br>به همین ترتیب باید نوشـت: حج گزار، خراج گزار، سپاس گزار، شکرگزار، خدمت گزار، حق گزار، پاسخ گزار، مدح گزار، پیغام گزار، گله گزاری، خبرگزاری، کارگزار( اجرا کننده وانجام دهـنده ی کار )، پیغام گزار( کسی که پیغام را باز گو می کند یا پیغام را می آورد) و...</span><span><br><br></span></span></span><span><br><br><br><br><br><br></span><span><span><span><span>2- به معنای "برگرداندن از زبانی به زبان دیگر یا از بیانی به بیان دیگر، یا از نظامی به نظام دیگر اسـت":<br><br></span></span></span></span><span><span><span><br><br>بنابراین برابر اسـت با ترجمه کردن و گزارنده و گزارش، به معنای مترجم و ترجمه است. <br><br>خواب گزاری نیز یعنی " تعبیر خواب" و خواب گزار یعـنی تعبیرکننده خواب ( معبر) و اصطلاحات دیگری همچون گزارشـگر.<br><br><br><br><br><br><br><br></span></span></span></strong></span></span></span></strong></strong></strong></strong></strong></div><br><br><strong><span><span>منبع:<br><br></span></span></strong><br><br><strong><strong><strong><strong><strong><span><span><span><strong><span><span><span><strong><span><span>شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی</span></span></strong><br><br></span></span></span><br><br></strong></span></span></span></strong></strong></strong></strong></strong>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/pl/academy/">آموزشگاه</category>                        <dc:creator>momo jon</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5904/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>باشگاه مترجم‌پروری</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5888/</link>
                        <pubDate>Tue, 06 Jun 2017 14:24:00 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[سلاااام دوستان، به اولین جلسه‌ی مترجم‌پروری خوش اومدین!:800179:ترجمه سخت نیست، فقط تمرین می‌خواد و تجربه.این‌جا براتون هم تجربه فراهم آوردیم، و هم تمرین، و اگه شما یه کوچولو با خودتون علاقه ...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[سلاااام دوستان، به اولین جلسه‌ی مترجم‌پروری خوش اومدین!:800179:<br><br>ترجمه سخت نیست، فقط تمرین می‌خواد و تجربه.<br><br>این‌جا براتون هم تجربه فراهم آوردیم، و هم تمرین، و اگه شما یه کوچولو با خودتون علاقه بیارین، کار تمومه!<br><br>آممم، صدای تشویق نمی‌ذاره صدام به اون آخری‌ها برسه ((92))<br><br>ممنونم...<br><br>ممنون!<br><br>خب؛<br><br>این جلسات سابقاً به شکل خصوصی و فقط در پی‌وی یا پ.خ برگزار می‌شد، بعد خواستیم جهاد علمی بکنیم و اینا (و البته چند نفری هم خواستار این آموزش شدن)، این شد که حالا در خدمت شما هستیم. آخر جلسه هم به هر کس که توی کوییز دوره شرکت کنه، پکیج ویژه‌ی افطار (دو دونه خرما بدون گردو) تعلق می‌گیره.<br><br>و لطفا بچه‌هاتون رو از جلوی دست و پا جمع کنین، ممکنه دیگه پیداشون نکنین((72))<br><br><br><br><br><br>دیگه بریم سراغ آموزش جلسه‌ی اول: <div><span><em><strong><span>مکالمات (نوع اول)</span></strong></em></span><br><br></div><br><br><br><br>دیالوگ‌ها قسمت اعظمی از کتاب‌ها رو تشکیل می‌دن و در متون انگلیسی، عموماً به دو شکل آورده می‌شن:<br><br>1. به همراه توصیف گوینده<br><br>2. بدون توصیف و پشت سر هم<br><br>که این جلسه رو به توضیح نوع اول اختصاص می‌دیم. <br><br><br><br>در ترجمه‌ی این نوع از دیالوگ‌ها، ابتدا قسمت توصیفی رو که معمولا بعد از دیالوگ یا یک تکه از اون میاد، توصیف می‌کنیم و نهایتا دیالوگ رو میاریم.<br><br>مثال:<br><br><blockquote>"Shall I stay, lord?" Ryko asked softly.