Header Background day #17

ماجرای اصلی کتاب داستان شاهزاده‌ای جوانمرد از شهر حلب به نام خورشید شاه است که برخلاف میل باطنی‌اش که از عشق و عاشقی دوری می‌جست و بر عاشقان می‌خندید، به عشق دختر فغفور شاه، پادشاه ماچین گرفتار می‌شود و حوادثی شیرین و جذاب به وجود می‌آورد.
شاهزاده برای به دست آوردن مه‌پری، به سوی ماچین حرکت می‌کند. در این میان مردی به نام «سمک عیّار» به خورشیدشاه می‌پیوندد و از آن پس بار اصلی حوادث را به دوش می‌کشد. او که مردی عیّار است با هم دستی و همراهی افرادی چون شغال پیل‌زور، روزافزون، روح‌افزای و چند پهلوان و عیّار دیگر در بیشتر رویدادها به کمک خورشیدشاه می‌آید.
شخصیت دیگری که نقش مهمی در داستان بر عهده دارد، فرّخ روز، پسر خورشیدشاه است، که او نیز همانند پدر به عشق دختری مبتلا می‌گردد و به سرزمین‌های زیادی لشکرکشی می‌کند و در این میان قسمت قابل توجّهی از کتاب را به خود اختصاص داده است.

جزئیات فایل

پیوست شده به:

fa
کاور جلد اول سمک عیار
کاور جلد اول سمک عیار