<br><br>ریکو به نرمی گفت: �ارباب، لازمه که بمونم؟�</blockquote><br><br><br><br>دیدین؟!<br><br>به همین سادگی!<br><br><span>اول توصیف، بعد دیالوگ و تمام <img src="/smile.gif" width="" height="" alt=":)" title=":)" class="bbcode_smiley" /></span><br><br><br><br>البته در ترجمه‌ی این قبیل دیالوگ‌ها، باید به یه نکته‌ی نگارشی هم دقت کنیم:<br><br><span>بلافاصله بعد از جمله‌ی توصیفی، یک دونقطه می‌ذاریم، فاصله می‌دیم، گیومه رو باز می‌کنیم و بدون هیچ فاصله‌ای، دیالوگ رو تایپ می‌کنیم، علائم پایان جمله رو می‌ذاریم و گیومه رو می‌بندیم، </span>تکیه می‌دیم و با نیش باز به نتیجه‌ی کار چشمک می‌زنیم!<br><br><br><br>مثلا اینو داشته باشین:<br><br>“Well then,” Galien said. “It would seem everything is in hand.”<br><br>گالین گفت: �خب پس، به نظر می‌رسه همه چیز تحت کنترله.�<br><br>“Is that all you called me here for?” Guy asked with a tone of irritation.<br><br>گای با لحنی رنجیده پرسید: �فقط برای همین من رو به این‌جا صدا کردین؟�<br><br><br><br>اما نهایتاً اگه می‌خواید خودتون رو محک بزنید، شما رو به مبارزه با پاراگراف زیر دعوت می‌کنم. هر سوالی در مورد ترجمه‌ش داشتین، در کامنت بپرسین؛ در اسرع وقت پاسخ میدیم. اگر مایل بودید، ترجمه‌تون رو هم کامنت کنین تا نمره بدیم <img src="/smile.gif" width="" height="" alt=":)" title=":)" class="bbcode_smiley" /><br><br>این شما و این هم یه پاراگراف با محتوای امعاء و احشای قورباغه ((224))<br><br><blockquote>“And the frog exploded, didn’t it?” the wizard was saying to a young man wearing a sober expression.<br><br>“Made quite a mess too, sir,” his companion offered.<br><br>“Yes, they usually do,” Arcadius said in a sympathetic tone.</blockquote><br><br><br><br><br><br><div class="alert alert-warning" role="alert"><br><br><span><span><strong><span>دسترسی سریع به جلسات:<br><br></span></strong></span></span><br><br><ul><br><br></li><li><span><a href="https://www.pioneer-life.ir/post102783.html#post102783"><span><strong><span>جلسه اول (مکالمات بخش 1)<br><br></span></strong></span></a></span><br><br></li><li><span><span><strong><span><a href="https://www.pioneer-life.ir/post102992.html#post102992">جلسه دوم (مکالمات بخش</a>2)</span></strong></span></span><br><br></li><li><strong><span>جلسه سوم (بزودی...)</span></strong><br><br></li></ul><br><br></div>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/pl/academy/">آموزشگاه</category>                        <dc:creator>Azi</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5888/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>آموزش دانلود رایگان مقالات isi</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5872/</link>
                        <pubDate>Sat, 08 Apr 2017 10:48:12 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[ضمن عرض سلام همانطور که مستحضر هستید از لوازم یک تحقیق علمی دسترسی به منابع علمی و بررسی پیشینه تحقیق هست.متاسفانه کشور ما تحریم هست و دسترسی به متون تخصصی مثل مقالات ScienceDirect  امکان پذ...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[ضمن عرض سلام <br><br>همانطور که مستحضر هستید از لوازم یک تحقیق علمی دسترسی به منابع علمی و بررسی پیشینه تحقیق هست.<br><br>متاسفانه کشور ما تحریم هست و دسترسی به متون تخصصی مثل مقالات ScienceDirect  امکان پذیر نیست.<br><br>وبسایت مترجمین ایران به عنوان یک خدمت رایگان ، دسترسی محققین ایرانی به مجموعه ای از این وبسایت های را به صورت غیر مستقیم و رایگان فراهم کرده است.<br><br>دقت داشته باشید 3 مرحله اول هر کدام از آموزش های زیر در سایت مرجع علمی مثل ScienceDirect  انجام می شود و 5 مرحله بعدی در وبسایت مترجمین ایران برای دریافت رایگان آن مقاله.<br><br>البته این توضیحم بدم که کار اصلی سایت مترجمین ایران ترجمه متون تخصصی هست ، که اون پولیه ، اما اگر علاقه داشته باشید یک قسمت استخدام مترجم دارد که می توانید از آن قسمت درآمد کسب کنید.<br><br>ضمنا قیمت این مقالات معمولا بالای 35 دلار هست که به صورت رایگان در اختیار ایرانی ها قرار گرفته است.<br><br>کاربران عزیز جهت استفاده از این مجموعه مقالات می توانند از آموزش های تصویری زیر استفاده کنند:<br><br><br><br><a href="http://www.motarjeminiran.com/learning/ScienceDirect.pdf"><img src="http://motarjeminiran.com/learning/botton.jpg" /></a>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/pl/academy/">آموزشگاه</category>                        <dc:creator>sinama</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5872/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>زنگ انشاء</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5861/</link>
                        <pubDate>Sat, 25 Mar 2017 08:46:38 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[سلام علیکم :دیخوبید؟ :دیخوشید؟دماغا چاقه؟ :دیخدا رو شکر خوب بعد از مدت ها اومدم پیونیر یه سری بزنم. دیدم ماشالله چه تغییرات خفنی کرده.شهرت و .. این چیزا خلاصه جو سایت برای چند دقیقه منو خوف ...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<div>سلام علیکم :دی<br><br>خوبید؟ :دی<br><br>خوشید؟<br><br>دماغا چاقه؟ :دی<br><br>خدا رو شکر <img src="/neutral.gif" width="" height="" alt=":|" title=":|" class="bbcode_smiley" /><br><br>خوب بعد از مدت ها اومدم پیونیر یه سری بزنم. دیدم ماشالله چه تغییرات خفنی کرده.<br><br>شهرت و .. این چیزا خلاصه جو سایت برای چند دقیقه منو خوف گرفت.:دی<br><br>بعدش هم زدم به چاک <img src="/neutral.gif" width="" height="" alt=":|" title=":|" class="bbcode_smiley" /> تا امروز دوباره برگشتم و گفتم یه اعلام وجودی بکنم :دی<br><br>حقیقتش یه ادیه داشتم به نام زنگ انشا. میدونم خودتون میدونید که این ایده رو داشتم ولی چیزی که نمیدونید اینه کهمن میدونم بقیه هم این ایده رو داشتن و حتی تاپیکاشم زدن :دی<br><br>خیلی پررو ام نه؟:دی عیبی نداره.<br><br>حالا بریم سر اصل مطلب.<br><br>ما توی این زنگ اشنا چکار میکنیم؟ معلومه. انشا مینویسیم. درباره ی چی انشا مینویسیم؟ درباره ی موضوعات هفتگی که من بهتون میدم :دی ولی یه نکته.. تمام انشا ها باید حاوی محتوای طنز باشن <img src="/neutral.gif" width="" height="" alt=":|" title=":|" class="bbcode_smiley" /> غیر طنز به قول معروف به درد عمتون میخوره :دی<br><br>عیده.اومیدم یکم بخندیم نه اینکه چند نفر پاشن بیان اول سالی مارو ببرن تو فاز دپ. پس قرارمون این شد. محتوا طنز باشه. یا علی ببینم چکار میکنید :دی<br><br>موضوعات این هان<br><br>میز مستطیلی<br><br>بهار<br><br>تهدیگ های مامان بزرگ<br><br>سالی که نیکوست از بهارش پیداست<br><br>عهم <img src="/neutral.gif" width="" height="" alt=":|" title=":|" class="bbcode_smiley" /> با اجازه من خودم دوتا انشا میذارم. بلکه روند کار دستتون بیاد :دی ( میدونم همتون با روند آشنایید و همتون ماشالله کباده ی نوشتن رو میکشید ولی خوب میخوام به عنوان مسئول تاپیک یکم هفت بیام :دی )<br><br><div><span><span>میز اتاقم مستیطیلیه. برعکس بقیه تازه دقت نکردم. خیلی وقته میدونم و خیلی هم روش فکر کردم. میز مستطیلی قهوه ای...میز مستیطیلی مزخرف..میز مستطیلی... میز میز میز.</span></span><br><br><span><span>هر کس یک میز نیاز دارد. مال بعضی ها میزشان گرد است و مال بعضی های مربع و مال بعضی ها ناهارخوری </span></span></div><img src="http://forum.dementor.ir/images/smilies/yahoo/22.gif" /><div><span><span> </span></span><br><br><span><span>از قضا خدا یک میز مستطیلی نصیب من کرد.چه میتوان کرد. رسم روزگار پرسش من و تو را ندارد.</span></span><br><br><span><span>خواهد افتاد هر چه بخواهد. از قضا مادر میز مستطیلی خواست و این میز مستطیلی از واپسین لحظات تولد در خانمان جا گرفت.خانه که چه عرض کنم اتاق..آخر آن وقت ها دسته جمعی در یک اتاق کوچک و دوست داشتنی در بالای خانه مادر بزرگ زندگی میکردیم.من که یادم نمیاد ولی از عکس ها و شواهد همه چیز پیداست.</span></span><br><br><span><span>از بحث دور نشویم. این میز مستطیلی با بزرگ شدنم نیز بزرگ تر شد. یعنی بزرگ نشد ها! نقشش در زندگی روزمره ام بزرگ تر شد.</span></span><br><br><span><span>یادمه یک زمانی هدف بزرگ زندگیم این بود که بدون اینکه کسی بغلم کند و روی آن بذارد خودم به بالای آن برسم و جایگاهم را رویش تثبیت کنم. این هدف والا دو سال طول کشید. به طوریکه یکبار از بغل خاله ی گرام سقوط کرده و با پوزه روی میز فرود آمدم. آن موقع هم من دو سال داشتم و کودک و هنوز نمیدانستم در این لحظه باید از شادی بخندم یا گریه کنم که استخان دماغ محترم از وسط کج گشته است </span></span></div><img src="http://forum.dementor.ir/images/smilies/yahoo/4.gif" /><br><br><div><span><span>پس ساکت و خیلی آرام پاهایم را جمع کردم در سینه و به خاله ام که از وحشت مطلع شدن مادر گرام فرار کرده بود خیره شدم. و سپس غرور پیروزی را حس کردم. دفعه بعد تصمیم کرفتم هر طور شده خود به تنهایی به بالای میز مستطیلی برسانم.</span></span><br><br><span><span>اما اما این جوجه ی کوچولو چگونه میتوانست به بالای میز برسد؟! ماه ها گذشت تا اینکه یک روز پدر را در وضعیت فوق العاده مناسبی یافتم. تکیه داده به میز به خواب رفته و وضعیتش کاملا مناسب بود. پس عزمم را جزم کردم و مانند یک کوه نورد حرفه ای از زانوی پدر بالا رفته و جای پایم را روی چشم های پدر محکم کرده که از شدت ناگهانی درد شوکه شده  و سعی داشت چشم هایش را باز کند.  سر انجام با پرشی با اطمینان قلبی از اینکه سر مبارک پدر زیر پایم است پریدم و لبه ی میز را گرفته و خود را بالا کشاندم. این یک پیروزی خیلی بزرگ برایم بود. شایان به ذکر است تا ساعت ها حاضر نبودم از میز پایین بیایم.</span></span><br><br><span><span>چرا که هرکس تلاشی میکرد با بلند ترین فریاد های نکره و گریه های فراوان منصرفش می کردم </span></span></div><img src="http://forum.dementor.ir/images/smilies/yahoo/4.gif" /><br><br><div><span><span>میز مستطیلی بعد ها نقشش در زندگیم پر رنگ تر شد. این میز در کنار صندلی قرمز رنگی در عقبش که به زور میتوانستم روی آن بشینم تنها جایی بود که میتوانستم کامپیوتر بازی کردن برادر گرام را تماشا کنم .</span></span><br><br><span><span>بعد ها که قدم بلندتر شد ، اگر حوصله میکردم تکالیف را از زمین جمع کرده و روی این میز مستطیلی نسبت به انجام دادن آن ها اقدام میکردم.</span></span><br><br><span><span>بعد از مدتی فهمیدم این میز مستطیلی کشو هایی نیز دارد. از آنجا که احساس مالکیت شدیدی نسبت به آن میکردم پول ها پدر را از کشو ی اول برداشته و در کشوی سوم می ذاشتم. آن وقت ها میز مستطیلی ۲۰۰ عدد پول را از من نگه داری میکرد که هر آخر هفته طی تمیز کردن خانه دوباره خالی میشد و ۲۰۰ پول (به اسکناس میگفتم پول)به کشوی پدر باز میگشت. بعد از مدتی میز مستطیلی در کنار کمد پدر جا گرفت. آن وقت ها پدر گرام شکلات از سر کار با خود می آورد. من نیز کودک بوده و سرم نم یشد که دندان ها خراب می شوند. پس به میز روی می آوردم و از آن بالا رفته و قدم به جای ممنوعه دست پیدا می کرد و بسی شکلات نوش جان می کردم. با این حال این میز مستطیلی روزی در حالی که روی آن ایستاده بودم و شکلات تناول میکردم از وسط نصف شد و من درون آن سقوط کردم. آن روز ساعتی را زیر آواره های میز منتظر برای رسیدن کمک گریه کردم.</span></span><br><br><span><span>میز تعمیر شد و من تعمیر نشدم. یک ماه دستم در گچ بود </span></span></div><img src="http://forum.dementor.ir/images/smilies/yahoo/39.gif" /><br><br><div><span><span>و بعد از آن نیز تا مدت ها با مستطیل بد ریخت و بد قواره قهر بودم. تااینکه پدر تصمیم گرفت میز را تغییر شکلی دهد و رایانه ای که جایزه ی قبولی در دبیرستان سمپاد بود را روی آن نصب کند. از آن روز من و میز بد قواره از بهترین دوست های همدیگر هستیم.</span></span><br><br><span><span>میز مستطیلی را دوست بدارید ...<br><br><br><br>***<br><br></span></span><span><span>سلام. موضوع انشای من است بهار..</span></span><br><br><span><span>من بهار را دوست دارم. او هم من را دوست دارد. مدیونید فکر های منفی بکنید </span></span></div><img src="http://forum.dementor.ir/images/smilies/yahoo/4.gif" /><div><span><span> بهار هر سال بقیه را وادار میکند به من عیدی بدهند  که چیز بسیار خوبیست ..نه؟ هعیی عید ها.. چه بحث غریب و آشنایی. جانم به قربانت یادت می آید نوروز ها را؟ جشن تولدهای شروع دوباره ات را؟ معلوم است که یادت میماند. نوروز از توست و تو از نوروزی. و بازگشت من و همه به سوی نوروز است. با عیدی های نوروز روح خسته و چروکیده ام دوباره شاداب میگردد و بسی کیفور میگردد </span></span></div><img src="http://forum.dementor.ir/images/smilies/yahoo/4.gif" /><br><br><div><span><span>بهار خوب است. ولی نوروز از آن بهتر است :</span></span></div><img src="http://forum.dementor.ir/images/smilies/yahoo/4.gif" /><br><br><div><span><span>بحث نوروز را نکنیم. نوروز هم نوروز های قدیم. یک زمانی درآمد های ما از این رویداد میلیاردی بود اگر مادر ها و خواهر ها آن ها را بر نمیداشتند و باهاشون مانتو و جواهرات نمی خریدند و در کمال خر فرض کردن نمیگفتند که «پول هاتو گذاشتیم توی بانک» </span></span><br><br><span><span>یک نفر نیست به این جماعت بگوید «جانم به قربانت. من نمیخوام پولامو بذارم تو بانک.. این پولا اگه هم بنا به فرض ،تو بانک رفتن که صد تا خاوری پیدا میشن و پولا رو میکشن بالا. ما بانک را دوست نداریم. زیر بالشتمان خیلی امن تر است. » </span></span><br><br><span><span>از پدر مادر ها و خواهر ها بگذریم میرسیم به عیدی دادن فامیل ها </span></span></div><img src="http://forum.dementor.ir/images/smilies/yahoo/22.gif" /><div><span><span> ... همچین مواقعیست که باید فک و فامیل را شناخت. و به قولی همچین مواقعی است که فریاد گلایه آمیز ما بلند می شود و فریاد زده می شود « فک و فامیله ما داریم؟!»</span></span><br><br><span><span>بهار! به یاد آور آن زمان که مادر و  عمه و خاله و دایی و عمو ما را خر میکنند و میگویند « پولاتو بده بذارم تو پاکت برات نو نگه دارم» آن موقع است که بلای آسمانی بر سر تو نازل میشود. و با محاسبات انواع مشتق ٬ انتگرال و رادیکال های فرجه هزار میتوانی پول های باقی مانده رو بیابی. به همین راحتی، به همین خوشمزگی.</span></span><br><br><span><span>ولی جدا از عیدی ها نوروز صبحانه ها بسیار رنگین است </span></span></div><img src="http://forum.dementor.ir/images/smilies/yahoo/4.gif" /><div><span><span>,</span></span><br><br><span><span>کله پاچه ها و آش و حلیم های جور واجوری بر سر سفره ات پیدا میشود که وقتی مهمان ها برفتند و بپرسی ز مکان آن ها تنها چیزی که نوش کنی فحش است :</span></span></div><img src="http://forum.dementor.ir/images/smilies/yahoo/22.gif" /><br><br><div><span><span>این است رسم مهمانداری ما ایرانی ها.. بهار همه را به مهمانی میجنباند. تا مهمان است ما را سود است ولی وای به حال آن روز که مهمان ها برفتند و ظرف آجیل در دستانت توسط پدر دیده شوی. آنگاه است که نغمه ی انالله و انا الیه راجعون خیابان را پر میکند.</span></span><br><br><span><span>بهار نیکوست.. دروغ گویند آنان که میگویند سالی که نیکوست از بهارش پیداست..</span></span><br><br><span><span>بهار را دوست بدارید </span></span></div><img src="http://forum.dementor.ir/images/smilies/yahoo/4.gif" /></div>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/pl/academy/">آموزشگاه</category>                        <dc:creator>jmobasher1999</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5861/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>جریان شناسی تاریخی قیام امام حسین....</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5736/</link>
                        <pubDate>Mon, 03 Oct 2016 14:07:59 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[سلام....حالا که تب تاپیک ها برای محرم گل کرده مام یه تاپیک جریان شناسی عاشورا و حرکت امام حسین میزنیم...خدا بخواد مطالب تاریخی دیگه ای هم خواهیم گذاشت.....ولی راستشو بگم من از صحت این چیزایی...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<div><span><span><span><span><span>سلام....حالا که تب تاپیک ها برای محرم گل کرده مام یه تاپیک جریان شناسی عاشورا و حرکت امام حسین میزنیم...خدا بخواد مطالب تاریخی دیگه ای هم خواهیم گذاشت.....<br><br>ولی راستشو بگم من از صحت این چیزایی که اینجا نوشته خیلی مطمن نیستم...نه اینکه چیزی ضدشون شنیده باشم...کلا چیزی در این موارد نشنیدم....قضاوت با شما<br><br><br><br>مردم مدينه در زمان وقوع واقعه عاشورا گرايشي عمدتاً عثماني داشتند و در اين شهر، جامعه‌اي به نام شيعه وجود نداشت كه در مورد سيد‌الشهدا (ع) فداكاري انجام دهد.</span></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>در شهر كوفه</span></strong><strong><span> از نظر اجتماعي مردم بيشتر به عقايد اموي و عثماني پايبند بودند. بنابراين امام حسين (ع) در اولين اقدام با سرعت به بهانه بيعت با يزيد در فرصت 24 ساعتي كه داشت از اين شهر به صورت شبانه خارج شد. <br><br>شهر مدينه در آن زمان فقط ميزبان شيعياني چون امام حسين (ع) و خانواده‌شان بود و ماقبل آن هيچ شيعه‌اي پا به اين شهر نگذاشته بود.</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>زماني كه امام حسين (ع) به شهر مكه آمدند، شاهد جريانات سياسي و اموي بودند. بنابراين از اين شهر نيز به سرعت خارج شدند</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>در زمان وقوع حادثه كربلا، فقط كشورهاي عراق و يمن شيعه‌پرور بودند و در ساير شهرها به ندرت شيعيان زندگي مي‌كردند</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>در واقع خصلت‌هايي كه در بين اعراب جاهليت (حجاز) وجود داشت در بين طوايف "مضري " كه در كوفه به عنوان نيروي نظامي مستقر شده بودند، نيز ديده مي‌شد</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>در نقطه مقابل قبايل حجازي و عربستان، قبايل يمني كه مشهور به "يماني‌ها " هستند،‌ نيز بودند. <br><br><br><br></span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>به رغم گروه اول "يماني‌ها " عمدتاً گرايش شيعي داشته و كساني بودند كه به حضرت اميرالمومنين (ع) اعتقاد داشته و اگر هم اعتقاد مستقيم امامي نداشتند، ولي بسياري از آنها اعتقاد شيعه سياسي به خانواده امير‌مومنان (ع) داشتند.</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>يماني‌ها باور داشتند كه اموي‌ها به سرنوشت آنها حاكم شده‌اند و در حقشان ستم مي‌كنند و دوم اينكه در رقابت بين شام و عراق، خانواده علي (ع) مي‌توانند در برابر اموي‌ها ايستادگي كنند. <br><br><br><br>اميرالمومنين (ع) اعتقاد داشتند كه بزرگترين فتنه جهان اسلام، فتنه اموي‌ها است و امام حسين (ع) نيز به اين اعتقاد پايبند بودند.</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>در بين يماني‌ها يك گروه عمده شيعه "سياسي " و طيف‌ قابل توجهي شيعه "اعتقادي " وجود داشتند. <br><br>شيعيان اعتقادي كساني بودند كه باور داشتند امام حسين (ع) و اميرالمومنين (ع)، "امام " هستند و آنها را به مقام امامت مي‌شناختند و نه به مقام كساني كه مي‌شود در سايه آنها دربرابر "اموي‌ها " جنگيد. <br><br>به خاطر جمعيت مذكور بود كه اميرالمومنين (ع) از مدينه به سمت كوفه حركت مي‌كند و در آن شهر مستقر مي‌شود. <br><br><br><br>به دليل اينكه شهر كوفه به تازگي تأسيس شده بود و نيروهاي نظامي از شهرها و كشورهاي مختلف در اين محل گرد هم آمده بودند، اغلب مردم در چارچوب قوانين نظامي به زندگي خود ادامه مي‌دادند.</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>ولي اين مردم حتي بين خودشان نيز اختلاف نظر و ديدگاه داشتند، اما با همه اين توصيفات بيشترين جمعيت شيعه در آن زمان در شهر كوفه بود</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>جدي‌ترين كساني كه حاضر بودند براي امام حسين (ع) فداكاري كنند در اين شهر زندگي مي‌كردند.</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>مردم كوفه در آن زمان با نامه‌هايي با مضامين "ميوه‌هاي باغ كوفه رسيده، شما بياييد باهم اين ميوه‌ها را بچينيم " به صورت رمزي و سياسي از امام حسين (ع) دعوت مي‌كردند.</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>برخلاف اقوام مذكور، عده‌اي از مردم مدينه بودند كه به صورت مستقيم با نامه‌هايي با عناوين "ما را امامي جز شما نيست يا حسين " از امام حسين (ع) دعوت مي‌كردند كه به شهر كوفه حركت كند</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>در همين بين افرادي كه شيعه سياسي بودند در لشكر دشمن و مقابل امام حسين (ع) ايستادند و افرادي كه شيعه اعتقادي بودند، مانند سعد بن عبدالله حنفي، زماني كه امام مي‌خواستند نماز بخوانند جلوي ايشان مي‌ايستادند و مانع اصابت تير به حضرت مي‌شدند</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>نمي‌توان صف‌بندي خاصي در مورد مردم كوفه انجام داد، چرا كه در جنگ صفين 30 هزار نفر و در جنگ جمل نيز 5 هزار نفر از افرادي كه به شهادت رسيدند، كوفي بودند</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>شهر كوفه با تركيب نيروهاي اجتماعي و قومي در هر زماني عقايد متفاوتي از جنگ و رزم را دنبال مي‌كرد و عبيد‌الله‌ابن زياد به دليل اينكه سال‌ها در اين شهر حكومت كرده بود به جزئيات و ظرايف اخلاقي مردم كوفه آشنا بود. بنابراين به راحتي توا نست موج جديد قدرت را در اين شهر حاكم سازد و جريان اموي را بين مردم بپروراند</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span> </span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>حاكمان كوفه توانستند با سياست‌ها و قدرتي كه داشتند، مانع حمايت مردم كوفه از مسلم شوند. ولي نكته‌ مهم اين است: كساني كه در كربلا آمدند و عليه امام جنگيدند، شيعه امام حسين(ع) نبودند</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>اموي‌ها توهم غلط تاريخي را مبني بر اينكه كساني كه در كربلا عليه امام حسين (ع) جنگيدند، شيعيان و كساني بودند كه از حضرت دعوت كرده بودند تا به كوفه بيايد، ولي واقعا دعوت‌كنندگان شيعه در كوفه در لشكر عبيدالله زياد نبودند، بلكه اين افراد يا فراري و يا زنداني شدند و به روش‌هاي مختلف از اردو فرار مي‌كردند</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span> </span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>حضرت خودشان به اين موضوع واقف بودند و در يكي از صحبت‌هاي خود از اموي‌ها با عنوان "گرگان اموي در كربلا مرا پاره خواهند كرد " تعبير مي‌كردند</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>، وقايع بعد از حادثه كربلا را میتوان  به عنوان يك نقطه پشيماني براي مردم كوفه نام برد بعد از ماجراي كربلا ظلمي كه به خانواده امام حسين (ع) وارد كردند و سخنان حضرت زينب، ام الكلثوم، امام سجاد و فاطمه بنت‌الحسين موجب شد تا موج پشيماني بين كوفيان راه بيفتد</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>توابين در اولين اقدام گفتند كه بايد با قاتلان امام حسين بجنگند، لذا عليه حكومت كوفه شورش كردند و در اين حمله 4 هزار نفر در جنگ "عين‌الوعده " كشته شدند و تعداد بسيار محدودي از اين افراد باقي ماندند كه دوباره به مختار پيوستند.</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><br><br><span><strong>بايد واقعيت‌هاي شهر كوفه مورد ملاحظه همه‌جانبه قرار گيرد، چرا كه </strong><strong>مردم كوفه درك درستي از واقعيت‌هاي جامعه نداشتند.</strong></span></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>مردم كوفه به خاطر ترس از عواقب همكاري با امام حسين (ع) ايشان را تنها گذاشتند، ولي از يك طرف مجبور شدند با خودكشي يكديگر را نابود كنند و نمونه شايان در اين بين جنگ عين‌الوعده است.</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>: مردم كوفه در آن زمان مي‌خواستند در جنگ عين‌الوعده به خاطر اشتباهي كه كرده بودند، خودكشي كنند، اما اگر به جاي اين اقدام پشت مسلم مي‌ايستادند و ايشان را در كوفه تنها نمي‌گذاشتند، ديگر مشكلي پيش نمي‌آمد. <br><br><br><br></span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>براي اينكه با مسئله كربلا آشنا شد بايد به تشخيص در شرايط فتنه واقف شد، چرا كه تشخيص در شرايطي است كه انسان بداند بايد چه اقداماتي را انجام دهد. <br><br>بعد از واقعه كربلا كوفه تا ساليان سال شاهد جنگ و كشتار متعدد بود. البته كوفيان بايد اقدامي مي‌كردند كه با كوتاهي به وجود آورنده اين مشكل بزرگ شدند.</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>در ماجراي كربلا مردم كوفه بايد تأمل و تعقل بيشتري را مدنظر قرار مي دادند، چرا كه امروزه اين تجربه نه از حيث فداكاري بلكه بايد در تأمل شناخت فتنه و شناخت خطر همواره مدنظر قرار گيرد</span></strong></span></span></span></span><span><span><span><span><strong><span>نوع رفتار مردم كوفه به دفعات تكرار شد و همين امر بيشترين خسارت را به آنها وارد كرد. <br><br></span></strong></span></span></span></span></div><span><span><span><span><strong><span>البته در دوره‌هاي مختلف به خاطر اضطراب و ترس از يك مسئله مردم خسارت مالي و جاني و حتي ملي و ارضي را قبول مي‌كردند در صورتي كه مي‌توانستند با تامل و فكر، جلوي اين هزينه زياد را بگيرند.<br><br>امیدوارم خوشتون اومده باشه....<br><br>منبع: </span></strong><span></span><span></span></span></span></span></span><br><br><br><br><span><div><span><span> برداشت ازگفت‌وگوي تفصيلي۷/۱۰/۸۸ خبرگذاری فارس با </span><strong>یعقوب توکلی</strong></span></div></span>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/pl/academy/">آموزشگاه</category>                        <dc:creator>troubleclap24</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/pl/topicid/5736/</guid>
                    </item>
							        </channel>
        </rss>
		